۹۸۰

روزی مردی پارسی خدمت امام نقی رسیده و گفت: یا نقی! اسلام روزگار ما را سیاه کرده و باعث پسرفت، فلاکت و بدبختی‌مان شده است!
حضرت کمی ساقه‌ی شجره طیبه خود را خارانده و مظلومانه فرمود: مقصر اسلام نیست! من هم از ابوچلاق متنفرم. اینان اسلام واقعی را اجرا نمی‌کنند!
مرد پارسی گفت: ای نقی! در زمان صدر اسلام نیز دائما جنگ، تفتیش عقاید، تجاوز، کشتار و زورگیری بود! آیا این اسلام واقعی است؟
امام که عملیات خارش را به سمت ریشه متمایل کرده بود فرمود: خیر. در آن زمان هم به علت اینکه اسلام نو بود، کفار ایمان نمی‌آوردند تا وجوهات شرعی و عرفی خود را با زبان خوش به اسلام عزیز بپردازند، الله کمی عصبی بود و شرایط ایجاب می‌کرد که اسلام واقعی اجرا نشود.
مرد پارسی پرسید: پس اسلام واقعی چیست و چگونه اجرا می‌شود؟
آن معصوم در حالی که دست بر ذوالنقار برده بود لبخندی زده و فرمود: «اسلام واقعی، اسلامی است که هرگز اجرا نشود!»

Advertisements

1 پاسخ به “۹۸۰

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s