بحث آزاد (۱)

از این به بعد بحث‌های آزاد را در پست‌هایی با همین عنوان انجام خواهیم داد.
این پست در ادامه‌ی بحث‌های صفحه‌ی «گالری نقوی» خواهد بود. بحث‌ها محدود به موضوع خاصی نمی‌شوند و ما حرف‌های شما را سانسور نمی‌کنیم مگر اینکه با ارسال‌های مکرر قصد اسپم کردن داشته باشید. نیاز به یادآوری نیست که رعایت ادب (و ایضا ارائه‌ی بلیت!) نشان‌دهنده‌ی شخصیت شما می‌باشد.

فراز‌هایی از بحث قبلی:
* نقش اسلام در پیشرفت یا پسرفت علمی
* قضیه کشته‌ شدن فاطمه و باغ فدک
* بالاخره مسلمان واقعی کیست؟!
و خلاصه هر چه می‌خواهد دل تنگت

یا نق

Advertisements

85 پاسخ به “بحث آزاد (۱)

  1. «ایرانی باغیرت» گفت:

    شما با خودتون چند چندید؟!؟!؟!؟
    یه بار میگن ما اصلا هیچ دینی رو قبول نداریم بعد اسم کلی دانشمند یهودی رو میکنند و بهشون مینازند!!!
    یه بار میگن دین=خرافات بعد جمعیت دنیا رو رو میکنن که اکثرا مسیحیند!!!
    اول تکلیف خودتون مشخص کنید بعد بیاید اینجا حرف مفت بزنید!!!
    فعلا که دین برتر اسلام
    همانا دین نزد خدا اسلام است،قرآن کریم

    بابا تو که مچ ما رو گرفتی! ما واقعا چقدر دچار پارادکس و دوگانگی هستیم!
    دوست عزیز، نمونه‌هایی که آوردم برای این بود که دوست هم کیش شما ادعا می‌کرد اسلام باعث پیشرفت علمی مردم شده است! و من به شما نشان دادم که جمعیت ۱۵ میلیونی یهودیان از جمعیت ۱/۵ میلیاردی مسلمانان به مراتب دستاورد بیشتری داشته است. از طرفی correlation نشان‌دهنده‌ی causation نیست. یعنی لزوما یهودی بودن دلیل باهوش بودن اونها نشده. اما با مقایسه آماری می‌شود متوجه شد که به وضوح اسلام توفیقی از لحاظ توسعه و پیشرفت علمی برای طرفدارانش نداشته است. بعد اینکه هیچ‌کدام از افرادی که از آن لیست من می‌شناسم جزو یهودیان معتقد نبوده و عملا دینش را practice نمی‌کرده. نمونه‌ آن ریچارد فاینمن که شدیدا توصیه می‌کنم کتاب Surely you’re joking, Mr. Feynmanاش را بخوانید. لیستی از یهودیان اتئیست را می‌توانید در اینجا مشاهده کنید.
    http://en.wikipedia.org/wiki/Category:Jewish_atheists

    • جناب با غیرت ، یهودیت بر خلاف اسلام و مسیحیت یک قوم و نژاد است . شما نمی توانید بروید در کنیسه و اعلام کنید که یهودی شده اید و این دلیلی است که یهودی آتئیست داریم . اما در مورد دین یهودیت باید عرض کنم که همان اسلام است ولی در آن کمی بیشتر چیز نموده اند ( چون قدیمی تر است ). محمد شما هم قبل از بعثت از همین قوم بوده ( به گفته شما از نوادگان اسماعیل فرزند ابراهیم )

      • سامان‌جان، من وبلاگ شما را مطالعه کردم و مطالب آن به نظرم ارزشمند رسید. اما ایکاش به جای سرویس بلاگفا از سرویس‌هایی مانند wordpress یا blogspot استفاده می‌کردید تا هم مشکل امنیتی برایتان پیش نیامده و هم امکان خذف وبلاگ‌تان از طریق سیستم سانسور برطرف شود.

  2. «reyhane» گفت:

    بايد عرض كنم كه شما يه سر برو انستيتو تحقيقات غذايي كشور با اقاي دكتر جاودان صحبت كن, اين حرفاي شما هم در مورد من صدق نميكنه!

    دوست کم سن و سال من، بد نیست حالا که می‌خواهید به هر طریقی بحث کنید حداقل از ارزش گفتارتان مطمئن شوید! اولا اینکه گمان نکنم اشخاص حقیقی خیلی خوشحال شوند که اسم‌شان را در این سایت بیان کنید. دوما اینکه شما واقعا با خود چه فکر می‌کنید؟! ما می‌رویم انستیتو بهمان پیش دکتر فلان، می‌گیم ما همونایی هستیم که واسه امام نقی جک می‌سازیم. مسئلةٌ! خلاصه اینکه تبریک می‌گم، شما بی‌ارزش‌ترین کامنت هفته را گذاشتید. من هم یه دکتری رو یه جای دیگه می‌شناسم که اگه با دکتر شما بحث کنه حتما پوزش رو می‌زنه! ببینید من چقدر قشنگ استدلال می‌کنم! شما حداقل کاری که می‌توانید در چنین مواردی بکنید این است که مقاله‌ی علمی یا غیرعلمی این آقا را به ما بدهید بخوانیم!
    «reyhane» گفت:

    فكر ميكنم شما هم تحصيل كرده باشيد,اين حرفايي كه ميكيد درست,در مورد كريه هم بايد بكم كه از لحاظ رواني كريه خيلي خوبه و خوبه كه بدونيد زنها بيشتر از مرد ها از بيماري قلبي در امان اند به اين دليل كه كريه ميكنند, به نظر من از اول انقلاب فشار هايي رو مردم بوده كه باعث شده اونا عقده اي بشن و حالا دولت وسياسيون فهميدن كه جه كار اشتباهي كردن ولي نميتونن ديكه فشار هارو بردارن, به اين قضيه توجه كنيد;تو كشور هاي غربي كسي را كه حجاب داره اذيت ميكنن و اينجا كسي رو كه حجاب داره!واقعا خنده داره…

    اول اینکه تقاضا می‌کنم از کیبورد فارسی استفاده کنید نه عربی. بعد اینکه ویرگول در فارسی (،) است. اونی که شما استفاده می‌کنید (,) کاما است. بعد اینکه من نمی‌دانم چه عقل کلی و با چه جامعه‌ی آماری به این نتیجه رسیده که گریه کردن روی سکته قلبی تاثیر دارد! یعنی جدا چطوری با این همه variable، مسئله رو pinpoint کردن روی گریه. مردان و زنان از خیلی جهات با هم تفاوت دارند و ادعای شما واقعا جک است. شاید سکته مردان بخاطر عادات بد غذایی و انسداد شراین باشد. شاید بخاطر این باشد که مردان معمولا فشار کاری و استرس بیشتری را تحمل می‌کنند! آن وقت بین همه‌ی اینها گریه کردن را از کجا آورده‌اید؟! بعد اینکه من دلیلی نمی‌بینم از سیاست کشور‌های اروپایی در مورد حجاب دفاع کنم. کشورهای اروپایی برای خلاف ایران دموکراسی هستند و بعضا نظر مردم کشور در چنین تصمیمی دخیل بوده است. من به یاد نمی‌آورم در مورد حجاب اجباری در ایران رفراندم شده باشد. بعد اینکه شما دیده‌اید که در اروپا ون بگذارند و با حجابان را به زور ببرند و چادر از سرشان بکشند؟ در نهایت اینکه تا جایی که من می‌دانم مشکل در اروپا با حجاب معمولی نیست. مشکل چادر برقع و افرادی که گونی سرشان می‌کشند است.

  3. توضيح المسائل نقوي
    نگاشته امام نقي (ع)
    مسئله 12456
    احكام گوزيدن :
    سوال : آیا گوزیدن با صدای بلند اشکال دارد؟
    جواب: اگر گوزنده قصد اعلام مطلبی به شنونده را داشته باشد شرعا اشکال ندارد ولی مستحب است که با صدای آهسته و در خفا بگوزد تا محلی برای ریا نباشد
    سوال: آیا شنیدن صدای گوز دیگران اشکال دارد؟
    جواب: شنیدن صدای گوز مرد برای مرد و شنیدن صدای گوز زن برای زن اگر به قصد غنا نباشد جایز است اما احوط آن است که بطور غیر مستقیم شنیده شود شنیدن صدای گوز زن توسط شوهر و یا تمام انواع محارمش اشکال ندارد اما بهتر است که هنگام گوزش دست خود را طوری میان باسن بگذارد که صدای آن کلفت و شبیه صدای گوز مردانه بنظر برسد تا جلب توجه نکند
    سوال: ارتباط گوز با شقیقه چیست؟
    جواب: ارتباط از نوع ثبوتی است پس کسانی که کمتر میگوزند کمتر به عارضه سردرد دچار میشوند و این مسئله به شدت صدای آن نیز بستگی دارد که نباید بیشتر از 120 دسی بل باشد
    سوال: حکم افرادی که در توالتهای عمومی با صدای بلند میگوزند چیست؟
    جواب: اگر بقصد ارعاب دیگران باشد باید دیه بدهد که در این مورد باید به احکام دیه مراجعه شود اما اگر بی اختیار باشد باید شدت آنرا سنجید که اگر بیش از 120 دسیبل بود مستوجب قصاص نفس است.

    سوال: اخیرا عده ای همراه با گوزیدن ، می چسند . چه حکمی متوجه این افراد است؟
    جواب: جایز نیست موجب آلودگی هوا میشود

    سوال: اگر گوزنده هنگام گوزیدن متوجه شود که اسهال بوده است چه باید بکند؟
    جواب: شورت خود را تعویض کند

    سوال: گوزیدن عروس در مراسم خواستگاری چه حکمی دارد؟
    جواب: اگر به قصد خودنمائی باشد حرام است اما اگر میخواهد با این عمل خواسته ای را به گوش مادر خویش برساند اشکال ندارد اما احوط آن است که آهسته بگوزد

    سوال: پدر بنده کارمند بانک بوده اندکه متاسفانه براثر شنیدن گوز دار فانی را وداع گفته اند (هنگامی که یک خانم جوان جهت انجام امور بانکی به ایشان مراجعه میکند دفترچه حساب آن خانم به زمین می افتد و وقتی برای برداشتن دفترچه دولا میشود میگوزد و چون پدر اینجانب در آن لحظه در حال نوشیدن چای بوده اند بر اثر شنیدن صدای گوز می خندند و قند در گلویشان گیر کرده بر اثر خفگی می میرند) میخواستم ببینم آیا دیه ای متوجه بازماندگان آن مرحوم هست یا خیر؟
    جواب: خواهر محترم، این سوال به روئیت حضرت آیه الله ملا هادی توسی سبزواری رسید فرمودند خندیدن به صدای گوز دیگران از بدترین اعمال است و ضمنا پدر حضرتعالی بر اثر اصابت گوز دارفانی را وداع نکرده اند بلکه علت وفات خفگی است که جزو پیامدهای خنده ی ناشی از شنیدن صدای گوز است . پس هیچ دیه ای متوجه شما نمی شود و بلکه اگر گوزنده محترمه شاکی می شدند اولیای دم میبایست رضایت ایشان را جلب می کردند

    سوال: عده ای گوز خود را حبس و جهت بی اثر کردن شدت صوت آن ، آنرا به چس تبدیل میکنند. این عده چه حکمی دارند؟
    جواب: جایز نیست موجب آلودگی محیط می شود

    سوال: آیا گوزیدن در استخر جایز است؟
    جواب: اگر قلپ های آن روی آب بیاید حرام است …. مستحب آن است که در کنار دیواره های استخر بگوزد

    سوال: گوزیدن در جمع دوستان چه حکمی دارد؟
    جواب: گوزیدن واجب کفایی است یعنی اگر در جمعی تنها یک نفر بگوزد ؛ گوزیدن در جمع از گردن بقیه ساقط میشود، که فحوای آن این است که از آن پس در آن جمع نمی توان گوزید و آنرا به گردن دیگری انداخت

    سوال: گوزیدن از چه سنی واجب می شود؟
    جواب: گوزیدن به نوزادان پسر از چهارده ماهگی و به نوزادان دختراز نه ماهگی واجب است ، پس اگر ترک آنرا کرده باشد باید قضای گوز را بجا آورد و اگر خود استطاعت انجام آنرا ندارد بهتر است آنرا به دیگری بسپارد و یا هر پنج شنبه شب دو کیلو نخود برشته خیرات کند و یا در آش نذری نخود و لوبیای دیر پز بریزد

    سوال:همسر بنده با صدای بسیار وحشتناکی می گوزد بطوریکه تاکنون چندین بار شیشه های منزل را عوض کرده ایم و چندین بار همسایه ها از این امر شکایت کرده و حتی یکبار پلیس 110 مشکوک به انفجار خمپاره گردید و منزل مارا تفتیش نمود. ادامه زندگی با چنین مردی چه حکمی دارد؟
    جواب:اگر در عقد نامه قید شده باشد که همسر جنابعالی مبتلا به عارضه » خود گوز بزرگ کم بینی» است حق متارکه از شما ساقط و باید تمکین و مماشات نمایید . در کتاب » سیاست الاگواز الکبیره» که تنها مرجع علمی بررسی صوت ناشی از گوزیدن در بین علما است در باب بلندی صدای گوز تنها به این نکته اشاره شده است که صدای گوز نمی تواند از 120 دسی بل بیشتر باشد بطوریکه مستمعی که در پشت دروازه شهر تنها برج و باروی شهر را می بیند ، نتواند صدای آنرا بشنود. در این خصوص بهتر است ابتدا از میزان شدت صدای گوز همسرتان مطمئن شوید

    سوال: آیا آروغ زدن که اصطلاح مدرن آن باد گلو است حرام است؟
    جواب: اگر آروغ بدل از گوز زده شود اشکالی ندارد اما احوط آن است که قبل از آروغ زدن نیت کند مثلا بگوید » یک عدد آروغ می زنم برای رضای فلان و فلان «. در» تذکره الاگواز فی المعاده الباز» آمده است که : هنگام شنیدن صدای آروغ بدل از گوز باید به شخص متعارغ (یعنی کسی که آروغ زده) بگوید عافیت باشد تو را گوز گلو دو سه تا آلو بخور جای هلو
    سوال: اگر کسی نداند که در روز چند بار گوزیده چه باید بکند؟
    جواب: بر هرشخصی که بسن تکلیف «گوزیدن»رسیده است واجب است که در طول شبانه روز هفت بار بگوزد . اگر سهوا فراموش کند که مثلا شش بار گوزیده یا هفت بار باید بنا را بر شش بگذارد و در یک لحظه سریعا دولا شود تا گوز هفتم را بجا آورد. شک بین هشتمین و هفتمین گوز باطل است و باید دوباره آنرا از ابتدا بجا آورد
    سوال: حکم گوزیدن بی اختیار چیست؟
    جواب: گوزیدن بی اختیار موجب صفای دل و جان است که اگر با صدای کمتری صورت پذیرد موجب تقرب بیشتر و کاهش ریا می شود . واجب سمعی است که شنونده ی» گوز بی اختیار» جلوی خنده خود را بگیر

    • هنوز دارم میخندم
      شما بی نظیرید
      من رسما به نقی ایمان اوردم !!
      بادیدن این رساله به این شیوایی

  4. هرگز با احمق ها بحث نکنید …

    آنها اول شما را تا سطح خودشان پایین می کشند ،

    بعد با تجربه ی یک عمر زندگی در آن سطح،شما را شکست می دهند.

    ((مارک تواین))

  5. منطق اسلامی:
    وقتی بیمارم به پزشک مراجعه میکنم.
    وقتی قصد ساختن یک خانه را دارم به معمار مراجعه میکنم.
    وقتی برای زندگی ام به برنامه احتیاج دارم به آموزه های یک چوپان بی سواد و هوسباز که 1400 سال پیش می زیسته مراجعه میکنم.

  6. وقتی به دین نیاز دارم به امام حی و حاضر مراجعه میکنم!در صورت عدم حضور امام به نایب امام مراجعه میکنم!در صورت عدم حضور نایب به فقیه و مرجع تقلید مراجعه میکنم
    این است منطق اسلامی!!!!!!
    فقیه از یک فوق تخصص بیشتر درس میخونه و انقدر علم و آگاهی داره که بتونه راهنماییت کنه!!!
    مدیر سایت اون بالا گفتند یهودیند نه مسلمان اول خودتون میدونید و همه اروپاییان میدونند که علمشون رو مدیون مسلمان ها هستند!!!تعداد کتاب هایی که در جنگ های صلیبی به سرقت رفته رو برید ببینید!!!!
    ضمنا انقلاب صنعتی(اوج ترقی مسحیان و یهودیان) قرن 18 و 19 میلادی اما زکریا کی الکل رو کشف کرد؟ جابر کی پی به جوهر لیمو برد؟
    پس حالا حالا ها اروپایی ها(مسیحی و مسلمان) باید دنبال مسلمان ها بدوند تا اسم جبر رو بزارند aljebra اسم شیمی رو بزارند chemistry نگاه زحمت ندادند اسمش هم عوض کنند!!!!!
    حالا بر فرض یهودیا خیلی پیشرفت داشتند مهم اینه پیرو آیین موسی کلیم الله و خدا هستند و دین دارند!!!
    به مقدسات مسلمان ها توهین نمیکنند حتی در مجلس هم نمیانده دارند!!!
    سگ یهودیان شرف داره به شما ها که نه دین دارید و نه خدا رو قبول دارید
    توجه: یهودیان با صهیونیست خیلی تفاوت داره حتی یهودیان مخالف سرسخت صهیونیست هستند!!!

