۳۱۸

و آن ديار را سه گونه بچه خوك بودي:

بچه خوك اول، امام خود از مقوا ساختي كه هم در باران وا برود و هم در آتش بسوزد.
بچه خوك دوم، امام خود از چوب بساختي كه در باران وا نرود ولي در آتش بسوزد.
بچه خوك سوم، امام خود از سنگ و آجر و طلا و نقره بساختي و امامزاده‌اش خواندي. كه نه از باران و نه از آتش گزندي نبيند.
آن بچه خوك سوم منم.

شطحيات سقمان قارسي

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s