ماجراهای امام نقی و معتصم

امام نقی: معتصم دهنت سرویس، ایندفعه دیگه زهر ریخته بودیا!
معتصم: برو بابا تو هم همش تو توهمی.
امام نقی: دلم بد جور پیچ میره. قرص هیوسین تو کاخ دارین؟
معتصم: از بس که آب انگور میزنی. بدبخت، الکلی، معتاد…
بادی با صدای بلند از امام نقی خارج می‌شود. معتصم به دوربین خیره می‌شود.
امام نقی: چقد زر می‌زنی. واسه میرزاقاسمی ناهار بود. بحمدلله برطرف شد.
معتصم: اوه اوه. سرباز، پنجره‌ها رو باز کن. چشام داره می‌سوزه! زنان و بچه‌ها رو از کاخ خارج کنید. نقی جون عمت یه دکتر گوارش برو. حداقل صبحا بعد از صبحونه یه لیوان گلاب بخور.
امام نقی: غلط کردی. غائط و باد معده‌ی ائمه بوی مشک و عنبر میده!

Advertisements

11 پاسخ به “ماجراهای امام نقی و معتصم

  1. پس اینکه میگن باد امام های معصوم متبرک هست و بسیار خوشبو کذب هست ؟!! ما بر این باور بودیم که هر کسی باد معده ی این امامان بزرگوار رو اشتشمام کنه راهی بهشت خواهد شد !

  2. به جز آدم حرومزاده هیچ موجودی به ائمه اهانت نمیکنه.حتما تحقیق کنید که پدرو مادرتون کیا هستند

    • از کل 7 میلیارد جمعیت دنیا فقط چند ملیون نفر به ائمه شما اعتقاد دارند. به خصوص امام نقی رو که همون شیعه های دوازده امامی هم درست نمیدونن امام چندمه. اونوقت چجوری فکر میکنی انقدر مهمه که دیگران رو بخاطرش حرومزاده میکنی؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s