۶۹۱

امام درحال جمع کردن کمکهای مردمی برای زلزله زدگان، دم در مسجد ایستاده بود. حالا کاری نداریم سهم امامشو ورمیداشت. ابولاشی و دیگر صحابه نیز کمک می‌کردند و شترها را بار میزدند.

ناگهان ابن گنگ‌بنگ دوان دوان نزدیک شد و گفت: امام! امام! من این باکس ساندیس را برداشتم برای عزاداران جدتان علی!

ابولاشی :|
ابن مقفع :|
امام نقی :|
راوی :|
ذوالنقار (شمشیر امام) ؛)

سپس ابن گنگ بنگ به دو نیمه «ابن گ» و «نگ بنگ» تقسیم شد.

چنین امام عادلی داشتیم…

Advertisements

1 پاسخ به “۶۹۱

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s