۸۸۶

امام نقی که باد فتق داشت، بعد از عمل جراحی رو بیضه‌اش، در بخش عمومی بستری بود. روزی دکتر برای سنجش وضع امام وارد اتاق ایشان شده که دید امام مشغول خواندن دعا و شکر خدا و امامان است. دعا را به دستش فوت کرده و به محل جراحی میمالد. دکتر گفت: چه میگویی ای امام؟
امام فرمود: از خدا و ائمه برای شفای بیماری‌ام تشکر میکنم.
دکتر گفت: من تو را جراحی کردم اما تو خدا را شکر میکنی؟
امام فرمود: شما و علم پزشکی وسیله‌ی لطف خدا به بندگان هستید.
دکتر گفت: پس قبلا که علم پزشکی نبود چرا خدا به بندگانش لطف نمی‌کرد؟ که امام خودش را به نشنیدن زده و مشغول بازی با تسبیحش شد . دکتر ماسک اکسیژن را از جلوی دهان امام برداشت که صورت امام اول زرد، سپس سبز، بعد بنفش، بعد در حال دست و پا زدن آبی و سپس رو به سیاه شدن میرفت که امام با آخرین نفسش خروج از اسلام را اعلام کرد . دکتر هم با لبخندی ملیح ماسک را جلوی دهان امام قرار داد!

Advertisements

3 پاسخ به “۸۸۶

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s