۳۲۳

مردی پارسی‌ خدمت امام نقی‌ (ع) رسید و تا او‌را دید شروع کرد به فحاشی با صدای بلند بطوریکه صورتش بر افروخته شد و به نفس نفس افتاد… وقتی‌ از کلام افتاد، حضرت با لبخندی به وی بفرمود: حالا علت فحاشی تو چیست؟ مرد پارسی‌ گفت: تو و جدّت محمد رسول الله و سایر معصومین با این دین ننگین و دروغین تان کشورم ایران، این پاره تنم و مردمان نازنینش را به ویرانی و بدبختی کشاندید… امام با همان لبخند پاسخ داد:‌ ای مرد پارسی‌ قبل از اینکه مشکل را گردن دیگری بیاندازید، آنرا در خودتان جستجو کنید، ملت‌های زیادی مورد هجوم فرهنگی‌ و نظامی بیگانه قرار گرفته اند، اما خود را باز شناختند و وطنشان را دوباره ساختند…مگر آلمان و ژاپن در جنگ‌های جهانی‌ نابود نشدند، اما کشور و فرهنگ خوب خود را دوباره ساختند… مگر اسرائیل‌ها حتی تا مرز نابودی زبان مادری پیش نرفتند، مگر رومی ها، یونانیان و حتا چنینی‌ها مورد هجوم بیگانه نبودن. اصلا مگر ما به شما گفتیم نوه‌ام مهدی در چاه جمکران است. شاید مشکل شما این باشد که غرور و خود بزرگبینی اجازه نمی‌‌دهد اصل مشکل را در خود ببینید و یا شاید خود را با هوش تر از دیگران می‌‌پندارید و هرگز به ذهنتان خطور نمی‌‌کند که خودتان نمی‌‌خواهید از خرافه و استبداد رهایی پیدا کنید. مرد پارسی‌ کمی‌ فکر کرد، سر بزیر انداخت و شرمسار یکسره به وطن برگشت. هنگامی که دیگر دوستانش، نتیجه مذاکراتش با امام را پرسیدند، غرور و تکبر ایرانیش اجازه نداد که حقیقت را بگوید و به آنها گفت: حیف که نبودید ببینید نقی‌ را جلوی تمام اصحاب و خانواده اش با غأئط یکی‌ کردم… دوستانش که از شنیدن این خبر به وجد آمده بودند ابتدا با یک تکبیر بلند و ذکر سه صلوات به او شادباش و خدا قوت گفتند، سپس به جهت شکر گذاری به در گاه الله شروع به پختن چلو خورشت نذری کردند و در همان حین خاک بر سر ریزان و سینه زنان ذکر مصیبت و روضه مولا امام حسین و علی‌ را نیز خواندند.

امام نقی‌ (ع) و واقع نگری

Advertisements

2 پاسخ به “۳۲۳

  1. واقع بینی این هست ، که نویسنده این مطلب و من که معتقد به دین هستم ، نمی توانیم بدون احترام به عقاید هم ، کنار هم زندگی کنیم ،
    لیاقتمان دیکتاتوری هست !

    چه دینی چه غیر دینی

    فقط اولی فاتحه دین را هم میخواند…

  2. من نكته اي به نظرم رسيد كه مينواند ترجيع بند نوشته فوق باشد
    ايرانيان متاسفانه پاسيو هستند كه اين منفعل بودن و يا انفعالشان منتج به يك توهم بزرگتر از جنس احساس حقارتي است كه جهت تامين خود،‌به خود بزرگ بيني و نژاد پرستي تبديل شده است …..
    اين بيماري فراگير است
    نتيجه انفعال در 1400 سال اخير منتج به زرسالاري و منفعت پرستگي شده است كه نتيجه گسستگي با خود ميباشد

    ايرانيان خود را مسئول حكومتشان نميدانند و همواره حكومت را عامل بيگانه و تزريقي تلقي ميكنند
    نجات خود ،‌بدترين خصيصه اين مرز و بوم و دورويئ و بوقلمون صفتي نشانه آن است .. اين يك آسيب شناسي نه منكوب بلكه نگاهي است كه اگر فراگير شود ميتواند اين خطه پر حاصل ولي بي حاصل فعلي را تبديل به جايگاه مفخم خود نمايد

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s