۶۲۸

‫امام نقی (ع): مزد ماله‌کش را پیش از اتمام سخنش بپردازید.

نقی و اهمیت ماله کشی در اسلام

Advertisements

20 پاسخ به “۶۲۸

  1. مادرت خشتکت را بدوزد !!! عجب حدیثی بود من که بسیار لذت بردم. میگویند حدیثانی که امام نقی در تلاوت آنها نقش داشته اند را نقیث می گویند؟ آیا معتبر است؟

  2. بزرگی میگفت : هر عاملی هر چند بی ارزش باشه ولی برای عده ای از مردم باعث ارامش باشه باید از نقد و انتقاد مصون باشه . بی احترامی کردن به مقدسات اشتباهه . عزیزم این استدادت را صرف کارهای بهتری کن . نمیدونم. یه کار بهتر

    • احتمالا چیزی که در ایشان بزرگ بوده، سایز سوراخ باسن مبارکشان بوده !!! مثلا اگر من با کشیدن حشیش به آرامش برسم، شما حق انتقاد از آن را ندارید؟

      • شما عادت دارید به هر نظر مخالف خود با بی احترامی برخورد کنید . اون بزرگوار هم اقای شجاع الدین شفا بود . بی سواد برو اول یکم مطالعه داشته باش

  3. حالا اگر علت آرامش شما مایه ناراحتی من شد چه کنیم ؟!!! مثلا من می خواهم سر شما را ببرم که آرامش بگیرم شما باید بایستی تا من کارم را بکنم ؟!!!این حرف چرند را کوچکی کم عقل گفته

    • کسی نگفت مخالف باش . گفتیم توهین نکن . اگه اون کارش اشتباهه تو هم کارت اشتباهه . مگه دین زرتشتی خالی از اشتباهه

  4. نقی پاشو نقی پاشو بات کار دارم
    نقی پاشو نقی پاشو نشو ناراحت از کارم
    کجا هاشو دیدی تازه اول کارم. نقی پاشو نقی پاشو من یه آشغالم .

    naghi are you ok? naghi are you ok naghi? naghi are you ok? naghi are you ok naghi?
    naghi are you ok? are you ok? are you ok naghi? nagha naghi are you ok?

    ???

  5. انسان در جهل خود متعصب است اين تعصب با اتكال بر خشم مقدس ، از نظر متقدسين و مقدسين مورد انتظار احترام است …
    اقاي مطلع JOJO ، اولا زردشت دين نيست بلكه آئيين است
    دوما منظور ما اديان ابراهيمي است كه متعبد خداوند قهار انتقام گير اشتباه كار و آپارتايد است ..
    سوما ، توهين با ضريب نفوذ اسلام ،‌ادامه حيات بشريت را بخطر انداخته واضح ترين اين خطر پرورش يك و نيم ميليارد وحشي بي سواد متوهم به دانستگي ، بزرگترين تهديد حيات، در قالب مسلمان است
    چهارما شما به هژوموني اسلام ميگي رئوفت اسلامي … كافي يك نفر روزه بخوره مهدور الدم مبشه ، بخواد ايدئو لوژي تغيير بده ، ميشه مرتد ، بخواد تو اداره يه جلسه نره نماز جماعت گزينش مردود و اخراج
    كاغذ قران را بسوزونه خودشو ميسوزونن ……….اينا احترامن …برو تو خيابان دختركان كم سن بخاطر شل بودن حجابشون زنداني ميشن اين احترامه ؟؟!

    • نه آخه تو نمیدونی که، اسلام خیلی خوبه. اسلام نگفته این کارها رو بکنید. این کارها رو محمد و علی گفتن انجام بدین. وگرنه اسلام خودش خیلی خوبه. شما اسلام رو به پای محمد و علی نذار. اونا اسلام رو خراب کردند.

