۵۵۰

امام نقی و ابولاشی از ترس مشرکین به غاری پناه بردند. عنکبوتی به اذن خدا بر در غار تار تنید. امام رو به ابولاشی کرد و فرمود: معجزه رو حال کردی، ابالاش؟ ابولاشی گفت: اگر معجزه است، خدا آنرا می تواند دوباره تکرار کند و سپس با انگشتان خود تار را خراب کرد. نقل است عنکبوت رفته بود و برنگشت. مشرکین حضرت و ابولاشی را پیدا کردند و هر دو را سپوختند.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s