۶۷۴

نقل است امام و ابولاشی درحال فرار از مأمورین معتصم به غاری پناه بردند. به اذن خدا عنکبوتی بر ورودی غار تار تنید، کبوتری در آنجا لانه کرد و تخم گذاشت، سپس خدا کمی فکر کرد و فرمان داد علفهایی که زیر پای حضرت و ابالاش هنگام ورود به غار له شده بودند باز روییدند؛ ولی متوجه شد که ابالاش قبل از ورود به غار در آنجا غائطی سهمگین کرده، پس به ابرها فرمان داد باران ببارند تا غائط ابولاشی شسته شود…
در همین هنگام مأمورین سر رسیدند ولی چون باران می آمد به همان غار پناه بردند… در این لحظه صدایی مهیب از آسمان شنیده شد که گفت «اوپس!»

خطاهای محاسباتی اعجاز، فصل پنجم

Advertisements

2 پاسخ به “۶۷۴

  1. روایت معتبر هست که حضرت نقی در حین ورود به جهان خاکی از غار مادر داد زد یا علی که قلبله ها پا به فرار کردند اما داد زد نترسید تازه این اول کار هست و بعد به قدرت خدا هی باد شکم داد تا طوفان ایجاد شده قابله باز ماند و برگشت و ناف حضرت را قیچی کرد که ناگهان ماری از تاف در امد و قابله را نیش زد و ناف مجدد به غار مادر نقی رفت و در سیاهی غار ناپیدا شدو از آن پس قدرت خدا مار امام نعوظ اسلامی کرد و هر روز ده غار یلب بکردی که 8 تا خداوند عهده دار شدو بقیه را پیروان امام و اما از بچگی عادت به بکارت کردن روزانه یک دوشیزه شعیه بکردی و بدین وسیله سیدها و سادات ها ساختی تا خدا عاجز از زن دهی روزانه امام شده و معتصم را بر وی چیره شده معتصم مار امام را ضایع بکردی و همه ناتوان شد و بشهید شدی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s