۶۹۹

پروردگارا…
کاش واقعا وجود داشتی، تا هم درد دلهای من و دوستانم را می‌شنیدی و هم اوضاع زمینی که مثلا آفریدی اینچنین نمی شد… کاش بودی و حرف‌هایم را می‌شنیدی تا اجداد من مجبور نبودند برای پناه بردن به سرپناهی از تلاطم روزگار، تو را در پستوی وهمناک و ترس آلودشان بسازند…

بارالها …
کاش می‌دانستم آنسوی این مناجات گوشی هست که می‌شنود و دستی هست که بر می‌خیزد از برای یاریمان… آنگاه هر لحظه به تو ایمان می‌آوردم و ترا سجده می‌کردم. ولی افسوس که پشت این همه تمنا هیچ ِ بزرگیست، به وسعت مومنین!

خداوندا…
چون در این وانفسا هنوز از هزاره سالیان گذشته مرا و ما را چاره‌ای نیست جز باور بوجود تو، پیروانت را بفرما برای تداوم شبح پیکره‌ات بر تار و پود تکیده آدمیان، امروز فطریه و یومیه و خمس و زکات و هزار کوفت و زهر ماری که به آب بینی بز هم نمی‌ارزد را از ما دریغ نفرمایند، شاید از این طریق بتوان ترا که هرگز نبوده‌ای برای ابد در دل مومنین راستین حفظ کرد. آمین…

بخشی از مناجات الامفتامین / ضعیفه مخدره / امام و تفکر عمیق / ص ۶۹۹ / پاراگراف ۶۹

Advertisements

1 پاسخ به “۶۹۹

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s