۶۰۷

نقل است که روزی امام نقی و ابولاشی از محلی می گذشتند که زنی یهودی از بالای پشت بام بر سر آن حضرت خاک ریخت. حضرت با خوشرویی فراوان آن زن را نزد خود فرا خوانده و اسلام را به ایشان عرضه کردند. آن زن پس از شنیدن سخنان امام مسلمان شد. ابولاشی که از عمق کینه جویی امام به خوبی خبر داشت با تعجب علت این نرمش را پرسید. حضرت فرمود: «او یکبار به سر من خاک ریخت، با مسلمان کردن او کاری کردم که هر روز خاک بر سرش شود.»

سیره نقوی، باب اسلام رحمانی و عواقب آن

Advertisements

1 پاسخ به “۶۰۷

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s