۶۸۴

علی در سجده بود كه ابن نلقم وارد شد و شمشيرش را بالا برد كه يك دفعه حس كرد كسي آستينش را مي كشد! سرش را برگرداند و حسنين را ديد كه با لبخند به او مي‌نگرند. ابن نلقم لحظه‌ای از كارش پشيمان شد و شمشيرش را پايين آورد. اما حسن در حالی كه انگشت اشاره‌اش را بالا گرفته بود، گفت: آقا، بذار ما ضربت بزنيم و تو قضاوت كن كه كدام بهتر می‌زنيم!

نقل متواتر از آقا امام نقی (ع) است كه حسين با هدف قرار دادن سر، در اين رقابت پيروز از ميدان خارج شد!

حسنين كامپتيشنز/ ابن چلغوز قمی/ پاورقي صفحه ١٩

Advertisements

1 پاسخ به “۶۸۴

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s