  6. شما که به هر حرکتی می گویید توهین . اول توهین را تعریف کنید بعد برویم سر فرع مطلب.
    مثلا اگر به انسانی که با دختر 8 – 9 ساله هم خوابگی می کند بگوییم منحرف توهین است ؟ اگر به کسی که 900 نفر را در یک روز می کشد بگوییم جانی و قاتل توهین است ؟ اگر به کسی که مجموعه ای از خزعبلات را به نام دانش به خورد مردم می دهد بگوییم قالتاق یا بی سواد توهین است ؟

  7. نمونه بارز احترام در صدر اسلام :
    علی در کشتار ایرانیان

    : شهر ری-
    در زمان حضرت علی مردم » ری » در ایران سر به طغیان بر علیه اعراب مسلمان گذاشته و از پرداخت خراج به والیان اعراب خودداری کردند بطوریکه در خراج آن دیار کسری پدید آمد.حضرت علی » ابو موسی » را با لشکری فراوان به سرکوب شورش مردم » ری » در ایران فرستاد. (فتوح البلدان.صفحه 150)

    – فارس و کرمان :
    مردم فارس و کرمان نیز در ایران بر علیه اعراب مسلمان قیام کردند و عمال حضرت علی را از شهر بیرون کردند.حضرت علی برای خاموش کردن شورش مردم فارس و کرمان در ایران » زیاد بن ابیه» را به سوی فارس و کرمان فرستاد. ( جهت آشنایی با جنایات این سردار معروف » زیاد بن ابیه» به کتاب مروج الذهب. جلد2. صفحه 29 مراجعه فرمایید)

    – شهر استخر :
    در زمان حضرت علی نیز مردم استخر درایران باردیگر به علیه اعراب مسلمان سر به شورش گذاشتند و این بار» عبدالله ابن عباس» به فرمان حضرت علی شورش توده های مردم استخر در ایران را به خون فرو نشاند. (فارسنامه.صفحه 136)

    – حضرت علی در نبرد » لیله الحریر» :
    حضرت علی در نبردی بنام » لیله الحریر» در حدود 500 تا 900 نفر را از دم تیغ گذراند. (منتهی الا مال . جلد 1. صفحه 153)

    تعداد کسانی که در ان شب و روز حضرت علی به دست خود کشته بود 523 کس بود. (مروج الذهب . جلد 1 . صفحه 746