    • من نمیدونستم اروپاییها اینقدر عقب موندن
      خوب شد شما بودی که بگی اروپاییها همچنان دارند دنبال ما میدوند به خاطر جبر بابا ایول به خودمون ما چقدر شاخ بودیمو نمیدونستیم!!
      واقعا چقدر این اروپاییها بدبختو عقب موندن !!
      ایا میدانستید دانشمندان اروپایی هر روز صبح که از خواب بلند میشوند اعتراف میکنند که همه ی علم خود را مدیون مسلمانان هستند!!
      ایرانی باغیرت تو یه بار این متنیو که نوشتیو خودت با صدای بلند بخونی خندت میگیره !!
      من فکر میکنم شما 2 یا 3 قرن عقبی که فکر میکنی اوج پیشرفت غرب در دوران انقلاب صنعتی بوده
      اگه وقتی تو خیابون راه میری یه نیگاهی به همین وسایل دم دست مثل تلویزیون یا رادیو (حالا نمیگم ایفون یا لپ تاپ) بندازی میبینی که پیشرفت اروپا وامریکا اوجش تو انقلاب صنعتی نبوده , حداقل اینو میفهمی که پیشرفت اروپا یا امریکا( به قول شما یهودی و مسیحی) روز به روز در حال اوج گرفتنه !!
      شما ازون کسایی هستی که با مفتخر بودن به گذشته ها خودتو خوشحال میکنی !
      اگه تو واقعا دلیل پیشرفت اون زمان مسلمونارو اسلام میدونستی پس باید این فکرم تو ذهنت میومد که
      قاعدتا نباید این اسلامی که الان هست اسلام اون موقع باشه وگرنه همچنان باعث پیشرفت مسلمونا میشد!! نه اینکه امروزه تو دنیا بیسواد ترین مردم در کشورهای اسلامی باشن!
      پس در هر حالت حداقل نتیجه ای که میشه گرفت این اسلامی که الان هست دین بدرد نخوریه!
      حالا اگه میخوای بازم به جهل خودت افتخار کن
      برو خوشحال باش که اسم جبر aljebra هست و اسم شیمی chemistry !
      تو دلت میخواد یه عده یهودیو صهیونیست صدا کن ولی اونا خودشونو یهودی صدا میکنن به خصوص کسایی که در اسرائیل زندگی میکنن!
      من دیگه دارم احساس میکنم بحثها داره تکراری میشه یه همچین بحثیو قبلا هم داشتیم :(

    • مثل این بچه هایی صحبت می کنی که از پدر مادرشون می پرسن بچه از کجا میاد، پدر مادر جواب میدن: فرشته ها بچه رو میذارن تو شکم مادرت، بعد بچه به دنیا میاد. یعنی هرچی این ملاها گفتن بدون استثنا باور کردی ها.. نخبه ای هستی واسه خودت.

  7. «تعداد کتاب هایی که در جنگ های صلیبی به سرقت رفته رو برید ببینید!!!!»
    کاشکی مسلمونا هم وقتی به ایران و مصر حمله کردم کتاباشونو میدزدیدن تا یک کم آدم بشن نه اینکه هر چی کتاب جز قرآن بود رو آتش بزنن.

    در ضمن به نظر شما مسلمونا چیزی که ذکریای رازی کشف کرد (الکل) نجس هست پس بهتره که به حوزه برگردید و احکام بول و غایظ رو مطالعه بفرمایید. یادآوری میکنم که حدیث داریم که تنها علم نزد خدا، علوم دینی هستند و بقیه علوم بی ارزشند.

  8. «فقیه از یک فوق تخصص بیشتر درس میخونه و انقدر علم و آگاهی داره که بتونه راهنماییت کنه!!!»
    آره… «درس» زیاد میخونه. ولی منابع درسش چی هستن؟ اصلی هاش تا جایی که من میدونم قرآن و سنت هستن. پس همون طور که گفتم شما برنامه زندگیت رو داری از آموزه های یک چوپان بی سواد که 1400 سال پیش زندگی میکرده میگیری. دقت کن که در این هیچ توهینی نیست. چوپانی که شغلش بوده. و بی سوادی یا امی بودنش هم که همه میدونن. هوسباز بودنش به خاطر اینکه به هیچ موجود مونثی از 6 ساله تا 60 سال رحم نکرد و بعد از پیروزی در جنگها، زنان بیوه عزادار رو به عنوان غنیمت تصاحب میکرد و به زیر میکشید. خودت رو بذار جای اون زن بدبخت که شوهرت رو یکی بکشه و بعد بیاد به خودت هم تجاوز کنه. در ضمن طبق حدیثی که کتابای خود جمهوری اسلامی چاپ شده محمد به دختر خودشم رحم نمی کرده و همیشه بین دو سینه ش رو می بوسیده یا زبانشو در دهان فاطمه میگذاشته.

    • محمد در انزمان فرنچ کیس میدانسته! و روی فاطمه اجرا میکرده
      همچین پیامبر اروتیکی داشتیم ما!

  9. بحث با سایر افراد فقط وقتی معنی دارد که طرفین اصول و حقایق مبرهن را قبول داشته باشند و سپس بر سر علت آن بحث کنند . وقتی جناب با غیرت فکر می کند که ایران پیشرفته ترین کشور دنیا ست و آخوندها به قول ایشان بیش از فوق تخصص درس خوانده اند و علت همه پیشرفت بشری اسلام است فکر نکنم جای بحثی با قی مانده باشد.
    فقط چند نکته نهایی:
    آخوند شما پس از 30 سال عربی خواندن ، نمی تواند یک خطبه عربی بخواند ( سخنرانی عربی خامنه ای از روی نوشته و نیاز خمینی به مترجم برای صحبت با حسن هیکل عربی ) این ها چگونه قرآن را خوانده اند ؟ و سپس تفسیر کرده اند ؟
    علوم مجموعه ای به هم پیوسته از دست آوردهای بشری است. خط را مصری ها اختراع کردند ، اصول جبر را بابلی ها ، هندسه را یونانی ها و … ولی مهم این است که با گفتن این که چه بودیم هیچ پیشرفتی حاصل نمی شود .
    و نکته آخر اینکه اگر اسلام منشا علوم است پس چرا در عربستان زادگاه اسلام خبری از دانشمند بزرگ نیست و دانشمندان اسلامی مال ایران و مصر و قرطبه ( اسپانیا) هستند ؟ به جبر هم ننازید که بزرگ دانشمند آن خیام از بزرگترین آتیست های تاریخ است
    لکم دینکم ولی الدین

  10. من نگفتم ایران پیشرفته ترین کشور دنیاست
    به نظر شما قبل اسلام(دوران جاهلیت) کسی پی علم و دانش بود؟؟؟پس اسلام باعث شده دیگه؟؟؟؟
    خیام آتیست؟!؟!؟!؟(جوک تیر 91)
    والله ما همچین حدیث هایی پیدا نکردیم!!!!چوپونی مگه ننگ و عاره؟!؟!؟!امی بودنم خود قرآن اشاره کرده اون زمان کسی سواد داشته تعجب میکردند نه بیسواد!!!!!
    پیامبر هم 40 سالگی پیامبر شد قبلش محمد بن عبدالله(محمد امین) بود!!!هیچ جا هم پیامبر کسی رو به غنیمت نگرفته!!!جنگ حمل رفتار علی(ع) با عایشه(لعنت الله علیه) گواهی رفتار امامان وپیامبر با زنان در جنگ!!!
    لااقل نهج البلاغه رو ورق میزدید(مطالعه پیش کش)
    دانشمندان اروپایی هم هرروز بلند نمیشند بگن ما مدیون شمایید ام به زور اسم پاسکال رو میچسبونند به مثلث خیام

    • اگر غربیها ثمرات تمدنشان را از ما بگیرند باید مسلمانان با مرضهای لاعلاج بروند و کون برهنه در غار زندگی کنند اگر ائمه فایده ای داشتند ما الان در این فلاکت نبودیم.

  11. در جواب به «باغیرت»، اول اینکه اون که شما می‌فرمائید Algebra است نه aljebra! بعد می‌شه بفرمائید به چه حساب کشف الکل را به حساب اسلام می‌گذارید؟! اسلام دقیقا چه contributionای در این کشف داشته است؟! خیلی ساده‌انگارانه است که این همه پیشرفت غرب را مرهون کتاب‌های ۱۴۰۰ سال پیش بدانید! آیا اینکه در ریاضیات از اعداد arabic به جای roman استفاده می‌شود نشان می‌دهد همه‌ی پیشرفت علم ریاضی مدیون اعراب بوده؟! واقعیت این است که در آن زمان‌ها به علت گسترش کم علم، با کشفیات پیش‌ پا افتاده‌ اسم افراد می‌توانست بر زبان بیافتد. یعنی دانشمندان آن زمان با پایه گذاری یک علم، credit خیلی بیشتری از دانشمندان موخر رشته‌ی خود که تاثیر خیلی بیشتری در پیشبرد آن علم داشتند می‌گرفتند. بدون تعصب فکر می‌کنید Ron Rivest یا Edsger Dijkstra تاثیر بیشتری در گتسرش دانش الگوریتم‌ها داشته‌اند یا خوارزمی که نامش روی علم الگوریتم است؟! متاسفانه ایرانی جماعت توهم کاذبی در نقشش در توسعه‌ی دانش در جهان داشته است. تعداد دانشمندان کشور ما در برابر دانشمندان کشوری مانند انگلیس واقعا هیچ است. شما نیوتن انگلیسی (یا لایبنیتز آلمانی) را که Calculus را، که خیلی از علوم مهندسی به آن وابسته است، پایه گذاشتند را ببینید. آدم از هوش و استعداد آن‌ها واقعا انگشت به دهان می‌ماند.
    بعد اینکه اسلام اگر دانشمندانش را از تفکر باز نداشته باشد، مسلما در علاقه آنها به دانش‌اندوزی نقشی نداشته. برای نمونه ابن‌سینا را ببینید که به جای اینکه بچسبد به پزشکی رفته سراغ فلسفه و می‌گه من به عنوان یک فیلسوف نمی‌تونم معاد جسمانی را قبول کنم، ولی به عنوان یک مسلمان اون رو قبولش دارم. یکی نیست بگه آخه تو که خیر سرت دانشمندی و خودت هم داری می‌گی قبول کردن این منطقی نیست، چرا خودت رو خر می‌کنی؟! چرا وقت ارزشمندت رو اصلا برای این اراجیف حرام می‌کنی؟‌
    در آخر حرفم را با سخن پل دیراک، فیزیکدان معروف، تمام می‌کنم:

    I cannot understand why we idle discussing religion. If we are honest—and scientists have to be—we must admit that religion is a jumble of false assertions, with no basis in reality. The very idea of God is a product of the human imagination. It is quite understandable why primitive people, who were so much more exposed to the overpowering forces of nature than we are today, should have personified these forces in fear and trembling. But nowadays, when we understand so many natural processes, we have no need for such solutions. I can’t for the life of me see how the postulate of an Almighty God helps us in any way. What I do see is that this assumption leads to such unproductive questions as why God allows so much misery and injustice, the exploitation of the poor by the rich and all the other horrors He might have prevented. If religion is still being taught, it is by no means because its ideas still convince us, but simply because some of us want to keep the lower classes quiet. Quiet people are much easier to govern than clamorous and dissatisfied ones. They are also much easier to exploit. Religion is a kind of opium that allows a nation to lull itself into wishful dreams and so forget the injustices that are being perpetrated against the people. Hence the close alliance between those two great political forces, the State and the Church. Both need the illusion that a kindly God rewards—in heaven if not on earth—all those who have not risen up against injustice, who have done their duty quietly and uncomplainingly. That is precisely why the honest assertion that God is a mere product of the human imagination is branded as the worst of all mortal sins.

    من متوجه نمی‌شوم چرا داریم روی دین بحث می‌کنیم. اگر ما صادق باشیم (که به عنوان دانشمند باید اینگونه باشیم) باید بپذیریم که دین تنها یک مشت مذخرف و ادعای غلط بدون هیچ پایه‌ی واقعی است. ایده‌ی و مفهوم خدا تنها حاصل تصورات بشر است. این که انسان‌های اولیه، که از نیروها و قدرت طبیعیت، بیشتر از ما هراس داشتند و این نیروها را در ترس و وحشت تجسم کرده‌اند کاملا قابل درک است. اما امروزه که فهم درستی از خیلی از پروسه‌های طبیعی داریم، نیاز به چنین راه‌حل‌هایی وجود ندارد. من به هیچ روی نمی‌توانم ببینم که چطور انگاره‌ی خدا می‌تواند به من در زندگی کمک کند! تنها چیزی که من می‌بینم این است که چطور این تفکر سوالاتی بی‌فایده را مطرح می‌کند که چرا این همه رنج و بی‌عدالتی در جهان وجود دارد؛ سوءاستفاده‌ی ثروتمندان از فقرا و این همه فاجعه که خدا می‌توانست از آن جلوگیری کند. اگر دین هنوز تبلیغ می‌شود، به این دلیل نیست که موجه و قانع کننده است، بلکه به این خاطر است که برای کنترل جامعه و ساکت نگه‌داشتن طبقه‌ی پایین‌تر استفاده می‌شود. کنترل و حکومت بر مردم ساکت بسیار آسان‌تر از مردمی کنجکاو و پرسشگر است. چپاول آنها هم آسان‌تر است. دین تریاک و افیونی است که اجازه می‌دهد یک ملت برای خود لالایی گفته و خود را به خواب و رویا ببرند و همه‌ی بی‌عدالتی‌هایی که در حق‌شان می‌شود نادیده بگیرند. از همین جهت نزدیکی بین دو نیروی مذهب (church) و حکومت (state) وجود دارد و هر دو به پنداری از خدایی پاداش‌دهنده نیاز دارند که به افرادی که علیه ظلم به پا نخواسته‌اند اجر و مزد می‌دهد؛ افرادی که ساکت و بدون شکایت وظیفه‌شان را انجام داده‌اند. دقیقا به همین خاطر است که انکار وجود خدا، که سازه‌ی تصورات بشر است، بدترین گناهان محسوب می‌گردد.

  12. می خوردن و شاد بودن آیین من است فارغ بودن ز کفر و دین، دین من است

    گفتم به عروس دهر کابین تو چیست گفتا دل خرم تو آیین من است
    این نشانه آتبست بودن خیام .
    عزیزم قبل از اسلام در ایران دانشگاه وجود داشته ( گندی شاپور یا جندی شاپور ) و مسلمانان با کتاب های نفیس آن آش خود را پختند . حداقل کمی به دانسته های خود شک کن. اگر عایشه را ( ام مسلمین شما به گفته محمد) را اسر نگرفته به احترام محمد و ترس از سایر اعراب بوده مثل همین الان که خامنه ای جرات نداره به موسوی و احمدی نژاد دست بزنه ( این ها چیز هایی می دانند که شر است ) بعدش اسیرش می کرد چه کارش کنه ؟ بفروشدش ؟ با او هم خوابگی کند ؟ همین داستان برای اسیران حسین اتفاق افتاد مگر نه ؟ یعنی یزید هم انسان جوانمردی بود ؟ نه داستان چوب دو سر طلا بود ولشون کرد ( بخوان حبس خانگی )
    گفتی کسی را به غنیمت نگرفته ؟!!!!!!! صفیه دختر یهودی که پس از کشتن پدر و شوهر و برادرانش با او 6/8+
    ازدواج کرد حتما از عشق بوده ؟ باغ فدک را چه می گویی ؟ این که در قران هست
    اگر در عربستان مردم سواد نداشتند ولی در دنیا خیلی ها سواد داشتند . من نمی فهمم از کی بی سوادی فضیلت شده ؟ در مورد علم هم کسی به کسی بدهکار نیست . تو می دونی این اینترنت رو کی ساخته باهاش چت می کنی ؟

  13. بسم الله الرحمن الرحيم,
    (اي پيامبر) بگو اي كافران انچه را شما ميبرستيد من نميبرستم.
    و نه شما انچه را من ميبرستم,ميبرستيد,
    و نه من هرگز انچه را شما برستش كرده ايد ميبرستم
    و نه شما انچه را كه من ميبرستم برستش ميكنيد!
    (حال كه چنين است)ايين شما براي خودتان و ايين من براي خودم!
    والسلام عليكم والرحمة الله
    «ريحان»

    • ای کاش محمد هم همین کار را میکرد
      انگار شمشیر بلاخره کاری کرد که دین محمد هم مال دیگران شود!

    • دوست عزیز این آیه مکی بود ، بعد که زورش رسید شد :
      فَإِذَا انسَلَخَ الأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُواْ الْمُشْرِکِینَ حَیْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُواْ لَهُمْ کُلَّ مَرْصَدٍ فَإِن تَابُواْ وَأَقَامُواْ الصَّلاَةَ وَآتَوُاْ الزَّکَاةَ فَخَلُّواْ سَبِیلَهُمْ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ»؛ ‹پس چون ماه‏های حرام سپری شد مشرکان را هر کجا یافتید بکشید و آنان را دستگیر کنید و به محاصره درآورید و در هر کمینگاهی به کمین آنان بنشینید پس اگر توبه کردند و نماز برپا داشتند و زکات دادند راه برایشان گشاده گردانید زیرا خدا آمرزنده مهربان است ‹.
      این آیه ناسخ الناسخات است یعنی هرچی قبلش گفتم کشک
      یعنی خدای محمد کلک می زده ، دروغ می گفته ، عهد می شکانده یعنی صفات بارز مسلمانان

  14. رسول الله فرمود: وقتی غذا میخورید با دست راست خود بخورید و بنوشید. چون شیطان با دست چپ خود میخورد و مینوشد.
    الموطأ، امام مالک 49.4.6

    ای کاش راسولولا در مورد گوزیدن با دست چپ و یا راست هم زرتی می پروندند.

  15. تمام علم اسلامی که به هیچ وجه اسلامی نیست که این با غیرت بهش مینازه مدیون دوره ترجمه در اسلامه خلیفه های عباسی که مباشرت با ایرانی ها و مصریان و دیگر ملل در انها اثر کرده بود و دستور به ترجمه کتابهای پزشکی فلسفی و ریاضی یونانیان ایرانیان و مصریان را می دهند و مثل اجدادشان با فتح یک سرزمین کتابها را اتش نمیزدند در واقع دانشمندان بعد از اسلام شاگردان یونانیان و ایرانیان و مصریان قدیم بوده اند و علم شان از انجا نشات میگیرد.اگر اسلام علم میاورد پس چرا هیچ علمی در زمان خود محمد نبود پس چرا علمی در زمان امویان پیدا نشد؟!؟!؟ خیلی مسخره است وقتی میگوییم علم اسلامی مگر ما علمی یهودی داریم؟ مگر ما علم مسیحی داریم ؟ مگر ما علم بودائی داریم که بخواهیم علم اسلامی داشته باشیم اگر هم چند دانشمند به طور اتفاقی در دوران تسلط اسلام به دنیا امده اند و مثل ما اسلام بهشان ارث رسیده است و دینشان نقشی در علمشان نداشته است برای فراگیری علم کتب را مطالعه کردند نه قران یا احادیث را در کل مسلمان بودنشان نقشی در علمشان نداشته است…دین نمیتواند سرچشمه علم باشد فقط یک علم نام بیار که ریشه اش از اسلام باشد؟؟؟

    • آقای هر کسی !!! تو چرا چشمانت را روی حقیقت و خورشید تابان میبندی و میگویی شب است؟ این همه علم و دانش در احکام گوزیدن، ریدن، شاشیدن، جماع کردن، حامله کردن، حتی نحوه ورود به مستراح !!! این آقای انیشتین یهودی بی تربیت عمرا بلد بوده چجوری طهارت کنه. همین شد با کشفش بمب اتم ساختند این همه آمریکای جهانخوار جنایت کرد. اگه کون انیشتین گهی نبود که اینجوری نمیشد. حالا باز بگو اسلام علم نیست. بگو طهارت مهم نیست. ای خدا من چیکار کنم شما ها خودتون رو به خواب زدین نمیشه بیدارتون کرد.

