۱۱۱۲

از ابولاشی نقل است یک بار امام شک کرد که داره نماز میخونه یا کون میده، بنا رو بر کون دادن گذاشت و سریع یه تیوپ لوبریکانت از جیب دشداشه اش بیرون کشید، انداخت طرف عرش الهی.

همچنین ابوگیر مستراحی روایت می کند  یه بار امام بین نماز خوندن و ریدن به شک افتاد. بنا رو به نماز خوندن گذاشت. ولی بازم گه همه مسجد رو برداشت…

Advertisements

2 پاسخ به “۱۱۱۲

  1. من شماهارو خوب می شناسم. الآن هرکی این مطالب رو خونده باشه از کسی که این مطالب رو گذاشته یه تصویر کفرآلود به ذهنش خطور می کنه ولی این پایان ماجرا نیست چون خدا رو خوب می شناسم. او شمارو هدایت خواهد کرد تا قدرتشو به آدمای به ظاهر مسلمونی مثل من نشون بده. عشق=خدا=عشق

  2. ههههههههههههههههههههههههههههههه

    نفهمیدم چی میگی عرب کثیف

    عرب خواهرتو گاییدم

    سوسمار خوووووووووووور

    امام نقی تاج سرت صهیونیست

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s