    1 کشتار قبیله بنی قریظه:
    علی پی از پیروزی بر قبیله بنی قریظه تعداد 900 نفر از مردان قبیله را در مقابل گودال هایی که از پیش کنده شده بود سر برید تاریخ طبری ج3 ص1088)
    2 کشتار خاندان ازد:
    علی و یارانش در یک روز تعداد 2500 نفر از خاندان ازد را سر بریدند بنحوی که کسی زنده نماند تا دیگری را دلداری دهد(مروج الذهب ج1 ص729)
    3 کشتار خوارج:
    در نهم صفر سال 38 هجری در محلی واقع در دشت نهروان جنگ خونینی بین لشکریان علی و خوارج روی داد که در این جنگ حدود 1800 نفر از خوارج به قتل رسیدند
    4 نبرد لیله الحریر:
    علی در نبرید به نام لیله الحریر در حدود 500 تا 900 نفر را از دم تیغ گذراند. (منتهی الامال ج1 ص153)
    5 کشتار عبدالله خرمی و یارانش:
    آنانکه دست رنگ کرده بودندو شادی وشعف در اثر در گذشت محمد نشان داده بودند علی و خالد بن ولی همه را بکشتند و اجسادشان را در اتش سوزاندند( تاریخ طبریج 4 ص1380.1464-طبری ج6 ص2420.2265)
    نقش علی در ترور مخالفان:
    1 ترور شاعری بنام حویرث بن نقیذ:
    وی شتر دختران محمد فاطمه و ام کلثوم را رم داده بود به فرمان محمد و توسط علی در جریان یک توطئه به قتل رسید.(سیره ابن هشام. ج2 ص273
    2 سر بریدن مغیره:
    پیر مردی بنام مغیره که پس از فتح مکه از ترس محمد گریخته بود بوسیله علی دستگیر و سر بریده شد( زنان پیغمبر. ص316)
    3 علی شاه- رگ مردانی را برید و بمانند مرغان نیم بسمل انان را در بیا بان ها رها کرد تا با شکنجه بمیرند(امام علی-عبدالفتاح. ج5 ص27)
    4 سر بریدن نضر و عتبه:
    پس از شکست ائیل محمد به علی دستور داد که نضر پسر حارث را سر ببرد. همینطور در منطقه ای دیگر به نام الظیه از میان اسرا عتبه پسر ابی معیظ بدستور محمدو بدست علی سر بریده شد( منهی الامال. ج1 ص57)
    5 سربریدن عتبه:
    مردی به نام عتبه که بخاطر عدم پخش مساوی غنایم بین لشکریان اسلام به صورت محمد تف کرده بود بوسیله علی سر بریده شد(تاریخ طبری. ج5 ص1103)
    در زمان اما علی مردم استخر چندین بار قیام کردند. اما علی در یکی از ان موارد عبالله بن عباس را در راس لشکری به انجا گسیل داشت و شورش توده ها در سیل خون فرو نشاند( فارسنامه. ابن بلخی. ص136)
    در مورد دیگر که مردم استخر شورش کردند امام علی زیاد ابن ابیه که خون خواری و ادم کشی به انوشیروان دوم لقب گرفته بود به انجا گسیل داشت تا به سرکوبی قیام بپردازد. در مورد کشتار مردم استخر توسط زیاد ابن ابیه کتب زیادی نوشته شده ( نگاه کنید به کتاب مروج الذهب. ج2 ص29)
    در سال 39 هجری مردم فارس و کرمان سر به شورش گذاشتند و حکام ستمگر علی را از شهر بیرون راندند امام علی مجدادا زیاد ابن ابیه را به انجا گسیل داشت و لشکریان وی از هیچ جنایتس فرو گذار نکردند( تاریخ طبری. ج6 ص2657و فارسنامه ص136)
    مردم خراسان نیز در زمان علی برای چندین بار قیام کردند و چون چیزی ند اشتند که به عنوان باج و خراج بپردازند از دین اسلام برگشته و به مقاومت سخت و جانانهای دست زدند امام علی جعد بن هبیره را بسوی خراسان فرستاد او رمدم نیشابور را محاصرهع کرد تا مجبور به صلح شدند(تاریخ طبری ج6 ص2586 و فتوح البلدان ص29)
    در زمان امام علی نیز مردم شهر ری نیز سر به طغیان زدند و از پرداخت خراج خود دار کردند. علی ابوموسی را با لشکری زیاد به سرکوب شورش فرستاد و امور انجا را به حال نخستین باز گرداند( فتوح البلدان ص1599)
    به روز گار خلافت علی بن ابی طالب چون پایان سال 38 و اغاز سال 39 بود حاث بن سره به فرمان علی لشکر به خراسان کشید و پیروز شد غنیمت و برده ی بسیار بدست اورد تنها در یک روز هزار برده میان یارانش تقسیم کرد لکن سر انجام خود و یارانش جز گروهی اندک در سرزمین قیقان سرحد خراسان کشته شدند( فتوحالبلدان. بلاذری)
    علی ابن عبی طالب عبدالرحمان بنی جز طائی را به سیستان فرستادو لکن حسکه حبطی وی را بکشت پس علی فرمود: باید چهار هزار تن از حبطیان را به قتل برسانیم وی را گفتند حبطیان پانصد تن هم نشوند.( فتوح البدان. بلاذری)
    علی ولایت اذربایجان را نخست به سعید بن ساریه خزاعی و سپس به اشعث بن قیس داد یکی از شیوخ اذربایجان نقل میکند که ولید بن عقبه همراه با اشعث از ولید طلب یاری کردو ولید برای یاری وی سپاهی از کوفه به انجا گسیل داشت اشعث جان به جان خانه به خانه فتح کرد و پیش رفت و پس از فتح اذربایجانگروهی از تازیان اهل عطا را بیاورد و در انجا ساکن ساخت و انان را فرمان داد تا مردم را به اسلام فرا خوانند( فتوح البلدان)
    حالا باز هم ماله کشان اسلامی به ماله کشیدن خودشان ادامه دهند !

  8. منظور از احترام ،‌همان احترام خانوم هست ديگة!؟!؟

    در ابتدا بايد عرض كنم اين جستار ها اعتراض به بينش منحوس اديان ابراهيمي است نه فقط شيعه گري يا اسلام ..
    تسنن خونخوار ايران را در 1400 سال پيش به خاك و خون كشيد و تشيع در 400 سال پيش ، بدانيد اين خونخواري هم كنون مشغول قربانيان ديگر است .. مظلومان به ظلم خويش يا همان ايرانيان مسلمان!!

