۹۴۵

امام نقی (ع) برای ابلاغ رسالت خود به قطب شمال رفته بود.
در آنجا به ایگلوی جامع اسکیموها وارد شد و خطاب به جمعیت حاضر فریاد زد:
_ آیا می دانید قارعه چیه؟
+ نــــه. قارعه؟
_ قارعه یعنی روزی که مردم از شدت ترس مثل ملخ پراکنده میشن.
+ ملخ؟
_ آهان، ملخ ندیدین؟… روزیه که کوهها مثل پشمِ زده شده میشن.
+ پشم زده شده؟
_ نه، نشد!… روزیه که خورشید غروب می‌کنه و فرداش در نمیاد.
+ شب قطبی؟
_ ببینید، روزیه که دختران زنده به گور شده از قبرها بیرون میان.
+ دختران زنده به گور شده؟
_ اه! بابا ولم کنید دیوونه‌ها… نخواستم… خمس و زکاتتون مال خودتون… یه مشت ندید بدید غربتی…

منبع: کتاب وزین «احکام جماع با همه حیوانات به جز پنگوئن»

Advertisements

1 پاسخ به “۹۴۵

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s