۱۰۲۷

روزى امام نقى (ع) به دعوت نأقون براى به دست آوردن وليعهدى او به بلاد ایران آمد و در خیابان جوانى ايرانى را ديد. جلو رفت و از او سوال كرد: اى جوان! مى‌دانى كوروش كيست؟ جوان هاج و واج مثل نعلبندى كه به خرش نگاه مى‌كرد به امام نگاه كرد! بعد نقى فرمود: خوب بابک خرمدين را مى‌شناسی، يعقوب ليث را چطور؟ جوان باز هاج و واج به نقى نگاه كرد! نقى باز سوال كرد: حالا بگو اسم غلام على ابن ابی طالب چيست؟ جوان فورا جواب داد: قنبر! سپس امام به جوان گفت: خوب حالا دولا شو ببينم جوان! تا جوان دولا شد، نقى بر پشت او سوار شد و تا امروز هنوز سوار است.

كتاب بينوكيو و نقی مكار

Advertisements

20 پاسخ به “۱۰۲۷

  1. عالی بود.وتلخ اور…اخوندبه مردم میگه چی بپوشن؟چی بخورن وچطوری بازنشون همبستربشن.گاومیش به اون به ملت جفنگ شرف دارد.علم شما ازاخوندبالاتراست.

  2. درباره 12امام صحبت نکنید.من ازطرف دارهای شما هستم شما فقط به خبرهایتان بچسپید چکار امامادارید اونها معصوم بودند.اونها راهنما بودند.کجای حرف اونها بد بوده.اونها را قاطی این مسایل نکنید

  3. لطفا اماما رو مسخره نكنيد گرچه من با آخوند جماعت مشكل دارم ولي اينارو و اعراب رو باهم قاطي نكنيد

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s