    بعد از کشتارهای بی رحمانه عمر و سرداران خونخوارش و تجاوز به زنان و دخترکان ایرانی و پسر بچگان میهنمان برای مسلمان کردن و سنی کردن ایرانیان در 1400 سال پیش، حالا بخوانید و بدانيد چگونه در 400 سال پیش شیعه اثنی عشری یا دوازده امامی شدیم و به بهشت یا زن سرای آسمانی خدای اسلام محمدی حسابی راه پیدا کردیم!!

    با ظهور پادشاهان صفوی، اختلافات بین شیعیان و سنیان فزونی یافت و سنیان مورد خشونت و آزار قرار گرفتند.

    شاه اسماعیل صفوی، شخصی بسیار خشن سنگدل و خونخوار و دائم الخمر بود.
    *مجازاتهای زمان شاه اسماعیل صفوی عبارت بودند از:

    زنده کباب کردن انسان
    گوشت دشمن را خوردن
    زنده پوست کندن
    در دیگ جوشانیدن
    درختها را با زور مردان قوی مانند فنر بهم پیوستن و سپس بستن دست و پای افراد مردم به آن درختها و رها کردن آنها و دونیم شدن بدنشان بدینوسیله ( وحشتناکه )

    *کارهای جانانهء شاه اسماعیل برای مذهبی شدن مردم ایران:
    1- شاه اسماعیل در جنگها و قتل عامهائی که برای ترویج مذهب شیعه کرد در حدود دویست و پنجاه هزار نفر را کشت.

    2- شاه عباس نیز در بین سایر آدم کشان خود یک گروه جلادان مخصوص داشت که «چگین» و یا آدمخوار نامیده میشدند !! رئیس این گروه از جلادان آدمخوار شخصی بود به نام ( ملک علی سلطان جارچی باشی )
    افراد این گروه گناهکاران را از یکدیگر می ربودند و بتدریج اعضای بدن آنها را جدا میکردند و میخوردند!!
    ( میرزا بیک حسین حسینی جنابذی، روضه الصفویه ( تهران نسخه خطی کتابخانه شخصی ملک) صفحه 312 )

    3- به هر حال شاه اسماعیل بمحض رسیدن به قدرت دستور داد دو عبارت:
    » اشهد ان علیا» ولی الله » و » حی علی خیر العمل»
    را به اذان اضافه نمایند و در هر کوی و برزن و بازار به سه خلیفه ابوبکر، عمر، و عثمان ( که تازه مورد تائید علی بن ابیطالب بوده و وی با یکایک آنها برای در دست گرفتن مقام خلافت بیعت کرده بود)، لعن و دشنام بفرستند.

    4- شاه اسماعیل همچنین با مشورت ملایانی که به دور خود جمع کرده بود دستور داد:
    یک گروه تبردار ایجاد شود که به آنها تبرائیان میگفتند. دلیل اینکه این گروه تبرائیان نامیده شده بودند آن بود که واژه » تبری » معنی دوری جستن و بیزاری شدید از عقیده و مذهبی را میدهد.

    بنابراین به این گروه بدین سبب تبرائیان میگفتند که آنها از مذهب تسنن دوری می جستند. افراد این گروه که با خود تبر و یا چماق حمل میکردند مامور بودند در کوچه و خیابان و برزن و بازار به گشت بپردازند و پیوسته با صدای بلند به ابوبکر، عمر و عثمان لعنت بفرستند( درحالیکه این سه نفر جزو عشره مبشره نیز هستند و در قران , محمد رسول خدا نامشان را برده بوده اما در این دنیا کی به کی هست), اگر کسی شعار آنها را می شنید و بیدرنگ با صدای بلند نمی گفت » بیش باد و کم مباد» این افراد مجاز بودند بدون مکث سر او را با تبر هایشان قطع کنند!!