      • آقا عجب کامنتی دادی الان نیم ساعته افقی پهن شدم کف اتاق عین سوسک دارم دست و پا میزنم ! خیلی خنده دار و جالب نوشتی :))

  16. بگو ای رسولولا به کافران که بدون اسلام اینک هیچ دارویی کشف نشده بود و انسان هیچ گاه به کرات دست نمی یافت مگر انکه با کتاب اسمانی این امر مهم میسر شد و کاشف ان محمد بود و همانا اینتر نت را در غار حرا به قلب این انسان ازادیخواه افکندیم که با ان ازادی را در سراسر خاورمیانه به خصوص در سرزمین پارس گسترش دهد

  17. من همینجا جا داره از امام نقی کمال تشکر رو داشته باشم، آدم بدی بود یا خوب، نامش ایرانی رو از خرافات نجات داد.

  18. باور کنید وسط این بحثها دلم برای مذهبیها میسوزه. یعنی انقدر از اطلاعات و تفکر محروم شدن و واقعا از کثافت کاریهای پیامبر و جانشینانش خبر ندارن.

    حالا یک مساله پیش میاد: فرض کنیم که من یک موجود خیالی به اسم محمد دارم که همه خوبیهای دنیا رو داره. و من سعی میکنم این آدم رو سرمشق قرار بدم. این موجود خیالی با محمد واقعی فرق داره چون بدیهای محمد ازش حذف شده و خوبیهای نداشته محمد بهش اضافه شده. حالا چه اشکالی داره که ما حقیقت محمد را به کسی نگیم و اونها همچنان این تصویر اسطوره ای رو الگو قرار بدن؟

    فکر میکنم فی نفسه مشکلی نداشته باشه ولی مشکل وقتی پیدا میشه که یک سری آدم فرصت طلب پیدا میشن و میگن نمایندگان فعلی محمد هستند. این آدمهای خوش قلب هم به خاطر ارادتی که به محمد دارند میشن مطیع این آدمهای فرصت طلب. اینجاست که متاسفانه ما دیگه نمی تونیم خاموش بمونیم و مجبور میشیم حقیقت محمد را افشا کنیم.

  19. ایرانی با غیرت آیا از جنگ بنی غریظه تا حالا چیزی شنیدی؟ ماجرا خیلی خلاصه اینه که بنی غریظه یک قوم یهودی بوده که با محمد پیمان دوستی (یا در واقع عدم دشمنی) می بنده اما بعدا در جنگ احزاب با بقیه دشمنان محمد متحد می شوند. محمد هم بعد از اینکه جنگ احزاب تمام می شود، آنها را محاصره می کند و وقتی تسلیم شدند فرمان می دهد همه مردان و پسران بالغ را گردن بزنند. بعد از بین زنان این قبیله، زیبا ترین آنها که ریحانه نام داشته تصرف می کند و همان شب به زیر می کشد. ریحانه از کینه ای که از محمد به دل داشت هرگز حاضر نشد مسلمان بشود یا حجاب بر سر کند اما از تجاوز جنسی محمد نمی توانست فرار کند. چقدر یک آدم میتونه پست و پلید باشه.

    • آقایی که با نام زشت مرگ بر اسلام عزیز ما می نویسی. دوست عزیز. شما هم متاسفانه خودتون رو به خواب زدید. این حرکت زیبای پیامبر اسلام چه زشتی داره؟؟؟!!!!! دقت کنید اسلام چقدر ظریف اینجا عمل میکنه. شما میدونید که ریحانه خانم نیاز جنسی داشته. مثل هر زن دیگه. خب مگه شما ادعا نمیکنید همه مردان و پسران بالغ گردن زده شده بودند دیگه؟ درسته؟ آیا شما حاضرید ریحانه خانم لزبین بشوند و برای رفع نیازهای جنسی به زنان و پسرکان نابالغ روی بیاورند؟ هرگز!!!!! وظیفه انسانی و الهی راسولولا این بوده که نیاز های جنسی ریحانه خانم رو جواب بده. وگرنه همه میدونن آدم شب بعد از قزوه کردن چقدر خسته میشه و کمر حضرت نیاز به استراحت داشته و نه اضافه کاری.
      دمکراسی رو ببین که محمد اجازه داده ریجانه خانم بدون حجاب و اسلام شومبول مبارک حضرت رو استفاده کنه. واقعا برابری برای همه انسان ها. مسلمان و کافر !!! شما چطور این نور آسمانی و خورشید حقیقت رو نمیبینید؟
      محمد به ذات خود ندارد حشری ، هر عیبی که هست از زنان دیگر است

  20. آقا من یه نفر سابق هستم. از این به بعد تغییر روش و نام می دهم. نام جدید من ابن ماله کش است !!!

      • داداش اولا قابل شما رو نداره، دوما که من فقط یه نفر بودم. ممکن بود یه نفر شتر باشم !!! ولی شما مشخصا یه نفر آدم هستین. به هر حال این آیدی رو در راه خدا آزاد کردم. هر کی خواست باهاش جماع کنه حالش رو ببره. ابن ماله کش در خدمت اسلام !!! ابن ماله کش اینجا ابن ماله کش اونجا، فقط کافیه زبونش رو دراز کنه تا کلی جفنگیات برای اسلام درست کنه

  21. اینا نشستن خودشونو واسه دعوای یکسری عرب سر مسئله‌ی زمین‌خواری در ۱۴۰۰ سال پیش خسته می‌کنند!

    على بن اسباط گويد: چون موسى بن جعفر عليه السلام بر مهدى عباسى وارد شد، ديد (مشغول دادخواهى است) و آنچه از مردم به ظلم گرفته اند برمى گرداند، فرمود: اى اميرالمؤمنين چرا آنچه از ما به ظلم گرفته شده بما بر نمىگردانند؟ مهدى گفت: اى اباالحسن ! موضوع چيست؟ فرمود: همانا خداى تبارک و تعالى چون فدک و حومه آن را براى پيغمبرش فتح نمود، و بر آن اسب و شتر رانده نشد (با جنگ گرفته نشد) خدا بر پيغمبرش صلى الله عليه وآله اين آيه نازل فرمود: ((حق خويشاوندان را بده – 28 سوره 17)) پيغمبر صلى الله عليه وآله ندانست آنها کيانند، بجبرئيل مراجعه کرد، جبرئيل هم به پروردگارش مراجعه نمود، خدا به او وحى فرمود: فدک را به فاطمه بده ، پيغمبر صلى الله عليه وآله فاطمه را خواست و به او فرمود:
    فاطمه! خدا به من امر فرموده که فدک را به تو دهم، فاطمه گفت: يا رسول الله من هم از شما و از خدا پذيرفتم و تا زمانى که پيغمبر صلى الله عليه وآله زنده بود، وکلاء فاطمه آنجا بودند، و چون ابوبکر به حکومت رسيد، وکلاء او رااز آنجا بيرون کرد، فاطمه نزد ابوبکر آمد و از او خواست فدک را به وى بر گرداند، ابوبکر گفت: شخص سياه پوست يا سرخ پوستى (هر کس باشد) بياور تا به نفع تو در اين باره گواهى دهد فاطمه اميرالمؤمنين عليه السلام وام ايمن را آورد تا به نفع او گواهى دادند، ابوبکر برايش نوشت که متعرضش نشوند.
    فاطمه بيرون آمد و نامه را همراه داشت که به عمر برخورد. عمر گفت: دختر محمد! چه همراه دارى؟ فرمود: نامه ايست که پسر ابى قحانه برايم نوشته است، گفت: آن را به من نشان ده، فاطمه نداد، عمر آن را از دستش چنگ زد و مطالعه کرد سپس روز آن آب دهن انداخت و پاک کرد و پاره نمود و به فاطمه گفت: اين فدک را پدرت با راندن اسب و شتر نگرفته است که تو بخواهى ريسمان بگردن ما گذارى (و ما را محکوم کنى يا برده خود سازى).
    مهدى عباسى به حضرت گفت: اى اباالحسن حدود فدک را به من بگو، فرمود: يک حدش کوه احد و حد ديگرش عريش مصر و حد ديگرش سيف البحر و حد ديگرش دومة الجندل است، مهدى گفت همه اينها؟ فرمود: يا اميرالمومنين همه اينه؛ زيرا همه اينها از زمينهائى است که رسول خدا صلى الله عليه وآله اسب و شتر بر اهل آن نرانده است ، مهدى گفت: مقدار زياديست و در آن تاءمل کرد. اصول کافى جلد 2 صفحه 497 روايت 5

  22. ابولاشی کتابی خواند از پال توئیچل که در آن عرفای سرزمین پارس را شاگردان مکتب خودش اک نامبرده بود. حتی عیسی مسیح بن خدا را هم شاگرد تنبل یکی از کلاسهای خصوصیشان نامبرده که بی اجازه رفت و اراجیفی تحویل عامه مردم داد!
    پس ابولاشی که سردرگم بود نزد امام رفت و پرسید:
    ای پسر رسولولا چگونه است که کسی اینچنین نامعقول سخن میگوید. مگر نمیبیند که عطار و مولوی و حافظ چه بسیار سخن ازخدا و پیغمبر و قرآن میگویند پس چطور رویش میشود و میگوید آنها به مکتب من بوده اند.
    امام حمام تاملی نمود و هچون دایی در سریال ایزل گفت: » به اینا نیست!»
    سپس با برق نگاهی که ناشی از سیاست آن بزرگوار بود ادامه داد:» وقتی ماله کشان خاک بر سر نمیتوانند اراجیف ما را سر و سامان بدهند، ما چه امیدی داشته باشیم که عطار و مولانا را همسوی ما نشان دهند. همان بهتر که به این فرقه ظاله منتسب شوند لکن این پال خیلی زیرک است و ما هم فتوایی جدید خواهیم داد:

    بسم النقی العامی العارف
    عطار و مولوی و حافظ جزو نقویون صدر تاریخ میباشند که به علت نیمه تمام گذاشتن دوران تحصیل، شمه ای از حالات عرفانی ما را بلغور کرده اند. آنچه را درست یافتید از ماست و آنچه را درست نیافتید از انحراف خودشان است.
    والسلام علی من اتبع النقی

  23. در جنگ احزاب که مسلمان ها تا پای شکست پیش رفتند بعد پیامبر بر کشته شدگان نماز گزارد چطوری اونوقت دستور داده گردن بزنند؟ حرف بی صاحبی میزنند!!!!!
    در مورد حدیث پیامبر هم،همه میدونند دست چپ مال طهارت اون زمان هم هنوز مایع دستشویی و صابون نبوده برای همین(عدم درک عرب از میکروب و ویروس) حدیث رو ساده نقل کردند تا برای همه قابل درک باشه!!!
    هر جام و باده ای نشان از اون جام و باده ای نیست که شما فکر میکنید!!!هر شعری هم نشان از تفکر شاعر نداره!!!
    شاخه نبات حافظ به نظر شما کی بوده؟!؟!؟
    ساقیا بده جامی زین شراب روحانی،آیا شیخ بهایی میخانه داشته؟؟؟می میخورده؟!!؟!؟!
    از ادبیات هیچی سرتون نمیشه لطفا اظهار نظر نکنید!!!!!
    إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا ﴿۳۳﴾ احزاب

    • بعد نوبت بنی قریظه فرا رسید، مدت کوتاهی بعد از اینکه جنگ خندق به پایان رسید، محمد ادعا کرد که جبرئیل فرشته او را ملاقات کرده است و در ملاقات «به او گفته است که باید شمشیرش را از غلاف در آورد و به سمت قبیله فتنه جوی بنی قریظه ره سپارد و با آنها قتال کند. جبرئیل همچنین اشاره کرد که خود او به همراه صفوفی چند از فرشتگان دیگر جلوتر به سمت آنها خواهند رفت تا استحکامات آنها را (قلعه و حصارشان را) بلرزانند و بر قلوبشان ترس و بیم بیافکنند.» صحیح بخاری جلد 5 کتاب 59 شماره 443
      محمد سپاهی متشکل از سه هزار پیاده نظام و سی سواره نظام از انصار و مهاجرین را رهسپار محل سکونت بنی قریظه کرد.

      بنی قریظه به این دلیل مورد حمله قرار میگرفت که در حمله قریش به مدینه از مسلمانان دفاع نکرده بود. علی قسم خورد که هرگز باز نخواهد ایستاد مگر اینکه قلعه آنها را تصرف کند و یا اینکه کشته شود. محاصره محل سکونت بنی قریظه 25 روز طول کشید. سر انجام بنی قریظه بدون هیچ شرطی تسلیم شدند. محمد دستور داد که مردان را درحالی که زنان و کودکان در جای دیگری زندانی شده بودند، دست ببندند. پس از آن قبیله اوس به شفاعت از بنی قریظه برخاستند و از پیامبر استدعا کردند که با آنها با ملایمت رفتار کند. محمد پیشنهاد کرد که سعد بن معاذ، یک هم پیمان پیشین، حکم این ماجرا بشود و در مورد سرنوشت آنها حکمی صادر کند، و آنها موافقت کردند.

      سعد که در ماجرای جنگ خندق جراحات سنگینی برداشته بود، حکم کرد که «تمام اشخاص مذکر سالم که به این قبیله تعلق داشتند باید کشته شوند، زنان و کودکان باید اسیر شوند و اموال آنها باید بین رزمندگان مسلمان تقسیم شود.

      صحیح بخاری جلد 4 کتاب 52 شماره 280
      چاه هایی در بازار مدینه کنده شد و یهودیانی بین ششصد تا نهصد نفر سر بریده شدند و درون آن چاه ها افکنده شدند.

      حیی بن اخطب، رئیس قبیله بنی نضیر و پدر صفیه، که در این محاصره دستگیر شده بودند، در حالی که دستهایش با طنابی به گردنش بسته شده بود به نزد پیامبر آورده شد، در یک مقاومت دلیرانه او محمد را و دینش را نپذیرفت و ترجیح داد که گردن زده شود، تا اینکه با زور به آیین او در آید. او را فرمان دادند تا بنشیند و گردنش را در یک لحظه زدند.

      برای جدا کردن مردان از پسر ها، جوان ها را بررسی میکردند، اگر موی زهاری رویانده بودند، کافی بود که مرد به شمار آیند و گردن زده شوند.

      سنن ابو داوود کتاب 38 شماره 4390
      ببین این حرفها بی صاحبی نیست از یه اخوندک هم که این قضایا را رو بپرسی میدونه باید یجور دیگه ماله کشی کنه (مثلا بگه چقدر یهودیا بد بودن یا اینکه محمد چه لطف بزرگی کرده که اونارو کشته!!)
      هیچ وقت تاحالا فکر کردی خرافات دست چپ و راست به خاطر این باشه که اکثر انسانها راست دستند و واسه همین ممکنه دست چپو واسه کون شستن مناسب بدونن!!
      تو احمق نهایت استدلالت اینه که همه میدونن دست چپ مال کون شستنه !!
      در مورد شیخ بهایی هم درسته که هیج سندی دال بر شرابخواری ایشون در دست نیست ولی با همین شعری که شما گفتی میشه حدس زد که شیخ بهایی هوس شرابو تو سرش داشته!!
      در قران حرف از یه شرابی زده شده که نه مستی داره نه درد سر
      در حقیقت چنین شرابی در ایران موجوده بهش میگن ساندیس که قبل از انقلاب الکل دار بود الان الکلشو گرفتن که نه مستی داشته باشه نه سردرد!(خیلی از بسیجیهای مهربونم از این شراب نوش میکنند)

    • من نمی دانم شما بحث چی می کنید ؟ این که محمد دستور به کشتن تمام یهودی های اسیر داد نص صریح تاریخ است. این که محمد صفیه را به اجبار به کنیزی گرفت اظهر من الشمس است. اگر آیه آوردن باعث تطهیر می شود بیا

      نَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنك الرِّجْسَ أَهْلَ یک نفر آدم وَيُطَهِّرَك تَطْهِيرًا

      رفتار آدم ها نشان می دهد که او مطهر است یا نه

      عزیزم ، شما تا ندانی یک کاری چگونه و با چه ترتیبی است قادر به تشبیه به آن نیستید . مثلا اگر تا کنون صدای تار نشنیده باشید نمی توانید در مورد تار شعر بگویید. بر همین قسم اگر خیام و شیخ بهایی شراب نخورده بودند نمی دانستند شراب چیست.
      از همه مهمتر شما چرا اصرار دارید در لایه های حرف همه معنی دیگر ( بخوان ماله) پیدا کنبد . شاعر علنی می گوید من بی دینم ، چه اصراری دارید تفسیر ویژه رویش بگدارید ؟

  24. من نگفتم در جنگ احزاب. گفتم چون قوم بنی قریظه در جنگ احزاب شرکت داشتند، بعدا پیامبر عزیز شما به خدمت همه شان رسیدند.

  25. تاريخ خونبار شيعگي پارسيان……
    در ابتدا بايد عرض كنم اين جستار ها اعتراض به بينش منحوس اديان ابراهيمي است نه فقط شيعه گري يا اسلام ..
    تسنن خونخوار ايران را در 1400 سال پيش به خاك و خون كشيد و تشيع در 400 سال پيش ، بدانيد اين خونخواري هم كنون مشغول قربانيان ديگر است .. مظلومان به ظلم خويش يا همان ايرانيان مسلمان!!

    بعد از کشتارهای بی رحمانه عمر و سرداران خونخوارش و تجاوز به زنان و دخترکان ایرانی و پسر بچگان میهنمان برای مسلمان کردن و سنی کردن ایرانیان در 1400 سال پیش، حالا بخوانید و بدانيد چگونه در 400 سال پیش شیعه اثنی عشری یا دوازده امامی شدیم و به بهشت یا زن سرای آسمانی خدای اسلام محمدی حسابی راه پیدا کردیم!!

    با ظهور پادشاهان صفوی، اختلافات بین شیعیان و سنیان فزونی یافت و سنیان مورد خشونت و آزار قرار گرفتند.

    شاه اسماعیل صفوی، شخصی بسیار خشن سنگدل و خونخوار و دائم الخمر بود.
    *مجازاتهای زمان شاه اسماعیل صفوی عبارت بودند از:

    زنده کباب کردن انسان
    گوشت دشمن را خوردن
    زنده پوست کندن
    در دیگ جوشانیدن
    درختها را با زور مردان قوی مانند فنر بهم پیوستن و سپس بستن دست و پای افراد مردم به آن درختها و رها کردن آنها و دونیم شدن بدنشان بدینوسیله ( وحشتناکه )

    *کارهای جانانهء شاه اسماعیل برای مذهبی شدن مردم ایران:
    1- شاه اسماعیل در جنگها و قتل عامهائی که برای ترویج مذهب شیعه کرد در حدود دویست و پنجاه هزار نفر را کشت.

