۱۰۴۶

‫امام نقی: از جدم شنیدم که فرمودند رسولولا در یک لحظه از مسجدالحرام به مسجدالاقصی پرواز کردند.
ابولاشی: اماما شاهدی هم بر این واقعه وجود دارد؟
امام نقی: بله کاروانی که به سمت شام می‌رفت ایشان را دیده!
ابولاشی: خوشا بحالشان که حضرت رسولولا را زیارت کردند. آنها حضرت را چگونه توصیف می‌کردند؟
امام نقی: ویژژژژژژژ

Advertisements

4 پاسخ به “۱۰۴۶

  1. روزی یکی از عاشقان امام نقی که از راه دوری خدمت آن حضرت میرسید ، هنگامیکه با شتر ، سراسیمه به خیمه مولای منقیان امام نقی رسید ، خودش را از شتر به زیر انداخت ، و با لبی تشنه و رویی زرد در آغوش امام لب باز کرد و پرسید : یا مولای من ، نظرتان در مورد پاسخگوئی به نظرات چیست ؟ و قبل از آنکه جوابی از امام دریافت کند ، ریق رحمت را سر کشید و جان به جان آفرین تسلیم کرد .

    نقی پشت و پناه تمام طرفداران زنده اش باد //

  2. من اگر امام نقی بودم، یه جوری که به خدا بر نخوره بهش می‌فهموندم که آخرتی که برای انسان‌ها قرار داده چیزی بیشتر از یک کوره‌ی آتش و یک جنده‌خانه‌ی لایتناهی و ۲۴ ساعته نیست و اگر من خدا بودم شاید سطح خودم را در حد جاکشی برای اسلام و مسلمین پایین نمی‌آوردم.

  3. این آیه مسلمن در زمان امویان به قرآن اضافه شده است زیرا در زمان محمد بیت المقدس هنوز توسط اعراب فتح نشده بود و مسجدی در آن ساخته نشده بود.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s