    * ( چه کوی و برزن و خیابانی داشتیم در چهار صد سال پیش و چطوری شیعه شدیم , آدم مو بر اندامش راست می ایستد, آدم چقدر میترسد, چه تاریخ کثیفی ما ایرانیان داشتیم و چه دین و مذهب کثیفی
    شاید بعضی ها مانند «ايراني باغيرت» بگویند دین و مذهب خوب بوده، این شاه اسماعیل بوده که بد بوده – در جواب اینکه اگر دین و مذهبی احکام سالمی داشته باشد، شاه اسماعیل و دیگرانی را نمی پروراند که به مردم جنایت کنند

    نصرالله فلسفی استاد تاریخ دانشگاه تهران که خود یک شیعه دوازده امامی ( و برادر محمد تقی فلسفی واعظ معروف و حقوق بگیر انگلستان ) است.
    * ناصر ملکی در صفحه 248 کتاب اسرار و عوامل سقوط ایران، آخوندیسم مینویسد:
    محمد تقی فلسفی حقوق بگیر سفارت انگلیس بود و تنها در یک مرحله چهارصد هزار تومان ( آنروزی) از سفارت انگلیس برای روضه خوانی و تحریک مردم بر ضد بهائیان دریافت کرد!!
    دلیل این امر هم آن بود که بهائیان مرکز محفل ملی خود را از انگلستان به آمریکا تغییر داده و از اینرو دولت انگلستان با آنها مخالف شده بود!!

    در کتاب زندگی شاه عباس اول مینویسد:
    شاه اسماعیل ( یک مرد دائم الخمر ) چون بر تخت سلطنت ایران نشست، برای ترویج مذهب شیعه و برانداختن مذهب تسنن از هیچگونه ستمکاری و خونریزی خودداری نکرد!!
    ( بیچاره مردم ایران) با آنکه در آغاز پادشاهی او اکثریت مردم ایران سنی مذهب و از اصول مذهب شیعه بی خبر بودند وی فرمان داد که خطیبان ، شهادت خاص شیعه یعنی » اشهد ان علیا ولی الله » و » حی علی خیر العمل » را در اذان و اقامه وارد سازند!!
    گروهی از مریدان خود به نام تبرائیان را نیز مامور کرد که در کوچه و بازار بگردند و به آواز بلند خلفای سه گانه و دشمنان علی و دوازده امام و سنی مذهبان را لعن کنند !!
    هرکس که لعن و طعن تبرائیان را می شنید ، ناچار بود به صدای بلند بگوید : » بیش باد و کم مباد» و هرگاه در این گفتار تامل و تغافل روا میداشت بیدرنگ خونش به دست تبرائیان و قورچیان شاه ریخته میشد!!

    یکی از ملایان دربار شاه اسماعیل صفوی نوشته است:
    » کشتن یک سنی که باید او را سگ نامید با ثواب کشتن پنج کافر حربی برابر است!!
    نکاح سنی درست نیست خون سنیان مباح و مالشان حلال است واجب است شکم زنان حامله سنی ها را شکافته و بچه ذکور آنها را با نیزه بزنند…!!

    نویسندگان و تاریخ نویسان نوشته اند، در حالیکه در زمان ظهور پادشاهان صفوی، بیشتر مردم مسلمان ایران سنی مذهب بودند و کمتر نشانه ای از شیعه گری در ایران یافت میشد، شاه اسماعیل صفوی به کمک گروه تبرائیان و یا تبرداران که در کوچه و خیابان و بازار به آدمخواری ، پوست کندن ، و در آتش انداختن مردم مشغول بودند،
    در نتیحه مذهب شیعه گری را در ایران رواج داد!!

    در جریان این فراگشت ( دگرگونی ) مذهبی در طبس 7000 نفر، در کاشان 10000 نفر و در شمال شرقی ایران 10000 نفر از مردم کشته و نابود شدند!!!

    شاه اسماعیل برای تهدید مخالفان خود قطعه های بدن قربانیان جنایاتش را برای آنها هدیه میفرستاد.
    ( بهرام چوبینه تشیع و سیاست در ایران جلد دوم ( 1364) صفحه 323 )

    سنی کشی شاه اسماعیل در ایران ، سلطان سلیم پادشاه عثمانی را به شیعه کشی در آن کشور سوق داد و وی چهل هزار تن از شیعیان آن کشور را نابود کرد و سپس از علمای سنی برای جنگ با شاه اسماعیل فتوی گرفت و اورا در جنگ چالدران شکست و فراری داد.