    2- شاه عباس نیز در بین سایر آدم کشان خود یک گروه جلادان مخصوص داشت که «چگین» و یا آدمخوار نامیده میشدند !! رئیس این گروه از جلادان آدمخوار شخصی بود به نام ( ملک علی سلطان جارچی باشی )
    افراد این گروه گناهکاران را از یکدیگر می ربودند و بتدریج اعضای بدن آنها را جدا میکردند و میخوردند!!
    ( میرزا بیک حسین حسینی جنابذی، روضه الصفویه ( تهران نسخه خطی کتابخانه شخصی ملک) صفحه 312 )

    3- به هر حال شاه اسماعیل بمحض رسیدن به قدرت دستور داد دو عبارت:
    » اشهد ان علیا» ولی الله » و » حی علی خیر العمل»
    را به اذان اضافه نمایند و در هر کوی و برزن و بازار به سه خلیفه ابوبکر، عمر، و عثمان ( که تازه مورد تائید علی بن ابیطالب بوده و وی با یکایک آنها برای در دست گرفتن مقام خلافت بیعت کرده بود)، لعن و دشنام بفرستند.

    4- شاه اسماعیل همچنین با مشورت ملایانی که به دور خود جمع کرده بود دستور داد:
    یک گروه تبردار ایجاد شود که به آنها تبرائیان میگفتند. دلیل اینکه این گروه تبرائیان نامیده شده بودند آن بود که واژه » تبری » معنی دوری جستن و بیزاری شدید از عقیده و مذهبی را میدهد.

    بنابراین به این گروه بدین سبب تبرائیان میگفتند که آنها از مذهب تسنن دوری می جستند. افراد این گروه که با خود تبر و یا چماق حمل میکردند مامور بودند در کوچه و خیابان و برزن و بازار به گشت بپردازند و پیوسته با صدای بلند به ابوبکر، عمر و عثمان لعنت بفرستند( درحالیکه این سه نفر جزو عشره مبشره نیز هستند و در قران , محمد رسول خدا نامشان را برده بوده اما در این دنیا کی به کی هست), اگر کسی شعار آنها را می شنید و بیدرنگ با صدای بلند نمی گفت » بیش باد و کم مباد» این افراد مجاز بودند بدون مکث سر او را با تبر هایشان قطع کنند!!

    * ( چه کوی و برزن و خیابانی داشتیم در چهار صد سال پیش و چطوری شیعه شدیم , آدم مو بر اندامش راست می ایستد, آدم چقدر میترسد, چه تاریخ کثیفی ما ایرانیان داشتیم و چه دین و مذهب کثیفی
    شاید بعضی ها مانند «ايراني باغيرت» بگویند دین و مذهب خوب بوده، این شاه اسماعیل بوده که بد بوده – در جواب اینکه اگر دین و مذهبی احکام سالمی داشته باشد، شاه اسماعیل و دیگرانی را نمی پروراند که به مردم جنایت کنند

    نصرالله فلسفی استاد تاریخ دانشگاه تهران که خود یک شیعه دوازده امامی ( و برادر محمد تقی فلسفی واعظ معروف و حقوق بگیر انگلستان ) است.
    * ناصر ملکی در صفحه 248 کتاب اسرار و عوامل سقوط ایران، آخوندیسم مینویسد:
    محمد تقی فلسفی حقوق بگیر سفارت انگلیس بود و تنها در یک مرحله چهارصد هزار تومان ( آنروزی) از سفارت انگلیس برای روضه خوانی و تحریک مردم بر ضد بهائیان دریافت کرد!!
    دلیل این امر هم آن بود که بهائیان مرکز محفل ملی خود را از انگلستان به آمریکا تغییر داده و از اینرو دولت انگلستان با آنها مخالف شده بود!!

    در کتاب زندگی شاه عباس اول مینویسد:
    شاه اسماعیل ( یک مرد دائم الخمر ) چون بر تخت سلطنت ایران نشست، برای ترویج مذهب شیعه و برانداختن مذهب تسنن از هیچگونه ستمکاری و خونریزی خودداری نکرد!!
    ( بیچاره مردم ایران) با آنکه در آغاز پادشاهی او اکثریت مردم ایران سنی مذهب و از اصول مذهب شیعه بی خبر بودند وی فرمان داد که خطیبان ، شهادت خاص شیعه یعنی » اشهد ان علیا ولی الله » و » حی علی خیر العمل » را در اذان و اقامه وارد سازند!!
    گروهی از مریدان خود به نام تبرائیان را نیز مامور کرد که در کوچه و بازار بگردند و به آواز بلند خلفای سه گانه و دشمنان علی و دوازده امام و سنی مذهبان را لعن کنند !!
    هرکس که لعن و طعن تبرائیان را می شنید ، ناچار بود به صدای بلند بگوید : » بیش باد و کم مباد» و هرگاه در این گفتار تامل و تغافل روا میداشت بیدرنگ خونش به دست تبرائیان و قورچیان شاه ریخته میشد!!

    یکی از ملایان دربار شاه اسماعیل صفوی نوشته است:
    » کشتن یک سنی که باید او را سگ نامید با ثواب کشتن پنج کافر حربی برابر است!!
    نکاح سنی درست نیست خون سنیان مباح و مالشان حلال است واجب است شکم زنان حامله سنی ها را شکافته و بچه ذکور آنها را با نیزه بزنند…!!

    نویسندگان و تاریخ نویسان نوشته اند، در حالیکه در زمان ظهور پادشاهان صفوی، بیشتر مردم مسلمان ایران سنی مذهب بودند و کمتر نشانه ای از شیعه گری در ایران یافت میشد، شاه اسماعیل صفوی به کمک گروه تبرائیان و یا تبرداران که در کوچه و خیابان و بازار به آدمخواری ، پوست کندن ، و در آتش انداختن مردم مشغول بودند،
    در نتیحه مذهب شیعه گری را در ایران رواج داد!!

    در جریان این فراگشت ( دگرگونی ) مذهبی در طبس 7000 نفر، در کاشان 10000 نفر و در شمال شرقی ایران 10000 نفر از مردم کشته و نابود شدند!!!

    شاه اسماعیل برای تهدید مخالفان خود قطعه های بدن قربانیان جنایاتش را برای آنها هدیه میفرستاد.
    ( بهرام چوبینه تشیع و سیاست در ایران جلد دوم ( 1364) صفحه 323 )

    سنی کشی شاه اسماعیل در ایران ، سلطان سلیم پادشاه عثمانی را به شیعه کشی در آن کشور سوق داد و وی چهل هزار تن از شیعیان آن کشور را نابود کرد و سپس از علمای سنی برای جنگ با شاه اسماعیل فتوی گرفت و اورا در جنگ چالدران شکست و فراری داد.

    5- یکی از کارهای بسیار زشت و ناشایست شاه اسماعیل صفوی که داغ ننگ پیرایش ناپذیری بر او نشانده ، ویران کردن آرامگاه حکیم ابوالقاسم فردوسی ، شاعر آزاده ، میهن خواه و جاودان ایران بوده است!!
    ( ننگ و تف و لعنت ایرانیان بر شاه اسماعیل صفوی و دین و مذهبش )

    بدین ترتیب ، باظهور پادشاهان صفوی در قرن شانزدهم میلادی در ایران ، شیعه گری مذهب رسمی این کشور شد و قدرت سیاسی پیدا کرد.

    پادشاهان صفوی با تمام نیرو شیعه گری آخوندیسم ، ملا بازی و روضه خوانی و نوحه گری را نه تنها در ایران ، بلکه در خارج از مرزهای ایران نیز گسترش دادند و بین شاه و شیخ یک اتحاد سیاسی و مذهبی بوجود آمد ، این دو عامل با سفاکی ها و خونریزی های بی سابقه ، مذهبی بوجود آوردند که شوربختانه اصول و احکام پوچ و نابخردانه آن در سالهای روشنگری قرن بیستم، هنوز مغز و شعور هم میهنان ما را در پهنه افسون سياه زندانی کرده است!!

  26. قبلا گفتیم آنها سعی دارند ثابت کنند قرآن معجزه نیست چون چیزی دال بر اعجازش را هیچ بشری کشف نکرده و به آنچه کشف نموده شده هم پاسخ قاطع داده اند و در ادامه گفته اند تمام موارد قرآن بعلت کثرت اشتباهات- ضد و نقیضها –و قواعد ضد بشریتی که در این کتاب است،دلالت بر عدم اعجاز-وحی وغیره ی آن دارد )حال ادامهء استدلالات آنها… در ج5 ص 174 لمعه دمشقیه آمده که نذر کردن برده بدون اذن صاحبش باطل است.و در صفحهء بعد نوشته شده که اذن شوهر همانند اذن مولی است (یعنی زن انسان حکمش مانند حکم برده است و باید به اذن شوهرش نذر کند)در ص 216 همان کتاب در باب ادعای آزادی آمده:بنده مالی از اموال مولای خود است.جلد 3 و4 لمعه ص 16پرداخت زکات بر بنده واجب نیست هرچند قائل به مالک شدن او باشیم چون برده نمیتواند در مالش تصرف کند به سبب منع شرعی بر او گرچه مولایش اجازهء تصرف به او بدهد زیرا اذن او متزلزل است و در مورد برده،فرقی بین بندهء خالص(که احتمال آزادی او نمیرود) و بندهء مدبَّر (برده ای که بخشی از قیمت خودش را با کار کردن و پول دادن به صاحبش پرداخت کرده) و کنیزی که از مولایش بچه دارد و بندهء مکاتبی که هنوز چیزی از آن آزاد نشده نمیباشد.ولی برده ای که بردگی او تبعیض شده( و مقداری از او آزاد گردیده بر او به شرط وجوب زکات ،به نسبت آزادیش،زکات واجب است)(قول معاندین: به به از این دینی که چراغ هدایت برای بشریت است با برده داری و به به از این خدایی که حتی در امور دینی هم خلایق را بصورت برده و آزاد میبیند) ص 20 همان کتاب آمده»ولا یستحب فی الرقیق والبغال والحمیر)یعنی زکات دادن در مورد بردگان-قاطر و الاغ به اجماع فقها مستحب نیست.(معاندین:چه قیاس شیرینی به به-انسان در دین اسلام با چه چیزهایی همطبقه میشود)ج 4 ص 31 لمعه در شرایط حج :حج بنده و کنیز در صورتی صحیح است که مولی (یعنی برده دار یا صاحب آنها)به آن اذن دهد (معاندین :دراینصورت خدا هم برای آنها ثوابی نمینویسد..!!!!)ادامه…هر چند بنده به آزادی چنگ انداخته باشد مانند بندهءمدبر(که بخشی از خودش را از صاحبش خریده)وبنده ای که بخشی از او آزاد شده(در اسلام عزیز اگر برده ای سعی میکرد بهای خود را به صاحبش بپردازد ،تا زمانی که همه پول را پرداخت نکرده مدبر خوانده میشود و در اصطلاح میگویند قسمتی از خودش را آزاد نموده )اما اگر مولی به بنده اش اجازه حج دهد قبل از شروع بنده به اعمال حج میتواند از عقیدهء خود بر گردد. اما در ج7و8ص 76 در باب رهن.
    رهن مدبر:یعنی رهن همان بیچاره ای که توصیفش را عرض کردیم:اگر بندهء مدبری را گرو بگذارد(چون عزت برده مثل سگ و حیوانات و اجناس است.)بنا بر اقوی تدبیر او باطل میشودبرخی هم گفته اند :تدبیر ،بواسطهء رهن باطل نمیشود(عمل تدبیر همان عمل خریدن بنده خودش را از صاحبش است)چون رهن مقتضی نقل بندهء مدبر از ملک راهن (رهن گذارندهء بردهء بدبخت) به ملک مرتهن(کسیکه در ازاء رهن این بیچاره پولی پرداخت میکند) نیست و راهن میتواند او را از قید رهن برهاند.واین تنافی در این مورد و مورد قبلی زمانی صورت میگیرد که مرتهن در آن برده تصرف نماید. ص 84 گرو گذاشتن بندهء مرتد هم جایز است.همچنین گرو گذاشتن بردهء جانی مطلقا صحیح است خواه جنایت او عمدی باشد یا سهوی چون مالکیت او(توسط صاحبش) همچنان باقی است. ج7 ص 104 اگر مال گرو گذاشته شده،برده باشد آزاد کردن او نمیتواند توسط گرو دهنده صورت بپذیرد و باید گرو گیرنده هم اجازه بدهد .اما …همه این قصه ها یک طرف این یکی یک طرف با عرض معذرت از الفاظ زشتی که این کتاب بکاربرده شرط امانت ایجاب میکند عینا مطالب را برای شما عرض کنم …ص 105 :اگر گرو دهنده(راهن) با کنیزی که گرو گذاشته شده ،نزدیکی کند و او را حامله کند،کنیز امّ ولد خواهد بود!!!(ام ولد یعنی کنیزی که افتخار این را دارد که فرزند او از صاحبش باشد و امتیازی هم برای کنیز و هم برای بچه بیچاره خواهد بود)خواه وطی(عمل مقاربت) با او به اذن مرتهن باشد یا بدون اذن او،هرچند اگر بدون اذن مرتهن(گرو گیرنده) باشد ،فعل او حرام خواهد بود.علت این است که کنیز به واسطهء رهن از ملکیت صاحب مال(برده دار عزیز)خارج نشده.برخی گفته اند:فروش ام ولد مطلقا ممنوع است (یعنی عزت کنیز بد بخت بعلت فرزند داشتن از برده دار و آدم فروش عزیز است )برخی گفته اند اگر راهن(مالک)تنگدست باشد کنیز فروخته میشود .شهید ثانی میگوید اگر راهن بدون اذن مرتهن کنیز را وطی کرده باشد،کنیز فروخته میشودو اگر به اذن مرتهن او را وطی کرده باشد فروش وی ممنوع است.در هر حال کنیز بواسطهء وطی راهن یا بواسطهء حامله شدن از رهن بودن خارج نمیشود.بلکه تا وقتی بچه زنده است فروش او ممنوع است.اما اگر فرزندش بمیرد کنیز جهت رهن فروخته میشود چون مانع بر طرف میشود(معاندین :قابل ذکر است که بحث ما در مورد سگ و گربه نیست،بلکه اسلام عزیز چنین نور هدایتی دارد.تصور کنید الان شما افراد امروزی نیستنید بلکه در 1400 سال قبل یعنی زمان هجوم عربها به ایران هستید.چه احساسی دارید که این قوانین در مورد نوامیس شما اعمال شود؟که قبلا شده!!!از تعصبات و یاد آوریهای نا راحت کننده میگذریم ببینم جناب استاد(خطاب به بنده)آیا شما این قوانین وتاییدات آنها را معجزه خدا برای رستگاری بشریت میدانید؟؟؟این کتاب متعلق به سال حدودا 950 هجری است!!950 سال مردم و انسانها با احکام انسان ساز اسلام که بقول شما معجزه هست مورد تجاوز بودند آیا دین رستگاری واعجاز خداوند اینه؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!! از قول بنده:اهل علم بفرمایید جواب اینها را بدهید!)ادامه…صفحهء 105 همان کتاب …اما اگر مرتهن(گرو گیرنده) با کنیز نزدیکی کند زنا کار خواهد بود چون کنیز فرد دیگری (که ملک او بوده را)وطی نموده.پس اگر کنیز را اکراه بر زنا کرده باشد(یعنی به زور)در صورتی که باکره باشد،مرتهن باید یک دهم بهای اورا (به گرو گذارنده)پرداخت نماید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!(معاندین:یعنی احساس و ..ی کنیز بد بخت هیچ چیز مهمی نیست چون کنیز اصلا آدم نیست بلکه جانوری مثل سگ و گربه است که ….)ودر صورتی که باکره نباشد باید یک بیستم ازبهای او را بپردازد.و برخی گفته اند باید مهر المثل او را بدهد چون مهر المثل در شرع عوض وطی قرار داده شده است….و علاوه باید ارش زوال بکارت را نیز بپردازد.واین ارش در مهر یا یک دهم داخل نمیگردد.چون این مبلغ بابت حق جنایت است و عوض جزئی است که از میان رفته(ازالهء ….)ومهر،چه در فرض بکارت و چه در فرض عدم بکارت.و اگر کنیز به میل و رغبت تن به این کار داده باشد چیزی بر زنا کننده نخواهد بود!!!!!!!!(معاندین:حالا تعیین میل و رغبت ویا به اجبار بودن را باید از کجا بفهمیم تا راه رستگاری اسلام را به سادگی و کمال طی کنیم؟؟؟؟(معاندین)) دوستان معذرت میخواهم از این الفاظی که به کار بردم اما چون در موردی تحقیق میکنیم باید ریشه های آنرا هم بررسی کنیم.باید عرض کنم این کتاب مهمترین کتاب فقهی و مرجه تمام مجتهدین بزرگوار است و سنت-عمل و تقریر تمام معصومین علیهم السلام هم بر اساس اسناد همین بوده که عرض شد.حتی در قرآن هم در جای جای آن کنیز داری و برده داری تایید شده و حتی حدود آن هم ذکر شده.یکی از دوستان گفته:آقا ما نفهمیدیم شما شوخی میکنی ؟؟آخه مگر ممکنه یک دین اینهمه مزخرف و ضد بشری باشد؟بنده کامنت ایشان را تایید نکردم اما آیات قرآن در خدمت شما است و بنده عکس صفحات کتاب را علاوه میکنم بر این اسناد.خود قضاوت کنید.ادامه…ج9 ص 70 که عکسش را برای شما میگذارم…………………………………………………………..
    ص 77 ازدواج کنیز تنها با اجازهء مالک او جایز است!!!اگر چه مالک او زن باشد.در همین صفحه از سیف بن عمیره از علی بن مغیره نقل شده که گفت از حضرت صادق علیه السلام در مورد مردی که با کنیز زنی آمیزش میکند بی آنکه از او اذن بگیرد(یعنی به اجبار)حضرت در پاسخ فرمودند:مانعی ندارد!!اما شارح لمعه میگوید روایت صحیح است اما به آن عمل نمیشود!!!حتی شیخ طوسی هم آنرا در کتاب نهایه خود آورده(اما فقها آن را طرح نموده اند) جالب اینه که خداوند در سورهء مومنون آیهء 5 و 6 مومنان را کسانی معرفی نموده که …ی خودرا از حرام نگه میدارند مگر برای همسران و کنیزانشان(که ازاین آیه حداقل چیزی که یقینی میشود تایید خداوند بر کنیز داری و برده داری است)و در آیهء 221 بقره میفرماید:زنان مشرک را به همسری مگیرید تا ایمان آورند و کنیز با ایمان به از زن مشرک)(تذکر این که عدهای خوش خیال آیهء ماقبل را دلالت بر یکسان بودن کنیز و زن آزاد در حقوق میدانند .این طفلکی ها خیلی وارد به آیات قران نیستند و این آیه جدید کاملا آنهارا از اشتباه بیرون میآورد چون تقابل لفظ کنیز با ایمان و زن مشرک تقابل تحقیری نسبت به کنیز است.بر خلاف تصور شما کنیزها موجودات بد ترکیب و کثیف و بد بو و …ای نبودند بلکه ممکن است از زیباترین زنان ملیتهای دیگر باشند که همسر آنها توسط مجاهدان اسلام کشته شده و چون مجبور بودند بین مرگ و اسلام یکی را انتخاب کنند،بعد از اسلام آوردن ملک این عربهای بزرگوار شده اند.)چنین است مساوات خداوند حالا این قصه ای که عرب بر عجم و … هیچ فرقی نزد درگاه خدا ندارد کجا است؟؟؟آن دوستانی که میفرمودند:بله باید کافران را اسیر کرد تا خطری برای مسلمین نباشند کجا هستند؟؟؟بابا…مسلمین برای جهان خطر هستند که به مردم بیچاره صرف داشتن عقیدهای غیر عقایدشان حمله میکنند تا اسلام ناب را اشاعه دهند یا کودک خرد سال یا زن بی پناهی که به بردگی فروخته میشود؟جالب اینه که بر تمام این افعال که صرف سعادت بشر از آسمان بر زمین سقوط نموده مهر تایید تمام ائمه معصومین علیهم السلام دیده میشود و مهر تایید خداوند و رسول بزرگوارش(کلام معاندین).همان کتاب ص 154 :بنده حق ندارد بیش از 2 همسر آزاد یا 4 همسر کنیز یا یک همسر آزاد و دو همسر کنیز داشته باشد و جایز نیست 3 همسر کنیز و یک همسر آزاد داشته باشد.امامرد آزاد میتواند 4 همسر آزاد- یا دو همسر آزاد و دو همسر کنیز یا سه همسر آزاد و یک همسر کنیز داشته باشد.خب همانطوری که میبینید احکام ازدواج-زکات – حج – نماز –حدود-دیه و …ی یک برده با یک فرد آزاد فرق میکند اما در همان کتاب ص 158 میفرماید :در ملک یمین بنا به اجماع فقها محدودیتی وجود ندارد بر اساس آیهء 6 سورهء مومنون که دلالت کلی آیه جواز آمیزش با مملوکه یعنی کنیز است.تعداد آن هر قدر باشد ایرادی ندارد.البته این در صورتی است که فرد مالک عین کنیز باشد و…

