۹۱۵

ابولاشى خدمت امام نقى رسيد و محل دقيق بت‌ها را لو داد. حضرت هم همچون ابراهيم تبرش را برداشت و شبانه خود را به محل رساند. تعداد بسيار زيادى بت ديد و با هيجانى مثال زدنى به شكستنشان پرداخت. حتی چند نفر آمدند تا مانع شوند اما حضرت آن‌ها را با تبر نصف نمود. تمام شب از اتاقى به اتاق ديگر مى‌رفت و بت‌ها را خورد مى‌كرد تا ديگر بتى باقى نماند. سپس صد‌ها تابلوى نقاشى را روى ديوار ديد و با تبر به جانشان افتاد. به اتاقى وارد شد و سكه‌هايى را در قفس شيشه‌اى بسيار بزرگ ديد، در جیبش گذاشت. در اتاقى ديگر بشقاب و كوزه‌هاى بسيار ديد. آن‌ها را هم پودر كرد. سپس از محل خارج شد و در بيرون ژست هيزم‌شكن به خود گرفت و مشغول قطع كردن چند درخت شد.
فردا صبح از رسانه‌هاى گروهى چنين پيامى پخش شد: «متاسفانه ديشب ديوانه‌اى به موزه بريتانيا حمله‌ور شده و ضمن كشتن محافظان موزه، بخش عمده‌اى از پيشينه و فرهنگ بشر را با تبر تخريب كرده است. ماموران وى را در خيابان منتهى به موزه و در حال قطع كردن چند درخت دستگير كرده‌اند.»

Advertisements

1 پاسخ به “۹۱۵

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s