    5- یکی از کارهای بسیار زشت و ناشایست شاه اسماعیل صفوی که داغ ننگ پیرایش ناپذیری بر او نشانده ، ویران کردن آرامگاه حکیم ابوالقاسم فردوسی ، شاعر آزاده ، میهن خواه و جاودان ایران بوده است!!
    ( ننگ و تف و لعنت ایرانیان بر شاه اسماعیل صفوی و دین و مذهبش )

    بدین ترتیب ، باظهور پادشاهان صفوی در قرن شانزدهم میلادی در ایران ، شیعه گری مذهب رسمی این کشور شد و قدرت سیاسی پیدا کرد.

    پادشاهان صفوی با تمام نیرو شیعه گری آخوندیسم ، ملا بازی و روضه خوانی و نوحه گری را نه تنها در ایران ، بلکه در خارج از مرزهای ایران نیز گسترش دادند و بین شاه و شیخ یک اتحاد سیاسی و مذهبی بوجود آمد ، این دو عامل با سفاکی ها و خونریزی های بی سابقه ، مذهبی بوجود آوردند که شوربختانه اصول و احکام پوچ و نابخردانه آن در سالهای روشنگری قرن بیستم، هنوز مغز و شعور هم میهنان ما را در پهنه افسون سياه زندانی کرده است!!

  9. راست ميگه بابا اين جوجو ،‌….مامور مخصوص قانون» ميتي كامون» ….احترام بگذاريد !

    نمونه اي از احترامات فائقه مسلمانان
    فحاشی در قرآن

    اینکه نباید به اسلام و مقدسات توهین کرد و نباید به دین مردم کاری داشت سخنی است که شبانه روز از مسلمانان می توان شنید. اما آیا اسلام و مسلمانان هم به دیگران و باورهایشان احترام میگذارند؟ خیر؛ در دین اسلام و بر اساس آیات قرآن، مسلمانان همه ی غیرمسلمانان، دگراندیشان، منتقدان اسلام و حتی پیروان ادیان دیگر را هرگونه که خواستند مورد توهین و فحاشی قرار می دهند و آنها را با القاب و برچسب های زشت و توهین آمیز که در قرآن آمده خطاب می کنند از جمله: ابله، نادان، حیوان، چهارپا، بوزینه، خوک، سگ، نجس، زنازاده، فاسق، بی شعور و … برای بهتر آشنا شدن با آیه های توهین آمیز در قرآن و همچنین فرهنگ و تربیت و ادب اسلامی ناب محمدی، نمونه هایی از فحاشی در قرآن که حاوی توهین و فحاشی های رکیک می باشد نقل می شود:

    سوره بقره – آیه 10:

    في قلوبهم مرض فزادهم اللّه مرضا و لهم عذاب أليم بما كانوا يكذبون

    در دلهایشان مرضى است و الله بر مرضشان افزود و به [سزاى‏] آنچه به دروغ مى گفتند، عذابى دردناک [در پیش‏] خواهند داشت.

    سوره بقره – آیه 13:

    و إذا قيل لهم آمنوا كما آمن النّاس قالوا أ نؤمن كما آمن السّفهاء ألا إنّهم هم السّفهاء و لكن لا يعلمون

    و هنگامی که به آنان گفته شود: همانند (سایر) مردم ایمان بیاورید، می گویند: آیا همچون ابلهان ایمان بیاوریم؟! بدانید اینها همان ابلهانند ولی نمی دانند.

    سوره بقره – آیه 15:

    اللّه يستهزئ بهم و يمدّهم في طغيانهم يعمهون

    الله تمسخرشان مى کند و آنان را سرگردان در ستمکاری شان سوق مى دهد.

    سوره بقره – آیه 65:

    و لقد علمتم الّذين اعتدوا منكم في السّبت فقلنا لهم كونوا قردة خاسئين

    به طور قطع از حال کسانی از شما، که در روز شنبه نافرمانی و گناه کردند، آگاه شده اید. ما به آنها گفتیم: به صورت بوزینه هایی طرد شده درآیید.

