۱۰۸۰

حضرت عفیر (س) به همراه شیخ ابولاشی سوار بر پراید گوجه‌ای هاچ‌بک شمقدر از مسجد برمی‌گشتند. ابولاشی رو به عفیر کرد و فرمود: راستی ای عفیر؛ چه شد که به امام ایمان آوردی؟
عفیر فرمود: ای لاشی! تو به یاد نداری. جوانتر که بودم حتی از تو هم لاشی‌تر بودم اما یکی از معجزات امام مرا متحول کرد.
ابولاشی فرمود: کدام معجزه؟ آیا شق بالقمر بود یا معجزه سخن با حیوانات؟ آیا معراج بود یا ذوالنعوظ بیضا؟
عفیر فرمود: هیچ کدام! آن معجزه امام در عنتخابات سامرا بود. امام آنچنان معجزه‌ای کرد که مردمی که از آخوندها بیزار بودند و آنها را مایه بدبختی خود می‌دانستند، با اشتیاق به یک آخوند رای دادند و سپس از خوشحالیِ پیروزی وی کف و خون بالا آوردند و تا ساعتها در خیابانهای سامرا با باسنشان بندری می‌زدند و راه می‌رفتند.
در همین لحظه شمقدر عربده‌ای کشید و گردن دراز خود را از پنجره بیرون آورد تا به داف‌های اسمی ماشین بقلی سیخونکی بزند.

از کتاب معجزه قرن

Advertisements

1 پاسخ به “۱۰۸۰

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s