  27. خمینی ملعون در یکی از کتابهایش نوشته: (( مجوسان کتابی داشتند بنام پازند که آن را سوخته اند و پیغمبری داشته اند زردشت نام که اورا کشته اند و جهاد با این فرقه واجب است تا مسلمان شوند یا جزیه قبول کنند، با شرایط و از جمله این شرایط این است که با زنان مسلمان زنا نکنند و کفار را بر اسرار مسلمانان واقف نسازند و چارپای سواری ایشان غیر از چارپای مسلمانان باشد و بر آن چارپا نیز یکطرفه سوار شوند، یعنی هر دوپای خود را بر یک جانب بزنند))
    به تصور بنده یکی از دلایل اصلی حمله اعراب به ایران، نه نشر دین، که گرسنگی مفرط اعراب بدوی بود. زیر لوای اسلام راه را برای چپاول و غارت کشور های متصرفه باز کردندو 1400 سال هم هست که از قبل همین سرزمینهای مفتوحه ارتزاق میکنند و هنوز هم سیر نشده اند. در کتاب تاریخ تمدن اسلام نوشته جرجی زیدان ترجمه علی جواهر کلام میخوانیم. عمر د رنامه ای به عمروعاص، یکی از سردارانی که در حمله به ایران شرکت داشت نوشت: (( عمرو به جان خودم سوگند که اگر من و همراهانم از گرسنگی بمیریم، تو و همراهانت که سیر هستید، نگران نمی شوید …….. عمرو هم در پاسخ عمر چنین نوشت که: کاروانی از خواربار برایت فرستادم که آغازش نزد تو و پایانش نزد من است.)) و یا در تاریخ اجتماعی ایران جلد دوم نوشته مرتضی راوندی می خوانیم که از قول ابویوسف انصاری می نویسد: (( وقتی غنایم ایران را نزد عمر آوردند و چشمانش به آنقدر مروارید و زروسیم افتاد گریست.)) البته بعد ها اختلاف نظر ها شروع می شود و با اینکه ایشان با هم بر سر چپاول ملل دیگر اختلافی نداشتند، اما بر سر این که کدام یک به سیادت و خلافت برسند، اختلافات فرقه ای پیدا می کنند. دینی با یک پیامبر و یک کتاب به هفتادو دو [دولت] تقسیم می شود. هیچ کدام هم حاضر نیستند که از مواضع خودشان کوتاه بیایند. همه خود را راستین، علوی، محمدی،ناب و اصیل قلمداد میکنند. در این میان فقط مردمند که در جنگ زرگری بین [علما!] نابود می شوند.آنچه در پرده می ماند این است که این جنگهای حیدری/نعمتی، جنگهای قدرتی است که هرملایی برای تصاحب حیطه قدرت رقیب بغلی اش راه انداخته است.
    دعوائی که هم اکنون در ایران بین دو قرائت از اسلام در گرفته است از همین سنخ است. در واقع از درون جریان حاکم گروه تازه نفسی که قبلا رفیق راه و شریک قافله بوده است، مدعی نوع دیگری از [ فهم مذهبی! ] شده است. بیرون از دعوای سنتی آخوندها که هر کدام کلی مرید و مقلد پشت سر دارند، یک عده هم بعنوان روشنفکر دینی و یا روشنفکر مذهبی پیدا شده اند که سعی میکنند مفاهیم قدیمی شیعی را در زرورق واژه های مشتری پسند امروزی بسته بندی کنند. کسی نیست بپرسد: دینی که بر اساس [ فقیه و سفیه ] و [مرجع تقلید و مقلد] و [ آقا و عوام کالانعام ] برنامه ریزی شده است، چگونه روشنفکری میتواند داشته باشد؟ مگر اساسا روشنفکر میتواند مذهبی باشد؟ همین که کسی مذهبی شد، یعنی بسته، دگم، جزم اندیش، و این با فکر و خرد روشنی که همیشه در تکاپو و جستجو است، تناقض دارد. به تعریفی دیگر: کسی که از پیش، یک پیشداوری را در ذهنش رسوب داده است، نمیتواند مدعی روشنفکری باشد مگر اینکه متقلب باشدو بخواهد بر اساس [مد روز] همان بلایی را بر سر ما بیاورد که روشنفکرانی! نظیر دکتر علی شریعتی و آیت الله مطهری و جلال آل احمد آورده اند.در کتاب علی و حیات بارورش پس از مرگ، نوشته علی شریعتی می خوانیم: (( کجا ایرانی از همان اول در برابر اسلام قرار گرفت و نخواست اسلام را بپذیرد؟کجا چنین چیزی است؟ یکجا نمونه نیست. ایرانی بعد از برخورد با [اسلام اولیه] احساس کرد که دین اسلام، همان گمشده ای است که به دنبالش می گشته است……. برای همین مذهب خودش را ول کرد، ملیت خودش را ول کرد، سنتهای خودش را ول کرد، و بطرف اسلام رفت.))
    برای پاسخ به این به اصطلاح روشنفکر اسلامی یعنی دکتر شریعتی به ذکر چند نمونه از رفتار ایرانیان [ از همان اول ] حمله اعراب به ایران می پردازم تا نشان بدهم که روشنفکر نمیتواندمذهبی و روشنفکر باشد، که اگر شد، یعنی اگر روشنفکر، مذهبی شد ویا یک فرد مذهبی خیال کرد که روشنفکر شده است، تاریخ ثبت شده را جعل و تحریف میکند. مرتضی راوندی در جلد دوم کتاب تاریخ اجتماعی ایران، تعدادی از قیام های ثبت شده در تاریخ را [ از همان اول] به حکومت رسیدن اعراب [ که در برابر اسلام و اعراب ایستاده اند] چنین می نویسد: قیام سنباد، نهضت استاد سیس، جنبش مقنع، بابک خرمدین، نهضت سرخ جامگان و قیام بابک ……… که رهبران این نهضت های ضد اسلام ضد عربی خود را پیروان و رهروان ابو مسلم خراسانی ( مشهور ترین رهبر قیام های ضد عربی و ضد اسلامی ایران ) می دانسته اند. (( قیام سیاسی ……… ایرانیان به وسیله ابو مسلم خراسانی آغاز شدو بعد از حیله و خیانت عباسیان، نسبت به ابوسلمه خلال و ابو مسلم به شدت [ از همان اول ] ادامه داشت تا به ایجاد دولت های مستقل ایران…….. )) راوندی به نقل از ادوارد براون در کتاب تاریخ ادبی ایران می نویسد: (( سنباد از نیشابور به عزم خونخواهی ابومسلم حرکت کرد و در مدتی کوتاه عده ای را دور خود جمع نمود و به یاران خود گفت: عزم دارم به سوی ایالات عرب نشین حرکت کنم و کعبه را منهدم سازم. دیری نپائید که عده کثیری از مجوسان طبرستان و نقاط دیگر و همچنین مزدکیان …..را به خود جلب کرد.))
    درکتاب سیاست نامه خواجه نظام المک آمده است: (( سنباد…گفتی .. باز نگردم تا کعبه را ویران کنم.)) ….. بعد سنباد بدست قوای منصور خلیفه عباسی بین ری و همدان همراه شش هزار تن از یارانش کشته شد. (( هنوز قیام سنباد کاملا خاموش نشده بود که …… استاد سیس علم مخالفت برافراشت و مشکل جدیدی برای منصور خلیفه عباسی ایجاد کرد…..سیصد هزار مرد جنگجو با او بودند…. بالاخره خلیفه، خازم را به جنگ او فرستاد. در طی این مبارزات هفتاد هزارتن از پیروان او کشته شدند و چهارده هزار نفر اسیر گردیدند که بلافاصله ….. سر های آنان را از تن جدا کردند. قوای خلیفه …. [استاد سیس] را زنجیر کرده، به بغداد فرستادند و در آنجا اورا بقتل رسانیدند….)) در تاریخ بخارا درباره ابن مقنع چنین نوشته شده است: (( مذهب ایشان آن بود که نماز نمی گزاردند و روزه نمی داشتند و غسل جنابت نمی کردند، ولیکن به امانت می بودند.)) راوندی در تاریخ اجتماعی ایران می نویسد: (( ابن مقنع از سرداران ابو مسلم خراسانی بود ودر جنبشی که علیه خلفای اموی صورت گرفت، شرکت عملی داشت….. پیروان مقنع بدون اینکه به اجرای احکام مذهبی توجهی داشته باشند، به رعایت اصول اخلاقی، راستگویی، امانت و رازداری پایبند بودند…… مقنع که مایل نبود به دست اعراب بیفتد خودکشی کرد. با مرگ مقنع این جنبش ….. نیافت، بلکه هم چنان طغیان هایی در نقاط مختلف علیه اعراب صورت می گرفت.)) و همچنین باز هم میخوانیم: (( در ایامی که خلفای عباسی به دست عمال خود در نقاط مختلف ممالک اسلامی به تحدید(محدودکردن) عقاید و افکار و غارت مردم ستمدیده مشغول بودند و افراد برجسته ایرانی را به بهانه ها و عناوین مختلف از بین می بردند، خرم دینان به طور نهان و آشکار با دستگاه خلافت مبارزه کردندو مدت بیست و دو سال درآن سامان به استقلال زندگی کردند و شکستها به خلیفه وارد کردند.)) در کتاب دیدگاه ها نوشته علی میر فطروس آمده: ((به قول التون دانیل محقق و ایران شناس انگلیسی در طول حدود صد سال از 126 تا 227 هجری قمری (842 – 743 میلادی) ما شاهد یکصدو چهل و سه قیام و شورش اجتماعی، سیاسی و مذهبی در نواحی مختلف خراسان، سیستان، طبرستان، گیلان و…. علیه حاکمیت اعراب ویا اسلام بوده ایم. چنین هوشیاری و مقاومتی در تاریخ ملتها اگر بی نظیر نباشد بی تردید کم نظیر است.)) و همچنین در کتاب رگ تاک نوشته دلارام مشهوری میخوانیم که: (( به هیچ عنوان نمی توان تصور کرد، مردمی که مورد تجاوز، غارت و کشتار قرار گرفته اند برای دین متجاوزین و غارتگران از خود شیفتگی نشان دهند. به همین دلیل نیز نه تنها هیچ مدرک تاریخی نمیتوان یافت که جمعی از ایرانیان داوطلبانه اسلام آورده باشند، بلکه همین تضاد عمیق میان فرهنگ و منش ایرانی با اسلام و منش عربی سکونت دادن اعراب مسلمان [در ایران] را به تنها راه حفظ قدرت عرب بدل ساخت. حتی این ادعا که همین اواخر از دید گاه طبقاتی از سوی چپ های ایرانی مطرح شده است و براساس آن برخی از اشراف و زمینداران برای حفظ موقعیت و مال خود به همکاری با دشمن تن دادند و اسلام آوردند، به هیچ وجه دارای مدرک تاریخی و قابل اثبات نیست.)) در اکثر شهر ها و ولایات ایران مقاومت های کوتاه یا بلند مدتی در برابر اعراب صورت گرفت و اعراب مسلمان به آن آسانی که تصور می رود، به فتح همه ایران موفق نشدند بلکه در طول سالهای اشغال ایران توسط اعراب مردم هم چنان بر علیه حکومت های دست نشانده اسلامی [ که مظهر دین تحمیلی بودند ] به مبارزه پرداختند

  28. نمونه هاي تاريخي مستنداز خونخواري ولی امر مسلمانان علی ابن ابی طالب

    1 کشتار قبیله بنی قریظه:
    علی پی از پیروزی بر قبیله بنی قریظه تعداد 900 نفر از مردان قبیله را در مقابل گودال هایی که از پیش کنده شده بود سر برید تاریخ طبری ج3 ص1088)
    2 کشتار خاندان ازد:
    علی و یارانش در یک روز تعداد 2500 نفر از خاندان ازد را سر بریدند بنحوی که کسی زنده نماند تا دیگری را دلداری دهد(مروج الذهب ج1 ص729)
    3 کشتار خوارج:
    در نهم صفر سال 38 هجری در محلی واقع در دشت نهروان جنگ خونینی بین لشکریان علی و خوارج روی داد که در این جنگ حدود 1800 نفر از خوارج به قتل رسیدند
    4 نبرد لیله الحریر:
    علی در نبرید به نام لیله الحریر در حدود 500 تا 900 نفر را از دم تیغ گذراند. (منتهی الامال ج1 ص153)
    5 کشتار عبدالله خرمی و یارانش:
    آنانکه دست رنگ کرده بودندو شادی وشعف در اثر در گذشت محمد نشان داده بودند علی و خالد بن ولی همه را بکشتند و اجسادشان را در اتش سوزاندند( تاریخ طبریج 4 ص1380.1464-طبری ج6 ص2420.2265)
    نقش علی در ترور مخالفان:
    1 ترور شاعری بنام حویرث بن نقیذ:
    وی شتر دختران محمد فاطمه و ام کلثوم را رم داده بود به فرمان محمد و توسط علی در جریان یک توطئه به قتل رسید.(سیره ابن هشام. ج2 ص273
    2 سر بریدن مغیره:
    پیر مردی بنام مغیره که پس از فتح مکه از ترس محمد گریخته بود بوسیله علی دستگیر و سر بریده شد( زنان پیغمبر. ص316)
    3 علی شاه- رگ مردانی را برید و بمانند مرغان نیم بسمل انان را در بیا بان ها رها کرد تا با شکنجه بمیرند(امام علی-عبدالفتاح. ج5 ص27)
    4 سر بریدن نضر و عتبه:
    پس از شکست ائیل محمد به علی دستور داد که نضر پسر حارث را سر ببرد. همینطور در منطقه ای دیگر به نام الظیه از میان اسرا عتبه پسر ابی معیظ بدستور محمدو بدست علی سر بریده شد( منهی الامال. ج1 ص57)
    5 سربریدن عتبه:
    مردی به نام عتبه که بخاطر عدم پخش مساوی غنایم بین لشکریان اسلام به صورت محمد تف کرده بود بوسیله علی سر بریده شد(تاریخ طبری. ج5 ص1103)
    در زمان اما علی مردم استخر چندین بار قیام کردند. اما علی در یکی از ان موارد عبالله بن عباس را در راس لشکری به انجا گسیل داشت و شورش توده ها در سیل خون فرو نشاند( فارسنامه. ابن بلخی. ص136)
    در مورد دیگر که مردم استخر شورش کردند امام علی زیاد ابن ابیه که خون خواری و ادم کشی به انوشیروان دوم لقب گرفته بود به انجا گسیل داشت تا به سرکوبی قیام بپردازد. در مورد کشتار مردم استخر توسط زیاد ابن ابیه کتب زیادی نوشته شده ( نگاه کنید به کتاب مروج الذهب. ج2 ص29)
    در سال 39 هجری مردم فارس و کرمان سر به شورش گذاشتند و حکام ستمگر علی را از شهر بیرون راندند امام علی مجدادا زیاد ابن ابیه را به انجا گسیل داشت و لشکریان وی از هیچ جنایتس فرو گذار نکردند( تاریخ طبری. ج6 ص2657و فارسنامه ص136)
    مردم خراسان نیز در زمان علی برای چندین بار قیام کردند و چون چیزی ند اشتند که به عنوان باج و خراج بپردازند از دین اسلام برگشته و به مقاومت سخت و جانانهای دست زدند امام علی جعد بن هبیره را بسوی خراسان فرستاد او رمدم نیشابور را محاصرهع کرد تا مجبور به صلح شدند(تاریخ طبری ج6 ص2586 و فتوح البلدان ص29)
    در زمان امام علی نیز مردم شهر ری نیز سر به طغیان زدند و از پرداخت خراج خود دار کردند. علی ابوموسی را با لشکری زیاد به سرکوب شورش فرستاد و امور انجا را به حال نخستین باز گرداند( فتوح البلدان ص1599)
    به روز گار خلافت علی بن ابی طالب چون پایان سال 38 و اغاز سال 39 بود حاث بن سره به فرمان علی لشکر به خراسان کشید و پیروز شد غنیمت و برده ی بسیار بدست اورد تنها در یک روز هزار برده میان یارانش تقسیم کرد لکن سر انجام خود و یارانش جز گروهی اندک در سرزمین قیقان سرحد خراسان کشته شدند( فتوحالبلدان. بلاذری)
    علی ابن عبی طالب عبدالرحمان بنی جز طائی را به سیستان فرستادو لکن حسکه حبطی وی را بکشت پس علی فرمود: باید چهار هزار تن از حبطیان را به قتل برسانیم وی را گفتند حبطیان پانصد تن هم نشوند.( فتوح البدان. بلاذری)
    علی ولایت اذربایجان را نخست به سعید بن ساریه خزاعی و سپس به اشعث بن قیس داد یکی از شیوخ اذربایجان نقل میکند که ولید بن عقبه همراه با اشعث از ولید طلب یاری کردو ولید برای یاری وی سپاهی از کوفه به انجا گسیل داشت اشعث جان به جان خانه به خانه فتح کرد و پیش رفت و پس از فتح اذربایجانگروهی از تازیان اهل عطا را بیاورد و در انجا ساکن ساخت و انان را فرمان داد تا مردم را به اسلام فرا خوانند( فتوح البلدان)
    حالا باز هم ماله کشان اسلامی به ماله کشیدن خودشان ادامه دهند !

