۳۶۱

پير مردى كه يك پايش را در غزوه خندق از دست داده بود و پاى ديگرش را در غزوه احد ،
و يك دستش را در غزوه خيبر و آن دستش را در غزوه تبوك، گردنش را در غزوه طائف ،
به مسجد رفت كه وضو بگيرد و شكر سلامتى كند،
حسن و حسين آن تكه گوشت را گرفتند و به حالت چاى ليپتون در حوض مسجد فرو كردند و نامش را براى جنگ ( حنين ) نوشتند.

Advertisements

3 پاسخ به “۳۶۱

  1. نزديك كارمون به ايست تنفسي، كوري و سكته مغزي بكشه…خييييييييييييييييييلي با حال بود.مرسي مرسي مرسي…

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s