۷۷۰

حضرتش دلبرک کنیزی دید/ به بغل برگرفت وتند دوید
نرم نرمک برفت در راهی / که از آن می گذشت ملایی
مردک پر فریب و حیلت ساز / رفت پیش نقی و کرد آواز
گفت به! چه کنیز زیبایی! / چه بَری چه رخی! عجب ماهی!
گیسوانش سیاه و پیچاپیچ / جام و پستان یار و دیگر هیچ!
غوزک پاش گر بود پر گوشت / به جماعش رود ز مغزت هوش
نقی آمد که شاهکار کند / مچ پای زن آشکار کند
تا نگاهش به غوزک او دوخت / شیخ از پشت سوژه را بسپوخت
…..


علوی! پند گیر از این قصه / از گلیمت برون مکن پا را
راه دین و شرف زهم دور است/ ترک کن ادعای بی جا را
باز با باز می شود همدم / دین به مُفتی مفت خور و ملا

منبع: الگوی شعر «روباه و زاغ» و شعر «عروسی دختر آقای خوش خوراک»

Advertisements

1 پاسخ به “۷۷۰

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s