  29. من یک آرزو دارم. من یک آرزو دارم. آرزو دارم که فرزندانم روزی در جامعه ای زندگی کنند که در آن انسانها نه به واسطه محتوای شخصیت انسانی شان بلکه به خاطر انگل صفتی، مفتخوری، و رابطه خونی با ما مورد قضاوت و سنجش قرار بگیرند!

    نقی لوتر کینگ خطاب به سیدهای گدا گشنه و سایر معاودین عراقی در بیابانهای سامراء قبل از سرازیر شدنشان به ایران و تاسیس جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران

    منبع:
    Library of Congress, Samara

  30. اينكه در گذشته چه اتفاقي افتاده كي راست ميگه كي دروغ ميگه علي خوب بود بد بود محمد كي بود حسين چه كرد به نظر من وقت طلف كردنه .
    شما در نظر بگيريد در عصر تلفن مخابرات اين همه شبكه هاي خبري راديو كتاب روزنامه يه نفر رو مثل خميني يه آدم جنايت كار ديوانه جاني رو ميكنن خدا روح خدا ايت خدا براش مغبره ميسازن در حد كاخ
    بعد در 1400 سال قبل كه كتاب به زور پيدا ميشود ادم با سوار انگشت شمار بود واقعيت هزار شكل يه خودش ميگيره هزار مودل يه داستان تعريف ميشه عوض ميشه ادم خوب و بد ميكنن ادم بدو خوب ميكنن

  31. نقل است که ابوشهوت ابن لعب از امام میپرسد یا امام از حوریان بهشت برایمان بگو. امام میفرمایند که بهشتی در کار نیست که جدم رسول الله به آن بی اعتقاد بود.ابوشهوت میگوید استغفرالله ای امام این چیست که میگویید. امام فرمود به انسا نیت سوگند که اگر بهشتی بود آن رسول هیچگاه بام تاشام وشام تا بام خویش را به جماع و تجاوزنمیگذراند وحدود ۲۰ زن اختیار نمینمود زیرا حضرت نیک میدانست که تنها فرصت اش برای تمتع از لذات است.

  32. وقتي يه بيمار رواني و منحرف جنسي مقدس ميشود …
    آیا پدری که زبان در دهان دخترش می گذارد، می تواند پیام آوری از جانب خدا باشد؟
    لطفن متن زیر که برگرفته از کتاب احادیثی در مورد بوسه، نوشته داوود احمدی (انتشارات صلوات قم ۱۳۸۸) است را بخوانید و درباره اش کمی فکر کنید.“امام صادق فرمود: عایشه [از روی حسادت] گفت: یا رسول الله میبینم دهان فاطمه را زیاد میبوسی و زبانت را در دهانش قرار میدهی. پیامبر اکرم فرمودند: بله، هرگاه مشتاق بهشت میشوم دهان فاطمه را میبوسم و زبان در دهانش میگذارم.
    من از فاطمه بوی بهشت را استشمام می کنم و بوی شجره طوبی را می یابم، زیرا او زنی آسمانیست”. (این روایت در کتاب اعلام الوری صفحه ۱۵۰ نیز آمده است).
    نظر شما در رابطه با چنین انسانی چیست؟ چه کسی در پیش چشم همسرش زبان در دهان دخترش می گذارد؟. البته باید در نظر داشت که همسر ایشان (عایشه) کودک خردسالی نیز بیش نبوده است. آیا شرم و حرمت میان پدر و دختر، اجازه چنین حرکت زشت و نا پسندی را می دهد؟. تا آن جا که نگارنده اطلاع دارد، بوسیدن لب و دهان و زبان در دهان کردن، عملی است که ممکن است ٰعده بسیار کمی از زن و شوهر ها آن را انجام دهند و هیچگاه یک پدر، اگر از نظر عقلی سالم باشد، زبان در دهان دخترش نمی گذارد، حتی فکر کردن به این حرکت مشمئز کننده و رقت انگیز است.
    نکته قابل توجه، مغلطه نخ نمای شخص پیامبر است که با آن پاسخ عایشه را داده و دهانش را می بندد. محمد به عایشه می گوید: بله، هرگاه مشتاق بهشت میشوم دهان فاطمه را میبوسم و زبان در دهانش میگذارم، پرسش اینجاست؛ پیامبر اسلام که با الاغ مبارک شان به معراج می رفتند و هر دم هوس بهشت می کردند جبرئیل ایشان را با خود به بهشت می برد، چه نیازی داشت که برای استشمام بوی بهشت، زبان در دهان فاطمه، دختر خود کند؟. آیا نمی توانست در یکی از سفرهایش به بهشت، از الله مدینه طلب یک شیشه عطر بهشت کند تا دست به چنین عمل قبیحانه ای نزند؟. آیا با وجود این مغلطه آشکار، در نمی یابیم که پیامبر از بوسیدن دهان فاطمه، دختر خود، لذت جنسی می برده است؟.

    پیامبر اسلام در کارنامه سیاهش بارها ثابت کرده که یک پدوفیل یا بچه باز و صد البته زنبازه و شهوت ران و در واقع یک بیمار جنسی خطرناک است، ایشان حتی به عروس خود نیز رحم نکرده است.داستان این ماجرای خجالت آور از این قرار است:
    “زینب زن زید ابن حارثه بود، زید را خدیجه در جوانی خرید و به محمد بخشید. محمد نیز او را آزاد کرد و مطابق رسم تازیان او را به فرزندی پذیرفت، اطرافیان محمد زید را زید بن محمد می خواندند و زید علاوه بر عنوان پسر خواندگی یکی از یاران صدیق و فداکار محمد هم محسوب می شد.
    زینب دختر عمه محمد بود و خود محمد او را برای زید خواستگاری کرد و چون زید بنده آزاد شده بود زینب و برادرش عبدالله از قبول این خواستگاری اکراه داشتند ولی پس از نزول آیه ۳۶ سوره احزاب دیگر نه زینب و نه برادر قادر به نافرمانی نبودند. پس از این آیه زینب و عبدالله به درخواست محمد گردن نهادند و زینب را برای زید عقد کردند.
    ولی پس از اندکی محمد که تا به آن روز زینب را ندیده بود؛ چمشش بر زینب می افتد و مهر زینب در دلش می نشیند و در نهایت فرزند خوانده اش را مجبور می کند که زنش را طلاق دهد و سپس محمد زینب را به عقد خود در می آورد!. آیا به نظر شما چنین انسان شهوت ران افسار گسیخته ای که حتی به بزغاله های ماده نیز رحم نکرده است، می تواند پیام آور خدا و راهنمای انسان ها برای رسیدن به سعادت باشد؟.
    درباره رابطه مخصوص او با فاطمه در کتاب الکافی جلد سوم، صفحه ۱۶۰ آمده است که”: پیامبر تا گونه ی فاطمه یا میان دو سینه اش را نمی بوسید نمی خوابید”. این چه نوع از رابطه پدر، فرزندی است که اینچنین مایه خجالت است و حتی نگاشتن آن نیز انسان را خجل و شرم زده می نماید؟. اگر گهگاهی داستان تجاوز یک آخوند به دختر ویا دختران خود از پس پرده بیرون می افتد، باید پذیرفت که چنین آخوندهای شهوت ران، از پیامبر اسلام فرا گرفته

  33. سلام یا نقی!

    اخیرا یکی از علفیون، یک حرکت مفتحضانه در حمایت از نقی تقلبی راه انداخته و به تحریک و تشویش اذهان عمومی بر ضد شما پرداخته است:
    http://azjensekhoda.com/?p=1159

    او از هیچگونه توهین به شما و یاران فروگذار نکرده و حتی اقدام به تهدید شما به مرگ به وسیله اطلاعات علفی نموده است.
    در ضمن، تعریف بسیار علفیانه ای از آزادی بیان ابراز داشته که اسباب خنده ما را فراهم نمود.
    ضمن اینکه متن انگلیسی بیانیه اش، سراپا غلط است و نشان از اوج بی سوادی این علفی از نقی بی خبر می دهد.
    بنده لازم دیدم که این مطلب را به اطلاع نقی و یاران برسانم تا اولا بدانند که گزارشات اسپم از چگونه جاهایی آب می خورد و ثانیا اگر لازم دیدند یک برخورد نقوی با این علفی بنمایند.

    یا نق

    • نوشته victim of imam hadi. یعنی همون اول نقی رو به عنوان یه جانی معرفی کرده.:)))) اگه فقط یه آدم باسواد تو این علفی ها پیدا بشه من به نقی ایمان میارم.

  34. شما همتون بیمارید آزادی بیان رو فقط توهین به مقدسات مردم می دونیند به خدا به پیامبر به امامان به قرآن به همه توهین می کنین. جالب اینجاست که به خدا هم اعتقاد ندارین
    بزرگی خداروشکر که چنین مغز بزرگی رو به ما داده که در جهت تکذیب وجود خدا ازش استفاده می کنیم خدا خیلی صبر داره
    شماها همتون یک مشت آدم های بی کاری هستین که ندانسته قضاوت می کنیین من هر چه قدر مقام پیامبر رو به شما توضیح بدم شما قبول نمی کنیین هر چه قدر آیه از قران بیارم قبول نمی کنین چون به قرآن اعتقاد ندارین
    ولی من یک آیه از قرآن(سوره نسا) واسه اهل خرد میارم شاید قبول بکنند
    ((خداوند بعلت کفرشان، بر دلهای آنها مهر زده؛ که جز عده کمی ایمان نمی‌آورند.))
    توضیح: خدا به خاطر این همه توهین ها و کفر بر دل شما مهر زده که راه حقیقت رو پیدا نخواهید کرد و روز رستاخیز متوجه خواهید شد که چه اشتباه بزرگی کردین و اون دیگه نه راه پیش دارین نه راه پس
    انشالله که شما از مهر خوردگان نباشید وبالاخره راه راست را پیدا کنید با اینکه می دونم سخنان من واسه شما خنده دار میاد ولی کمی دربارش فکر کنین

    • «شما همتون یه مشت آدمای بیکاری هستید» که ندانسته «قضاوت میکنید». این جمله ت تناقض شدید معنایی داره.

      • بعضی ها تو این سایت خدا رو قبول دارند و بعضی ندارند. ولی همگی مخالف تقدس امامان شیعه هستند. همین که شما وقتی به مشکل برمیخوری به جای اینکه به خدا پناه ببری میگی یا ابالفضل همین یه جور کفره. در ضمن خیلی از افرادی که میان تو این سایت خارج از کشور هستند و تو دانشگاههای اروپا و آمریکا تحصیل میکنن. چطور قبل از انقلاب میگفتید دانشجویان خط امام و فلان، اما حالا همون دانشجوها شدن بیکار؟ نخیر فرزندان همونا دارن گندی که پدر و مادرشون زدن ر جبران میکنن ولی دیگه جلو تیر نمیرن، ریشه ای از جا میکننتون که دیگه بلند نشید.

    • آخر نمی شود که شما برای اثبات اسلام و قرآن به خودش استناد کنید. می گوییم قرآن نوشته بشر است و شما می گویید در خود قرآن نوشته که کلام خداست و محمد پیامبرش و غیره. پس من هم یک مقاله می نویسم و میگویم کار خداست و هرکس شک دارد خدا بر دلش مهر زده و نمی فهمد. یاد داستان لباس جدید پادشاه میفتم.

      به روباه میگن شاهدش کیه میگه دمم.

    • (خداوند بعلت کفرشان، بر دلهای آنها مهر زده؛ که جز عده کمی ایمان نمی‌آورند.))

      عجب خدای عادل و مهربانیی که از اين طرف بر دلهايشان مهر ميزنه تا ايمان نياورند و از آن طرف يقه شان را ميگيرد و آنها را بجرم اينکه خودش بر دلهايشان مهر زده است و خودش نخواسته است که ايمان بياورند در دوزخ می اندازد!!!

  35. عزیزم این جا ما با خدا کاری نداریم . مشکل ما شارلاتان هایی هستند که خود را نماینده تام الاختیار خدا در زمین می دانند . تو فقط به من بگو این چه خدای دانای است که در همین اسلام اول می گه شراب خوبه بعد یادش می آید بد است ؟؟؟؟ کار و زندگیش رو هم ول کرده واسه خانم بازی محمد آیه نازل می کند آنهم نه یکی دوتا آیه، یک سوره کامل .بعد هم آدم عاقل که هر روز نماز می خوانی در سوره حمد نحوه صحبت از طرف انسان با خداست نه خدا با انسان . این کدام خداست که صرف و نحو عربی نمی دانسته ؟؟؟؟ بعد هم یک عده آدم آفریده یک عده دیگر آنها را بکشند . آدم یاد بازی های play station می افتد. اگر هم خدایی باشد این ادیان ابراهیمی و زرتشتی و … قطعا از طرف آن خدا نیامده

  36. امام پس از گذراندن یک کورس موفق مستغلات در سامرا و فراگیری سه اصل اساسی رییل استیت Real Estate که میگویدLocation ,Location,Location و اعتماد به نفس یافته از علم بیکران خود در پاسخ به ابوشهوت بن مزبله که پرسیده بود سه اصل اساسی دین مبین اسلام چیست؟ فرمود: الجماع الجماع الجماع

    امام واصول دین

  37. تمام عالم فدای یه تار موی حضرت امام نقی ع
    شماها اگه این اراجیف رو نگین چی بگین
    معلوم نیست دلتون از کجا پره میاین به امام توهین می کنین
    البته توهین کار آدمای بر عرضه و بی منطقه چون الآن قرن 21 هست و همه چی داره با فکر و اعتقاد پیش میره اما شماها هنوز تو همون دوران جاهلیت موندین
    البته منم اگه ننه بابام مشخص نبود این حرفها رو می زدم

      • الله نه تنها همانا خدای جای گرفته در ذهن و دلِ ما نیست، بل که دشمن وضد خدای ما و خودِ ما است. برای این که:

        الله؛ اعراب را قوم برگزیده‌ی خود دانسته، پیامبرش را از میان آنان برگزیده؛ و قرآن‌اش را به زبان عربی بیان کرده است. اما خدا همانا وجدان بیدارِهمه‌ی انسانها است درهمه‌ی زمانها و مکانها، و زبانش زبان قلبی آدمیان است.(البته آن «خدائی» که آخوندهای و مومنان ایرانی بر زبان دارند همان اللهِ اعراب است.)

        الله فقط مسلمانان رامورد رحمت خوددانسته و به «بهشت» خود راه می‌دهد وهمه‌ی «کافران» و«نامسلمانان» و پیروان ادیان دیگر باید سرانجام مسلمان شوند یا به جهنم بروند و مجازات شوند. حال آن که خدا با دین‌دار وبی‌دین، بامسلمان وغیرمسلمان برخوردی یکسان دارد چون خودش «آفریدگار» همه‌ی انسانها است.

        الله زن را نصف مرد می‌داند و به او نصفِ حقوق مدنی، خانوادگی، اجتماعی، حق رأی و ارث مردان را می‌دهد. حال آن که خدای ذهنی ما همه‌ی انسانها را برابر می‌داند.

        الله اطلاعات غیرعلمی وضدعلمی فراوانی درقرآن به خوردِ بشرمی‌دهد. ازجمله این که زمین مسطح است، آسمان هفت طبقه است! یهودی‌ها میمون بوده‌اند، پیامبرش محمد؛ ماه را دونصف کرده، سوار برقاطر به آسمان رفته و باخدا ملاقات خصوصی داشته،حال آن که خدای نهادینه شده در قلب ما کاری به خرافات و موهومات ندارد. فقط به ما حکم می کند که گفتار، پندار و اندیشه‌ای نیک داشته باشیم.

        الله خود را خالق انسان وهستی می‌داند حال آن که خدای درونی ما (مثلا اهورامزدا) انسان را پاره‌ای از وجود خود می‌داند که باید برای بهزیستی مردم و بهسازی جهان یاور مزدا باشد.

        الله حکم قتل نامسلمانان، کافران، مشرکان ودگراندیشان را در آیه‌های فراوانی درقرآن‌اش صادر کرده است. اما خدای ما (وجدان،عقل، خردِجمعی وعاطفه‌ی ما) حکم قتل،سرکوب، مصادره‌ی اموال، کشتن مخالفان، به بردگی بردن زنان و فرزندانشان، و خرید و فروش «کنیزان و غلامان» را صادر نکرده است.

        الله دهها مأمور مانند: ولی فقیه، روحانی، امام؛ سادات، رمال، قاری قرآن، حاکم شرع، خلیفه، مرجع تقلید، و قاضی شرع بالای سر مردم گذاشته است. این افراد و چماقداران شریعت خودشان آزادند هرکاری بکنند اما اجازه نمی‌دهند مردم بدون پرداخت باج به آنها و کسب مجوز شرعی ازآنها ساده‌ترین امور زندگیشان را خودشان اداره کنند.

        الله به «امت»اش اجازه‌ی فکرکردن نمی‌دهد. «امت» باید مانند میمون مقلد باشد. مرجع تقلید، نماینده‌ی الله است بر زمین که به جای «امتِ محمد» تصمیم می‌گیرد و فتوا می‌دهد.

        الله برای سرکوب دگراندیشان فتوای جهاد می‌دهد.(اقتلو فی‌سبیل‌الله!) حال آن که وجدان آدمی ازکشتن ناخواسته‌ی یک مور هم آزرده می‌شود:

        میازار موری که دانه کش است
        که جان دارد و جان شیرین خوش است.

        الله دستور می‌دهد که سر دشمنانش را با شمشیر بزنند، در قرآن برای پیامبرش محمد استثناء‌های فراوانی درغارت اموال مردم، تعدد زوجات، همخوابگی با زنان، دزدی کاروانها، گرفتن خمس و ذکات و سهم پیامبر قائل است.حال آن که خدای درون انسانهای خردمند و فرهیخته با این امور؛ کاری ندارد و آنها را پیشاپیش نابخردانه می داند.