    سوره بقره – آیه 118:

    و قال الّذين لا يعلمون لو لا يكلّمنا اللّه أو تأتينا آية كذلك قال الّذين من قبلهم مثل قولهم تشابهت قلوبهم قد بيّنّا الآيات لقوم يوقنون

    و نادانان گفتند: چرا الله [بی واسطه‏] با ما سخن نمی گويد يا [چرا] برايمان معجزه‏ اى نمی آيد؟ همچنين پيشينيان شان [هم سخنى‏] مانند سخن آنان گفتند. دلهايشان همانندى دارد. به يقين نشانه‏ ها [ى خود را] براى گروهى كه يقين می كنند، [به روشنى‏] بيان كرديم.

    سوره بقره – آیه 171:

    و مثل الّذين كفروا كمثل الّذي ينعق بما لا يسمع إلاّ دعاء و نداء صمّ بكم عمي فهم لا يعقلون

    مثل کافران، مثل حیوانی است که کسی در گوش او آواز کند و او جز بانگی و آوازی نشنود اینان کرانند ، لالانند ، کورانند و هیچ در نمی یابند.

    سوره مائده – آیه 60:

    قل هل أنبّئكم بشرّ من ذلك مثوبة عند اللّه من لعنه اللّه و غضب عليه و جعل منهم القردة و الخنازير و عبد الطّاغوت أولئك شرّ مكانا و أضلّ عن سواء السّبيل

    بگو : آیا شما را از کسانی که در نزد الله کیفری بدتر از این دارند خبر بدهم: کسانی که خدایشان لعنت کرده و بر آنها خشم گرفته و بعضی را بوزینه و خوک گردانیده است و خود بت پرستیده اند؟ اینان را بدترین جایگاه است و از راه راست گمگشته ترند.

    سوره اعراف – آیه 166:

    فلمّا عتوا عن ما نهوا عنه قلنا لهم كونوا قردة خاسئين

    آری، هنگامی که در برابر آنچه از آن نهی شده بودند سرکشی کردند، به آنها گفتیم: به شکل میمون هایی طرد شده در آیید.

    سوره اعراف – آیه 176:

    و لو شئنا لرفعناه بها و لكنّه أخلد إلى الأرض و اتّبع هواه فمثله كمثل الكلب إن تحمل عليه يلهث أو تتركه يلهث ذلك مثل القوم الّذين كذّبوا بآياتنا فاقصص القصص لعلّهم يتفكّرون

    و اگر میخواستیم به آن آیات او را رفعت مقام می بخشیدیم، لیکن او به زمین (تن) فروماند و پیرو هوای نفس گردید، و در این صورت مثل و حکایت حال او به سگی ماند که اگر بر او حمله کنی و یا او را به حال خود واگذاری به عوعو زبان کشد. این است مثل مردمی که آیات ما را بعد از علم به آن تکذیب کردند. پس این حکایت بگو، باشد که به فکر آیند.

    سوره اعراف – آیه 179:

    و لقد ذرأنا لجهنّم كثيرا من الجنّ و الإنس لهم قلوب لا يفقهون بها و لهم أعين لا يبصرون بها و لهم آذان لا يسمعون بها أولئك كالأنعام بل هم أضلّ أولئك هم الغافلون

    و به راستى بسيارى از جن و انس را براى جهنم آفريده ‏ايم، دلهايى دارند كه با آن در نمى‏ يابند و چشم هايى دارند كه با آن نمی بينند و گوش هايى دارند كه با آن نمی شنوند، آنان چون چهارپايانند، بلكه اينان گمراه‏ترند، ايشان بى خبرند.

    سوره توبه – آیه 28:

    يا أيّها الّذين آمنوا إنّما المشركون نجس فلا يقربوا المسجد الحرام بعد عامهم هذا و إن خفتم عيلة فسوف يغنيكم اللّه من فضله إن شاء إنّ اللّه عليم حكيم

    ای کسانی که ایمان آورده اید، مشرکان نجسند و از سال بعد نباید به مسجدالحرام نزدیک شوند و اگر از بینوایی می ترسید، الله اگر بخواهد به فضل خویش بی نیازتان خواهد کرد زیرا الله دانا و حکیم است.

    سوره فرقان – آیه 44:

    أم تحسب أنّ أكثرهم يسمعون أو يعقلون إن هم إلاّ كالأنعام بل هم أضلّ سبيلا

    آیا گمان میبری بیشتر آنها می‏شنوند یا می‏فهمند؟ آنها فقط همچون چهارپایانند بلکه گمراه تر.

