۹۷۰

روزی کافری از نقی پرسید: یا ابن راسولولا! مگر نه اینکه محمد در جریان واقعه بنی قریظه حَکَم فرمان داد که مردها را بکشند و زنها را اسیر گیرند پس چرا یک زن نیز که محمد را هجو کرده بود بر خلاف حکم کشته شد؟ رسول خدا و عهد شکنی؟
امام اندوهگین شد و فرمود: شما نمی‌فهمید! زنی که با استواریش جلادش را به زانو در آورد و ننگ التماس را به دل زنجیرش گذارد، شیر زنی است که مردان درنزدش حقیرند. سپس عکس نسرین ستوده را از جیبش دراورد قطره اشکی بر آن نشاند و دوباره درون جیب گذاشت.

روزی که استثنائا نقی فهمید – جلد زرده نقوی

Advertisements

1 پاسخ به “۹۷۰

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s