        الله نه تنها توسط ایادی و چماقدارنش در این دنیا مردم را مطابق «حکم شرعی» و«احکام قرآنی» مجازات می‌کند(مثلا بریدن سر و دست و پای مخالفین)، بل که ازهمان روز آغاز مرگ و درقبر آغاز می‌کند به شکنجه، مجازات و بازجوئی مرده(فشار قبر، نکیر ومنکر، ضربه‌ی پیشانی برسنگ لحد). از روز قیامت به آنسو هم به شکنجه و مجازات انسان‌های «مخلوق» خودش در جهنم ادامه می‌هد. این الله، موجودی است عقده‌ای، ضدبشر، شکنجه‌گر، بنیادگرا، خونخوار، انتقامجو، ضدزن و قاتل. و فرق دارد باخدای «مهربانی» که ما در دل وفکر خود برای خود آفریده‌ایم و می‌کوشیم با زورهم که شده آن جانور مهیب بنام الله را در پوست لطیف و نرم این خدای درونی‌مان جای دهیم.

        الله مدعی است خودش همه‌ی انسانها را آفریده، تورات و انجیل را هم خودش به موسی و عیسی ابلاغ کرده، اما بعد زیرش زده واکنون پیروانِ پیامبران وکتابهای آسمانی قبلی‌اش را «کافر»، «گمراه»، «اسلام‌ستیز» و «باطل» می‌داند و پیروان آن پیامبران وکتابهای قبلی‌ خودش را به دست «مسلمانان» به مجازات دنیوی و اخروی محکوم کرده است و برای گسترش دین اسلامِ عربی‌اش تا کنون صدها جنگ دینی میان بندگانش راه انداخته و میلیون‌ها مخلوق‌اش را به دست عربهای مسلمان نابود کرده است.

        الله یک مرد خشن عرب است. شمشیر به‌دست، خونریز، باج‌بگیر، حریص و شهوت‌ران است. اوهمان خدای لطیفی که در دل یک مسیحی، زرتشتی یا بودائی جای گرفته نیست بل که با آنها ضدیت و دشمنی هم دارد.

        پیروان «الله» باید موی، روی واندام خودرا بپوشانند چون الله ضد تجلی زیبائی است. حال آن که گویا خودش زیبائی را آفریده است!

        پیروان الله نباید موسیقی گوش کنند، نباید پیکره‌سازی و نقاشی کنند، نباید شراب بنوشند چون اینها را «بنده»ی او آفریده است و «بنده» حق ابراز وجود ندارد! اما با وجودی که الله آنها را حرام کرده پیروانش می‌توانند در«بهشت»، هم شراب بنوشند، هم آوارهای بهشتی بشنوند، هم زن و مرد لخت مادرزاد دربهشت باهم بچرخند وبچرخند! در آن سکس‌کلوپ بزرگی که نامش «بهشت» است، زنانِ مسلمان بدون حجاب با «غلمان‌ها» هماغوشی می‌کنند ومردان مومن ومسلمان با «حوریان» معاشقاتی می‌کنند که هریک از آنها ۱۸۰۰۰ سال طول می‌کشد! این مومنان و مومنات که دراینجا شیشه‌های شراب را می‌شکنند، و شرابواران را تعزیر می‌کنند در «جنت» کنار رودهای شراب لم داده لخت وعور در برابر چشم همسران مومنشان با غلمان‌های بزرگ‌هیکل و حوریان بهشتی به «لهو و لعب» مشغول می‌شوند. بنابراین الله عرب با خدائی که ما در دل و جان خود جای داده‌ایم و دوستدار زیبائی، شادی، هنر و عشق است از زمین تا آسمان فرق می‌کند.

        متاسفانه «اللهِّ‌ اکبر و قادر ودانای مطلق» زبانهای چینی، آلمانی، فارسی،ترکی،روسی، انگلیسی، فرانسوی، اردو، اسپرانتو، کردی و هندی…را نمی‌فهمد! این الله فقط زبان عربی را می‌شناسد و پیروانش باید نماز را به زبان او(عربی) بخوانند تا بفهمد! اما خدای درون ما بازبان دل وعقل وبدون واژگان باما سخن می‌گوید. یادتان باشد که براساس گفته‌ی یک آخوند شیعی ایرانی زبان مردم دربهشت عربی و در‌جهنم فارسی است! بنابراین همه‌ی دوزخیان باید برای رد و بدل افکارشان درجهنم فارسی یادبگیرند وهمه‌ی دوستداران بهشت باید عربی بدانند!
        (خاتمی خوانساری: اهل بهشت به زبان عربی و اهل جهنم به زبان عجم سخن می‌گویند.)

    • آقای هاشمی با پدر و مادر معلوم ( البته خودت فکر می کنی و گرنه در شجره نامه ات قطعا نتایج تجاوز اعراب هست و گرنه نه اسمت حسین بود نه فامیلت هاشمی)، ما از جاهلیت اسلام درآمده ایم ولی شما هم چنان در آن گیر کرده اید . من بعید می دانم کسی دینی را که حکم به مثله کردن مردم ( قطع دست و پا ) و شلاق و قتل و غارت و برده داری و تجاوز جنسی و پدوفیلی می دهد دین مدرن بداند . عزیزم اسلام مال همان دوران جاهلیت است ، فقط اسمش عوض شده و اثباتش هم همین بس که هر چه کشور مسلمان هست در کثافت و فقر و جهل و بدبختی غوطه ور است.

    • قرن ۲۱ است و همه چیز با فکر و علم پیش میرود. اعتقاد را به قرن ۲۱ و دوران پساروشنگری نبندید. اصولا اگر فکر باشد دیگر اعتقاد از بین می رود.

      تمام عالم شامل بقیه اون امامها هم می شود؟ یعنی امام اول تا نهم فدای امام نقی ؟ البته ما هم همین را می گوییم که این اهل بیت ناجور به امام نقی ما نمی خورند و بهتر است همه فدایش شوند.

    • حسين هاشمي
      چون احساس میکنم که میخواهی بیاموزی و در عین حال جرات نداری که از اعتقاداتی که به قول خودت در گوشت گفته اند فاصله بگیری. برایت چند مطلب کوچک را میگویم. برای درک اینها و فهمیدن درستی و نا درستیشان احتیاج به مدرک تحصیلی بالا و یا تحقیقات نیست. فقط کمی به آن بیاندیش.
      1- خداوند همه جیز را میداند. بنابراین در دینی که بوسیله او آورده شده باشد. نباید مرتب خداوند خودش را اصلاح کند. یا نظرش را عوض کند. و یا اینکه احتیاج داشته باشد که بندگانش اشتباهات اورا اصلاح کنند. شما در قرآنتان چندین آیه ضد و نقیض دارید وحتی در یک مورد خداوندتان دوتا از آیه هایی را که آورده بود پس گرفت. اگر شمای بنده خدا میفهمید که بریدن دست و پاغلط است. پس چرا خدایتان نمی فهمد؟
      2- کتابی که توسط خدا فرستاده میشود (قرآن – انجیل – تورات) برای راهنمایی بندگانش است که باید به آسانی و بدون بدون هیچ شک و شبهه ای دستورات او را بفهمند و اجرا کنند. بنا براین این کتاب نمی تواند مثل کتاب معما باشد که هر کسی آن را یک جوری بفهمد و تفسیر و اجرا کند. ما میدانیم که در کلیه کشورهای مسلمان دستورات قطع اعضای به یک گونه تفسیر شده است. پس اگر این تفسیر اشتباه است نشان دهنده یک نقص بسیار بزرگ در کتاب است و خدایی که آن را آورده. او در آوردن چننین کتابی اشتباه کرده است.
      3- آیا اسلام یک دینی است که برای همه مردم و در همه زمانها آمده است؟ اگر جوابتان بله است. پس بفرمایید که مردم قطب شمال و مردم شمال کشورهای اسکاندیناوی چگونه باید فرامین اسلام را که بیشتر بر اساس حرکات سماوات است اجرا کنند؟ در قطب شمال شش ماه روز است و شش ماه شب. پس همه این روزی چندین بار نماز خواندن قبل از آفتاب و بعد از غروب و غیره تبدیل میشود به اعمال سالیانه. و روزه گرفتن هم بر اساس حرکات ماه اصلا میسر نخواهد بود. اگر جوابتان خیر است. پس چرا قرآن بطور واضح نمیگوید که این دین برای مردم بدبخت این منطقه است و بقیه مردم دنیا میتوانند زندگی خوب وبی دغدغه ای داشته باشند. مگر اینکه خدای شما از گرد بودن کره زمین اطلاع نداشته که در اینصورت خدایتان خدا نیست. بلکه انسان شیادی بوده که به اسم دین و با وحشت دادن مردم از جهنم و امید دادنشان به بهشت از آنها سوئ استفاده کرده است.
      4- اگر شما قرآنتان را نخوانده اید که بتوانید جواب من را بدهید . من آن را خوانده ام. در یک مکان نوشته شده که این دین برای مردم هم زبان محمد است. پس لطفن ما ایرانیان پارسی زبان و متمدن را آسوده بگذارید و حشیگری ها و جنایات و دزدی اعراب به عهده خودشان بگذارید.
      5- میدانم که با دیدن جملات بالا رگهای گردن اسلامیتان سیخ شده است. اجازه بفرمایید توضیح بدهم. به دلایل زیر, اسلام دین قتل و دزدی و تجاوز و دروغگویی و وحشیگری و بت پرستی و حماقت است.
      ا- اولین اقدام بزرگ مسلمانان غارت کاروان مکه بود. یعنی سرقت مسلحانه از مشتی بازرگان و کشتن آنها که از مالشان در برابر محمد دزد (محمد امین !!) و پیروان غارتگرش دفاع میکردند. محمد در 63 غزوه شرکت داشت که سه تای آنها دفاعی بود و شصت تای آنها تهاجمی. توجه داشته باشید که غزوه حرب نیست. حرب جنگ دو لشگر است. غزوه سرقت مسلحانه است که مشتی دزد به مردم شبیخون میزنند.
      ب- محمد تجاوزگر بود. من فقط به تجاوز او به دخترک کوچکی مثل عایشه اشاره نمیکنم. برای آنها که نمیدانند، عایشه 9 ساله نبود. عایشه 9 ساله به سال قمری بود که میشود 8 سال و 7 ماه. اشاره من به بقیه زنانی است که محمد به آنها تجاوز کرد. مثل آن زن یهودی زیبایی که محمد شوهر و پدر او را کشت و در همان شب او را به عقد خود در آورد. مگر نه اینکه اسلام میگوید که زن شوهردار باید 3 ماه عده نگه دارد تا مشخص شود که او حامله نیست؟ پس چرا محمد عده او را نگه نداشت؟ آیا هیچ زنی حاضر است با کسی که همانروز شوهر، پدر و بقیه قبیله اش را قتل و عام کرده ازدواج کند؟ اگر زنی با میل خود ازدواج میکرد، روز بعد که محمد از چادرش بیرون می آمد، همه صورت و بدنش از جای ناخن هایی که به او کشیده شده بود خونین نبود.
      پ- دروغگویی. علاوه بر اینکه تقییه یکی از واجبات اسلام وبخصوص شیعه گری است. کلیه اسلام بر اساس دروغ هایی که سلمان پارسی اختراع کرد و به محمد آموخت ساخته شده است. این بحث بسیار مفصلی است که وبلاگ حسن آقا محل آن نیست. ولی شما آثار دروغگویی را همه داستانهای اسلام و وعده های داده شده و عمل نکرده را در همه جا میتوانید ببینید.
      ت- وحشیگری مسلمانان احتیاجی به توضیح ندارد. از سنگسار و چشم کور کردن و قطع عضو و سر بریدن بگیر و برو تا ظلمهایی که به زنان میشود برسی.
      ث- بت پرستی. محمد بت پرست به دنیا آمد و بت پرست از دنیا رفت. هنوزهم رفتار مسلمانان بت پرستانه است. معنی آلله و اکبر خدا بزرگ است نیست. این را از هر عرب زبانی میتوانید بپرسید. معنی آلله و اکبر، الله بزرگترین است میباشد. الله بزرگترین بت خانه کعبه بود ( میگویند حجر ال اسود – سنگ سیاه- همان الله است). خانواده محمد پرستندگان الله بودند و به همین دلیل اسم پدر محمد عبدالله بود که معنیش بنده الله است. سال اولی که محمد به مدینه رفت، برای زیارت سالانه الله به مکه باز گشت و مکییان او را راه ندادند و گفتند که تا دست از دزدی و غارتگری و مسلمانی بر نداری نمتوانی به زیارت الله بیایی. محمد برای اینکه بتواند وظایف دینیش را انجام دهد، لشگر جمع کرد و به مکه حمله کرد. و پس از فتح مکه همه بت ها شکست بغیر از سه بتی که دختران الله بودند. اگر به مراسم امروز حج دقت کنید آثار بت پرستی را بطور کامل می بینید. مردم بدور خانه الله طواف میکنند. شما با عقل خود بمن بگویید، چگونه خانه خداوندی که این جهان پر عظمت و زیبا را ساخته میتواند یک اتاق کوچک سنگی وسط بیابانهای بی آب و علف عربستان باشد؟ سنگ انداختن به شیطان هم در حقیقت سنگ انداختن به بت رقیب الله بوده. هفت بار از کوهی به کوه دگر رفتن هم در حقیقت هفت بار از بتی که در بالای هر کدام از این کوه بوده به بت دیگر رفتن بوده.
      ج- باور داشتن به دینی که هیچ از آن ندانید و فقط از آن کور کورانه و با تعصب پیروی کنید دلیل حماقت است. اجداد ما به ضرب شمشیر و از ترس کشته شدن بوسیله عرب وحشی که با شمشیر آغشته بدر خانه شان آمده بود و میگفت یا مسلمان شو یا کشته میشوی و زن و بچه هایت به بردگی میروند مسلمان شدند. مسلمان یعنی تسلیم شده. آنها کسانی بودند که تسلیم شدند و قبول کردند که جزیه و خمس و ذکات بدهند تا کشته نشوند. و بعد اعراب ممنوع کردند که ما به زبان پارسی صحبت کنیم و یا هر چیزی از آداب خود را داشته باشیم و کم کم این دین پلید در کشور ما خانه پیدا کرد. و مردم ما چیزی نمیدانستند بجز جفنگیاتی که آخوند بخوردشان میداد. حتی آخوندها مجبورشان کردند تا قرآن را به عربی بخوانند تا نفهمند چه مزخرفاتی در آن نوشته شده. ولی در زمان حال که بیشتر مردم سواد دارند و قرآن ترجمه شده است، فقط احمق ها باور دارند که کتابی که میگوید زمین پهن است و کوهها را روی آن گذاشته اند تا آن را برسر جایش نگه دارد و خورشید شبها به داخل لجن می نشیند، از طرف خدا آمده است. قرآن کتابی است پر از غلط های انشایی و بی سر و ته که بر خلاف آنچه که میگویند هیچ کس نمیتواند نظیر آن و به فصاحت آن را بنویسد، هر بچه دوازده ساله عرب زبان میتواند نظیر آن را بنویسد. با این تفاوت که بچه دوازده ساله اشتباهات فاحشی مثل غروب خورشید در لجن و باران از کوهی در آسمان میریزد روی ابر را نمیکند.

  38. ——–
    آیا محسن چاوشی از ایران رفت؟؟ ـ۶۹0۰ کلیک
    عصر امروز خبری شوکه کننده ،مبنی بر خروج محسن چاووشی از ایران خبر: در برخی از وب سایت های معتبر منتشر شد، که به سرعت در بین سایت ها پخش شد. نکته جالب این بود که طولی نکشید ايشان اعلام نمودند قصد سفر ندارند!
    ———-
    * لطفا به خبر فوق عنايت بفرمائيد- اين خبر مربوط به هفتم مهر سال نود و يك ميباشد :
    توضيح : خبر ياد شده ظرف مدت1 ساعت آمار 7000 نفر بازديد كننده را به خود اختصاص داد ، درحالي كه زير همين خبر از كشته شدن 240 نفر مردم سوري فقط 16 كليك را بخود اختصاص داد !!

    پس بنگريم :
    -ايرانيان از كشته شدند روزي 250 نفر مردم سلحشور سوري كه فقط كمي از حقشونو را ميخوان ،‌شوكه نميشن(در حالي دين و نام همين عربها در كشور مقدس ميدانند!) ولي خبر مسافرت يك خوانند سبك عوام را شوكه كننده ميدانند! كه نشدند هيچ !، بلكه ميگن : «دلار امروز هم ركورد زد» !!! كه بنا برادبيات همين مردم ركوردزدن يك حركت موفق قهرمانيست !
    -ايرانيان از تاسي فلاكت هژموني اسلام بر جاي زندگيشون كه شامل روابط نفرت انگيز نظير:‌ صيغه متعه نفقه حد مهر وطي هست شوكه نويشن بلكه مپرستندش!
    -ايرانيان از فاجعه اي كه 34 نه ، بلكه 1400 سال به سرشون اومده شوكه نشدند، بلكه گوسفند وار تابعش گرديدند…
    – ايرانيان كه عظيم ترين هميتشان بعداز 32 سال ظلم جمهوري اسلامي ، به اصططلاح جنبشي سبز رنگ رقم زده بود ولي قرار هاي ميتينگشان از 50 نفر هيچگاه نگذشت! و خلاصه از اين امر شوكه نشدند ، بلكه بيشمال گشته مشغول غريزه پرستي خود گشتند …
    -ايرانيان از ظلمي كه جمهوري اسلامي فاجعه بار تحميلشان كرد، شوكه نشدند بلكه با مانند آفتاپرست همرنگ جماعت و با مطابعت از حزب دود، هم جهت در راستاي منجلاب اسلامي شدند
    -ايرانيان عليرغم ادعا هاي كر كننده اشان راجع به تمدن و فرهنگ بخش اساطير شان ، (نظير خبر :‌ايرانيان كشمش را اختراع كردند – كه ميتوانيد عنوان خبر را سرچ كنيد) در عين حالي با بررسي ساده خواهند ديد كه در 1000 سال اخير هيچ چيزي جز صدور تروريست و روسپي براي دنيا نداشتند ، ولي از پديده شوكه نشدند بلكه خود را ابرقدرت نظامي و اقتصادي دانستند !!
    و هزاران هزران ايراد زير ساختاري ديگر ….
    – ايرانيا از اينكه پَستتر از حكومت خود هستند شكه نشدند، بلكه دچار خود بزرگ بيني تاريخي خود گشته و پاي بساط خودرا آزاده داستند ….
    -ايرانيان كه تما دنيا را كم هوش ميدانند و دچار نژاد پرستي بيمار گونه هستند شوكه نشدند ، بلكه خودر به جامعه كمپرادور مصرفي و مُصرف كه فقط دچار لوكسوري منتجه پول نفت بود با تنها آرزوي داشتن اتوموبيل هاي چند صد ميليوني بوگاتي ، مازارتي هامر …تبديل نمودند …
    – ايرانيان سازمان ناسا را بواسطه حضور يك نفر هموطن از اين مردم گزيخته در ناسا از مايملك خود ميدانند ، تعجب ننموده كه چرا باد چرخ اتومبيلشان كه نيتروژن كمپرس شده است از چين وارد شده
    – ايرانيان كه كشورشان را مهد باستاني كشاورزي در جهان ميدانند ، از اينكه پرتقال از عربستان و سيب از اسرائيل و گندم از آمريكا و برنج از تايلند وگوشت از برزيل و تخم مرغ از تركيه و جو از پاكستان ……………… وارد ميكنند شوك نشدند !
    ايرانيان كه تنها اعتراضشان در 10 سال اخير نام خليج عربي است ، از اينكه عنوان «خليج » خود يك واژگان عربيست! و آنرا پذيرفتند دچار شوك نشدند و عنواني خليج فارس كه عربي شده پارس هست بسنده كردند ، واقعا داستان چيست ؟!