    سوره مدثر – آیات 49،50 ، 51:

    فما لهم عن التّذكرة معرضين كأنّهم حمر مستنفرة فرّت من قسورة

    چه شده که است از این پند اعراض می کنند؟ مانند خران وحشی که از شیر می گریزند.

    سوره جمعه – آیه 5:

    مثل الّذين حمّلوا التّوراة ثمّ لم يحملوها كمثل الحمار يحمل أسفارا بئس مثل القوم الّذين كذّبوا بآيات اللّه و اللّه لا يهدي القوم الظّالمين

    مثل کسانى که به تورات مکلف شدند ولى به آن عمل نکردند همچون خرى است که کتاب هایى را حمل کند، چقدر بد است مثل قومى که آیات الله را تکذیب کردند. الله ستمکاران را هدایت نمی کند.

    سوره القلم – آیه 13:

    عتلّ بعد ذلك زنيم

    گستاخ [و] گذشته از آن زنازاده است.

    سوره انبیاء – آیه 67:

    أفّ لكم و لما تعبدون من دون اللّه أ فلا تعقلون

    تف (اف) بر شما و بر آنچه غير از الله مى ‏پرستيد مگر نمى‏ انديشيد.

    سوره انفال – آیه 22:

    إنّ شرّ الدّوابّ عند اللّه الصّمّ البكم الّذين لا يعقلون

    بدترین جانوران در نزد الله این کران و لالان هستند که در نمی یابند.

    سوره انفال – آیه 55:

    إنّ شرّ الدّوابّ عند اللّه الّذين كفروا فهم لا يؤمنون

    به یقین، بدترین جنبندگان نزد الله، کسانی هستند که کافر شدند و ایمان نمی آورند.

    سوره انعام – آیه 35:

    و إن كان كبر عليك إعراضهم فإن استطعت أن تبتغي نفقا في الأرض أو سلّما في السّماء فتأتيهم بآية و لو شاء اللّه لجمعهم على الهدى فلا تكوننّ من الجاهلين

    و چنانچه انکار و اعتراض آنها تو را سخت و گران می آید اگر توانی نقبی در زمین بساز یا نردبانی بر آسمان برافراز تا آیتی بر آنها آوری و اگر الله میخواست همه را مجتمع بر هدایت میکرد؛ پس تو البته از جاهلان مباش.

    سوره محمد – آیه 12:

    إنّ اللّه يدخل الّذين آمنوا و عملوا الصّالحات جنّات تجري من تحتها الأنهار و الّذين كفروا يتمتّعون و يأكلون كما تأكل الأنعام و النّار مثوى لهم

    الله کسانی را که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند وارد باغ هایی از بهشت می کند که نهرها از زیر (درختانش) جاری است؛ در حالی که کافران از متاع زودگذر دنیا بهره می گیرند و همچون چهارپایان می خورند و سرانجام آتش دوزخ جایگاه آنهاست.

    اما در مقابل، مسلمانان تاو و تحمل شنیدن کوچک ترین انتقادی درباره اسلام، تناقضات قرآن، حقایق تاریخی درباره محمد و آیات قرآن ندارند و با سفسته های گوناگون از پاسخ دادن به این حقایق درباره دین شان فرار می کنند. شماری از سفسته های رایج که در گفتگو با اسلام گرایان رایج است:

    حق توهین به مقدسات را ندارید!
    شما اسلام ستیزان به مقدسات مسلمانان فحاشی می کنید!
    شما فقط بلدید مسخره کنید!
    درباره محمد و قرآن و امامان شیعه از واژه های زنباره، پدوفیل، جنایتکار، راهزن و … استفاده نکنید!
    برچسب زدن به غیرمسلمانان و دگراندیشان و بکار بردن واژه های نجس، کافر، ملحد، مرتد، مشرک، فاسق و… در اسلام توهین نیست!
    نجس خطاب کردن دگراندیشان در قرآن توهین نیست! منظور نجاست روحی معنوی است نه نجاست جسمانی!
    نجس خطاب کردن غیرمسلمانان جزو تمثیل های الهی است!
    در قرآن گفته شده به کفار فحاشی نکنید!!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s