۱۰۶۶

‫صحنه: امام و ابولاشی در غار

-این دیگه چیه؟ اینو باید چکار کنیم الان؟
-چه می دونم والا. طبق بروشور باید الان عنکبوت و کفتر برامون فرستاده می شد…
-بـععععععع!
-نقی‌جان، غار رو اشتباه نیومدیم؟
-نه بابا. اون یکی رو که سیصد ساله اصحاب کف رزرو کردن بیرون هم نمیان. مونده همین.
-نقی جون مادرت یه کاری بکن. الان سربازا می رسن…
-بععععععععع!
-ای مرض! حیف که وقت ندارم وگرنه یه جماعی باهات می‌کردم که صدات در نیاد.
-با جبرییل تماس گرفتی؟
-آره بابا. آنتن نمیده. نمی دونم چه خبره اون بالا.
(جبرییل نفس زنان وارد می‌شود): بابا شماها کجایین؟ گوسفنده پیش شماست؟ بدین من ببرمش الان گند کاری میشه.
-معلومه اینجا چه خبره؟ این چیه واسه ما فرستادی؟
(جبرییل): چی بگم والا… صاحاب نداره که… واسه ابراهیم جای گوسفند عنکبوت فرستادن اونم کفری شده زده دل و روده اسماعیلو ریخته وسط میدون! بده من گوسفنده رو ببرم واسش تا گند بالا نیومده…
-پس ما چی؟ کفتر و عنکبوت ما کی می‌رسه؟
(جبی در حال دور شدن): نمی دونم. خودتون یه جوری با مامورا کنار بیایید. ایشالا سری بعد جبران می‌کنم!

بوروکراسی الهی

Advertisements

4 پاسخ به “۱۰۶۶

  1. خیلی پست و حقیر هستی که با توهین به اعتقادات مردم میخواهی به جایی برسی اگر در این موارد اطلاعاتی داری بیا بحث نه توهین شما همتون همینجورین هیچی هم نمیفهمین

    • کس کش کله کیری اول می گه «بیا بحث کنیم نه توهین» بعد خودش می گه «نفهمین» تازه قبلش هم گفته «پست و حقیر هستی»!! منطق مسلمانی همین است… پس ریییییییییدم ته حلق محمد بچه باز کونی هرزه

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s