    ايا ايرانيا واقعا همان فرومايگان نيستند ؟!
    به من فحش ندهيد ،‌كمي بيانديشيد به سرشتي كه كياست انساني را به اين شيوه به گند كشانده متعارض شويد …

  39. هواپيماي نق 14

    اولين هواپيما ، به دست امام نقي شده است طبق مدركي كه در عكس ميبينيد است نه ويبل رايت ، مطمئن باشيد اسرار ساخت اين هواپيماي مافوق صوت ، را از قرآن استخراج نموده و سپس غربيها ششصد سال بعدا اين رمز راز را از مام نقي ربوده اند

    http://sarzamineazad.blogspot.com/2012/09/emem-jafar-tayar.html
    پاسخ

  40. اگر اظهارات حجت الاسلام انصاریان که گفت: « ایده سفر هوائی متعلق به حضرت سلیمان است نه برادران رایت.» درست باشد: پس نتیجه می گیریم که…

    جبرائیل( Gabriel): اولین کاشف انواع مسنجر از جمله یاهو مسنجر و گوگل تاک.

    حضرت آدم( Adam): آدم «ابوالبشر» اولین بنیانگذار ان جی او های حقوق بشری بود.

    حوا(Eve): اولین کاشف دلمه برگ مو.

    قابیل( Cain): اولین سازنده فیلم جنایی و جد بزرگ هیچکاک که چون هنوز اسپشیال افکت کشف نشده بود برادرش را راست راستی کشت.

    هابیل( Abel): اولین بازیگر فیلمهای جنایی معمایی که در جریان فیلمبرداری کشته شد.

    ادریس( Enoch): ادریس با 72 زبان حرف می زد و اولین موسسه «تافل» و آیلتز» را ایجاد کرد.

    نوح( Noah): اولین موسس کشتیرانی، اولین کسی که باغ وحش و آکواریوم ساخت. بنیانگذار اولین نهضت فرزندآوری خانوادگی با کمک دخترانش.

    هود( Hud): اولین پیامبر مکنده که کل سیستم مکش را ایجاد کرد.

    صالح( Salih): اولین پیامبری که مورد تائید شورای نگهبان قرار گرفت.

    ابراهیم( Abraham):اولین تابوشکن تاریخ قبل از شاهین نجفی و بنیانگذار موسسه زمزم.

    اسماعیل( Ishmael): اولین بنیانگذار دامداری غیرانتفاعی برای مخالفت با مجازات مرگ.

    اسحاق( Isaac): اولین سفیر رسمی حضرت ابراهیم در اسرائیل و موسس کنسولگری و سفارتخانه.

    لوط( Lut): اولین واحد گشت ارشاد را برای برادران راه اندازی کرد، ولی موفق نشد.

    یعقوب( Jacob):پدر اولین خوش تیپ تاریخ. نخستین کسی که مفهوم نصیحت را در تاریخ کشف کرد. متاسفانه کشف او در مورد فرزندانش فایده نداشت.

    ایوب( Ayub): کاشف اتاق انتظار و اولین کسی که موفق به تهیه لیست انتظار شد.

    موسی( Moses): کاشف استفاده از عصای سحر آمیز قبل از هری پاتر. اولین کانال مانش را بدون استفاده از بتون ساخت. اولین بنیانگذار ولایت فقیه از طریق صدور ده فرمان سنگین.
    هارون( Aron):سخنران خوبی بود و به جای موسی حرف می زد، اولین سخنگوی رسمی تاریخ.

    داوود( David): اولین خواننده پاپ در طول تاریخ که موفق شد مجوزرسمی کنسرت بگیرد.

    سلیمان( Solomon): اولین موسس حمل و نقل هوایی، اولین برج ساز در اولین خاورمیانه.

    الیاس( Elishia): وی بعد از نخستین دعوت به معراج رفت، موسس اولیه ناسا.

    یونس( Jonah): موسس و کاشف اولین زیردریایی طبیعی (بیو)بدون استفاده از کارشناس خارجی.

    زکریا( Zachariah):موسس ناموفق شعبده بازی، وی با معجزه وارد درخت شد و مخالفانش درخت را اره کردند، ولی هنوز ابزار شعبده بازی کامل نشده بود و متاسفانه کشته شد.

    عیسی( Jesus):اولین پیامبری که موفق شد دوازده هوادار جمع کند، و بالاخره هم مورد خیانت قرار گرفت. دومین کسی که بعد از تولد حرف زد، اولی دو هزار سال بعد یاعلی گفت.

    شعیب( Shu,aib): اولین کسی که با گرانفروشی مخالفت می کرد، موسس کمیته نظارت بر اصناف.

    یحیی( John): اولین درمانگر گیاهی قبل از پرفسور اسنیپ. اولین موسس هومیوپاتی.

    یوسف(Joseph): جد بزرگ جورج کلونی، اولین برگزار کننده مجرد پارتی، کاشف فشن شو.

    جعفر طیار( Jeffery Flier): اولین موسس آژانس هوایی جفری ایرلاین.

    حضرت خضر( Khidr): اولین جهانگرد که قبل از کریستف کلمب از آمریکا بازدید کرد و طرح حمله به برج های تجارت جهانی را ریخت.

    حضرت مریم( Mary): به ما ربطی ندارد، هر چی بوده بین خودشان بوده. اولین کسی که تحریم ها را دور زد.

    احمد جنتی( Ahmad Jannati ): نخستین بازمانده انسان نخستین و شاهد عینی کلیه موارد فوق. وی بدون عبور از حلقه داروین به مراحل بعدی رسید. کاشف کلمه ددمنگشیژانگوهیتانگوبانیانه

    هر کاری می کنم چیز دیگری یادم نمی آید. بقیه را خودتان ادامه دهید.

    نتیجه گیری اخلاقی: از 124 هزار پیامبر فقط نام 25 نفرشان مشخص است و اغلب آنان توسط پیروان شان کشته شدند، چطور انتظار داریم خداوند در نجات بشر از گمراهی موفق شده باشد.

    نتیجه گیری تاریخی: اصولا کمی دقت لازم است تا بفهمیم که ما کاشف همه چیز هستیم.

    نتیجه گیری فلسفی: خدا گر ز رحمت ببندد دری، بعیده گشاید در دیگری.

  41. روزی ابولاشی کلاشی بر امام نقی وارد شد وگفت: ای امام گروهی از ملحدان منتقد قصد دیدارشما رادارند.امام اشارت نمود که وارد تالار شوند، امام بادی به غبغب انداختند و فرمود:
    اسلام به ذات خویش نداردهیچ عیبی هرعیبی که هست از مسلمانی ماست
    یکی از ملحدان زجا خاست و گفت:
    اسلام بود دین قتل و دروغ وریا هرعیب در او بود نیست ز امت ولد زنا

    امام که خونش ز خشم به جوش آمده بود ز جا برخاست شمشیر زنیام برکشید و سر آن ملحد را ز تن جدا نمود و تالار را ترک نمود.
    از کتاب منطق الامام فی مشاعره الآزاد

  42. شما خودتونو با دنیاتون بسازید بالاخره یه روز حقیقت مشخص میشه که حق با دیندارهاست یا لاییک ها . اونقد بیشرف هستین که …………………………………….

    • نا شناس جان laicite یعنی جدایی دین از سیاست یعنی جلوگیری از خر کردن مردم برای حکومت که فکر نکنم این کار بدی باشه حتی گاها لاییک ها مذهبی هم هستند مثل نهضت آزادی ولی عقیده ندارند آخوند و کشیش تو کار دولت داری دخالت کنند وگرنه با دین کاری ندارند و این یک مشی سیاسی است اما اگر منظورت atheist و agnostice هست که احنمالا هم همین است باید بگم که پیر زن را از …. کلفت نمی ترسونند برو خدات روزیتو جای دیگه بده

  43. رازقیت خداوند به این معناست که او موجودات را طوری آفریده که احتیاج به رزق و روزی دارند و طوری خلق شده اند که باید ازموجود دیگری که خداوند آفریده، تغذیه کنند تا بتوانند باقی بمانند. خداوند متعال بین روزی و روزی خوار انطباق کامل برقرار کرده است; همچنان که در بعضی موارد روزی را آماده در کنار روزی خوار قرار می دهد.

    با توجه به این که قرآن می فرماید: «نحن قسمنا بینهم معیشتهم »(1) ; پس اگر فقیری یا ثروتمندی در جامعه باشد، خواست خداوند است; بنابراین، کمک به فقیری که فقرش معلول خواست واراده خداست، چه معنایی دارد؟

    پاسخ این پرسش بستگی به شناختن نحوه رازقیت خداوند دارد; آن طورکه شایسته قدوسیت و کبریایی اوست، آن گاه روشن می شود که رزاقیت نسبت به بندگان بااین که مکلف باشیم، منافات ندارد. چرا که اگر منافات داشت، خود قرآن کریم که خداوند رابه رزاقیت وصیت کرده، سعی، عمل و کوشش را واجب نمی کرد و نیز اولیای الهی برای احقاق حقوق مردم، جانبازی و فداکاری نمی کردند.

    روشن است که روزی رسانی ذات اقدسش با تعهدات و ضمانت های انسانی یک گونه نیست. تعهد آفریننده این نظامات و مخلوقات با تعهد مخلوقی که جزیی از همین نظام و تحت تاثیر موجودات این نظام است، تفاوت دارد; بنابراین، شناخت فعل خداوند ورزاقیتش مترتب برشناختن نظام های شگفت این عالم است، قوه تغذی و جذبی که در گیاهان است و مواد غذایی را به سوی آنها می کشاند، از اسباب رزقی است که خداوند درداخل این نظام قرار داده است. خداونداین جاندارها را با همه تجهیزات حیرت انگیزآفریده و روزی آن ها را در هوا و خاک و نور ومواد غذایی این عالم قرار داده است. خداوند میل ها و رغبت ها را در جاندارها قرار داده است تا در پی نیاز خود بروند.

    عقل و اراده را در انسان قرار داده است تا این که حق خود را حفظ کند و برای به دست آوردن روزی تلاش کند و اگر این کفالت و ضمانت در جهان هستی نبود، «و ما من دابة فی الارض الا علی الله رزقها» نه میلی بود و نه غریزه ای، نه قوه جذبی و نه دفعی، نه هضمی، نه گیاه ریشه در زمین داشت و نه حیوان و نه انسان جهازات هضم و جذب و دفع و تغذی داشتند و نه انسان درباره حفظ حقوق خود می اندیشید; همه این شورها و نشاطها و جنبش ها از رازقیت او پیدا شده است.

    پس، رازقیت خداوند به این معناست که او موجودات را طوری آفریده که احتیاج به رزق و روزی دارند و طوری خلق شده اند که باید از موجود دیگری که خداوند آفریده، تغذیه کنند تا بتوانند باقی بمانند. خداوند متعال بین روزی و روزی خوار انطباق کامل برقرار کرده است; همچنان که در بعضی موارد روزی را آماده در کنار روزی خوار قرار می دهد.

    قرآن آمده است: «و اذا قیل لهم انفقوامما رزقکم الله قال الذین کفروا للذین آمنوا انطعم من لویشآءالله اطعمه ان انتم الا فی ضلال مبین »; و هنگامی که به آنان گفته می شود از آن چه خدا به شما روزی کرده، انفاق کنید، کافران به مؤمنان می گویند:آیا ما کسی را اطعام کنیم که اگر خدامی خواست، او را اطعام می کرد؟ (پس خداخواسته که او گرسنه باشد.) شما فقط درگمراهی آشکارید

    گاهی نیز روزی خوار وظیفه دارد که به طرف روزی حرکت کند و خود را به روزی برساند; مانند: گیاهان، حیوانات و… اما در مورد انسان،از آن جا که او موجودی عالی تر است و افزون بر روزی حیوانات طلب می کند; بنابراین، وسایل زیادتری در اختیار او قرار داده، دستگاه هدایت در وجود انسان تقویت شده، به او عقل و علم و فکر داده شده و وحی ونبوت، به کمک او آمده و برایش وظیفه و تکلیف مقرر کرده است. (2)

    بعد از این که خداوند با اراده تکوینی اش تمام مواهب زمین و اسباب به دست آوردن روزی را برای انسان فراهم کرد، انسان را برای تحصیل روزی از راه حلال تشویق نمود:«وان لیس للانسان الا ما سعی » (3) ; ووسعت و تنگی روزی را مشروط به شرایطی کرد که بر زندگی انسان ها حکم فرماست; از قبیل ، تلاش ها، کوشش ها، اخلاص ها، فداکاری ها و…

    پرواضح است، در جامعه ای که استفاده از مواهب طبیعی اش برای همگان آزاد است،برخی سودجویان و سوء استفاده کنندگان پیدا می شوند که برای مردم و افراد جامعه ناراحتی هایی می آفرینند و دیگران را از مواهب طبیعی محروم می کنند. یا این که افرادی بر اثر از دست دادن سرپرستان، از کار، کسب و بهره مندی از بیعت باز می مانند که در این جا خداوند برای مبارزه با این پدیده و برای مهار غرایز، تهذیب نفوس و تربیت انسان ها، طبق اراده تشریعی اش از طریق ایثار و فداکاری و گذشت و انفاق، قوانین را وضع نمود و مردم را به انفاق و کمک به فقرا توصیه فرموده است.

    در قرآن آمده است: «و اذا قیل لهم انفقوامما رزقکم الله قال الذین کفروا للذین آمنوا انطعم من لویشآءالله اطعمه ان انتم الا فی ضلال مبین »(4) ; و هنگامی که به آنان گفته می شود از آن چه خدا به شما روزی کرده، انفاق کنید، کافران به مؤمنان می گویند: آیا ما کسی را اطعام کنیم که اگر خدامی خواست، او را اطعام می کرد؟ (پس خداخواسته که او گرسنه باشد.) شما فقط در گمراهی آشکارید.

  44. برو از عمر لاشی تعریف کن که اگه شما الان دارین به صیغه موقت گیر میدین، پدر اون پدرسگ وقتی نتونست از باسن ننه جونش بگذره، همونجا صیغشو چپوند تو کونش!!!!!!!!!!!

  45. حضرت امام زمان: بکشید از این نقی بدبخت بیرون هلاک شد.

  46. تویه کامنت خوندم که قرآن از طرف خدانیست بدون که خود خدا درقرآن آورده که اگراین ازسوی انسان یاهرکسی غیرخدانازل میشدتوش خیلی تناقضات بوددرحالیکه تمام فلاسفه ومخهای فرانسوی جمع شدن موندن تواینکه قرآن عجب نظم عجیبی داره.و….پس چرت لطفانگو

  47. فقط ميدونم كه اونطرف نشستي داري گور خودتو با دست خودت ميكني اهاي بي ناموس كه اين سايت راه انداختي اگر دين نداري لااقل به دين بقيه هم كار نداشته باش چشمتون كور كه ما شيعه ها عاشق اهل بيت هستيم بعدم اين موضوع ربطي به نظام سياسي الان ايران نداره در زمان شاه اين ارادت مردم نسبت به اهل بيت حتي بيشتر از الان بود پس لطفأ نميخواد امام ها را به نظام و بسيج بچسبوني حتي اونيكه يك عرق خوره يا لختيه و لاته ارادتش هيچ وقت به امام ها كم نميشه حتي اونيكه ارمنيه خودم با چشمام ديدم كه امام حسين و خانوادش صدا ميزنه و شفاي مريضشم از امام حسين گرفت. تو كه عددي نيستي گنده تر ازتو هم نميتونه به مقدسات مردم توهين كنه برو ببين مشكلت كجاس كه فكر راه انداختن اين سايت افتادي شايدم يك وهابي هستي اما بدون پشم ملت ايرانم نيستي عذاب سختي دچار ميشي يكم صبركن.

  48. اسلام یه چیز مزخرفیه و دین کلا چیز مزخرفیه.مسلمونام دنباله دلیل نیستن که بدونن چرا مزخرفه اونا فقد فکر اینن که به ناموس پیامبرشون توهین نشه.تا وقتی یه مسلمون بخواذ حرف بزنه ازادیه بیان خوبه ولی برای بقیه میشه راسیست بودنو این چیزا.دین کلا مخربه و دروغ و اسلام از همه ی دینا بد تره

  49. اسلام ادم میکشه. اعدام میکنه .زنو تحقیر میکنه و مسلمونا فقد تیکه هایی از اسلامو میدونن که ارباباشون میخوان .اگه یه نفر بخواد تو رو بکشه به این فکر نمیکنی که باهاش مودب باشی به این فکر میکنی که جونتو نجات بدی.اسلام کتاب ننوشته که من نقدش کنم اسلام داره بدون هیچ شرمی ادم میکشه و دروغ میگه .و ما بجاش با نوشتن و اینجور کارا اعتراض صلح امیز میکنیم.ما داریم به طناب دار گل تقدیم میکنیم.مرگ بر اسلام وحشی خون خوار و ضد زن

  50. دوستان شیعه و دوستان بی دین و به ظاهر کافر لطفا بس کنید ،شیعیان دیگه از امام نقی طرفداری نکنید چون امام نقی به کمک من و شما نیازی نداره، دوستانی مزدور،از توهین به مقدسات دیگران و توهین به انسانیت آن ها چه چیزی گیرتون میاد؟اگه چیزی گیرتون میاد بگین تا ما هم توهین کنیم!!!
    من کاری ندارم که اسلام ادیان دیگر حق هستند یا نه! ولی به نظر شخص بنده نسل امروز چشمهاشونو بستند و فقط هر چه میشنوند تکرار میکنن پس با توجه به این نظریه من مردم با دین و خودشناس و همچنین مردم بی دین ولی ساکت ، به نظرم بیشتر شبیه انسان هستند ، مردمانی که از اول تاریخ بشریت به تمسخر بقیه پرداختند و بقیه را کوچک شمردن و خود را بزرگ،تاکنون بردن نام انها به عنوان انسان گناه است ، به نظرم از چهارپایان هم پایین تر هستند

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s